آنیو آراکلیجان مشاور ارشد سیاست گذاری نظارتی در انجمن مدیریت صندوق و دارایی اروپا (EFAMA) است.
در حالی که قانونگذاران اروپایی بحث میکنند که کدام شرکتهای نفتی را در صندوق انتقال بگنجانند، واقعیت آخرین بحران جهانی انرژی قبلاً رخ داده است.
بسته شدن موثر تنگه هرمز و حملات تلافی جویانه در سراسر خلیج، چیزی را نشان داده است که هیچ ارزیابی تأثیر نظارتی تاکنون به طور کامل نشان نداده است: امنیت انرژی و گذار سبز دو روی یک سکه هستند. شما نمی توانید یکی را با نادیده گرفتن دیگری از طریق طردهای ساده مدیریت کنید.
راحتی عجیبی در طرد شدن وجود دارد. شرکت متخلف را از پورتفولیو حذف کنید، برگه اطلاعات را به روز کنید و مشکل ناپدید می شود – حداقل روی کاغذ. برای سالها، این منطق نحوه تفکر صنعت مالی پایدار در مورد پیشرفت را شکل داده است: هر چه پرتفوی تمیزتر باشد، جهان سبزتر است.
جنگ در اوکراین این توهم را شکست. وقتی عرضه گاز روسیه قطع شد و دولتهای اروپایی برای راهاندازی مجدد نیروگاههای زغالسنگ تلاش کردند، یک سوال اجتنابناپذیر شد: مدیریت یک دوره گذار در واقع چه معنایی دارد، در مقابل مدیریت صرف یک سبد سهام که شبیه آن است؟
این سوال در قلب اصلاح شده نهفته است مقررات افشای مالی پایدار (SFDR) در حال حاضر از طریق بروکسل در حال حرکت است.
بر اساس تجزیه و تحلیل MSCI ACWI توسط یکی از اعضای EFAMA، پیشنهاد برای دسته محصول “انتقال” حداقل معیارهای حذف را دارد که عملاً 90 تا 95 درصد از بخش انرژی جهانی را محدود می کند.
همچنین تخمین زده می شود که 20 درصد از بخش خدمات عمومی جهانی که مستقیماً مسئول تحول شبکه برق است، با محرومیت مواجه خواهند شد. این استثناها حتی برای شرکت های بازارهای نوظهور محدودتر خواهد بود.
«حذف بخش انرژی را پاک نمیکند، فقط افرادی را که احتمالاً تلاش میکنند حذف میکند».
این یک تناقض اساسی ایجاد میکند: چارچوبی که برای هدایت سرمایه به سمت کربنزدایی طراحی شده است، شرکتهایی را که محرکهای اصلی این تغییر هستند، حذف میکند. این مقررات با سوق دادن وجوه انتقالی به سمت دنیای کوچک شرکتهایی که قبلاً تمیز هستند، مقصد را با جهت اشتباه میگیرد.
کنار گذاشتن یک شرکت بزرگ انرژی با طرح انتقال معتبر و مبتنی بر علم و مشارکت فعال سهامداران، سبد را بهتر به نظر میرساند، اما کربنزدایی سیستم انرژی را تسریع نمیکند.
سرمایه گذاری های توانمند گذار
آنچه که باید برای انتقال اهمیت بیشتری داشته باشد این نیست که صندوق از کدام بخش ها اجتناب کند، بلکه این است که آیا دارایی هایی که در اختیار دارد در مسیر کربن زدایی معتبر قرار دارند و آیا سرمایه گذاران ابزارهایی برای پاسخگویی مدیریت برای رسیدن به این هدف دارند یا خیر.
بخش انرژی هسته اصلی تحول است و بیشتر شرکتها در انرژیهای پاک و سوختهای فسیلی سرمایهگذاری میکنند، تا جایی که این سوختها برای پایداری شبکه انرژی یا تضمین عرضه مورد نیاز هستند.
این چارچوب همچنین باید به صراحت سرمایهگذاریهای انتقالی مانند زیرساختهای انرژی، ذخیرهسازی باتری، گرمایش منطقهای و هیدروژن را در خود جای دهد. در حالی که برخی از آنها به طور کلی واجد شرایط قرار گرفتن در مسیر گذار به عنوان یک شرکت نیستند، اینها بلوک های سازنده مهم کربن زدایی هستند.
در عمل، این به معنای همسویی حداقل استثناها با قوانین اتحادیه اروپا است معیارهای انتقال آب و هوا، نه لیست های “پاک” دلخواه. این بدان معناست که تعامل و سرپرستی سهامداران را به عنوان یک ابزار اصلی برای تغییر، نه یک افزونه تزئینی، در نظر بگیرید.
و مهمتر از همه، این به معنای طراحی قوانینی در مقیاس جهانی است که برای بازارهای اتحادیه اروپا بدون استثنا کردن رهبران در حال گذار در بازارهای نوظهور کار می کنند. این اغلب جایی است که کمبود سرمایه برای کربن زدایی شدیدتر است.
یک صدای حیاتی
اگر صندوق های انتقالی از نگهداری شرکت های انرژی و تاسیسات منع شوند، صدای حیاتی ناپدید می شود. شرکتها فعالیت یا انتشار را متوقف نمیکنند، آنها به سادگی سهامداران پایدار را با سرمایهگذارانی جایگزین میکنند که هیچ برنامه پایداری و علاقهای به پرسیدن سؤالات سخت ندارند.
محرومیت بخش انرژی را پاک نمی کند، فقط افرادی را که به احتمال زیاد تلاش می کنند حذف می کند.
بحران هرمز در نهایت به پایان خواهد رسید، اما تنش اساسی بین امنیت انرژی و سرعت کربن زدایی نخواهد شد. اروپا این شانس را دارد که چارچوبی بسازد که واقعیت انتقال انرژی را جدی بگیرد و تغییرات را تشویق کند.
اشتباه است که این شانس را با کنار گذاشتن شرکت هایی که انتقال بیشتر به آنها بستگی دارد، از دست بدهیم.
