در سخنرانی در مجمع جهانی اقتصاد در ماه فوریه، رئیس کمیسیون اروپا، اورسولا فون در لاین تاکید کرد لزوم «استقلال» اتحادیه اروپا از این استدلال که تغییرات قدرتمندی که نظم جهانی را متزلزل می کند، باید به عنوان یک کاتالیزور برای خیر تلقی شود تا یک فاجعه.
او در مقابل پسزمینهای از تهدیدهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده صحبت کرد که پیشنهاد حمله یا اجبار به فروش گرینلند – سرزمینی که به دانمارک تعلق دارد – و اعمال تعرفهها بر چندین کشور اروپایی که با برنامههای او مخالف بودند، کرد. این نقطه عطف مهمی برای منطقه ای بود که از لحاظ تاریخی به دیپلماسی محتاطانه نسبت به رویارویی مستقیم با کاخ سفید علاقه داشت.
اگرچه تهدیدهای ترامپ ممکن است از بین رفته باشد، اما احساسات در اروپا در مورد نیاز به کاهش وابستگی به ایالات متحده برای تجارت، انرژی و فناوری همچنان قوی است. علیرغم تلاش های فوری اروپا برای تقویت قابلیت های نظامی خود و کاهش اتکای استراتژیک خود به ایالات متحده، مطالعات اخیر آشکار کردن تا چه حد این قاره همچنان به تسلیحات، فناوری و چارچوب های فرماندهی آمریکا وابسته است.
ایالات متحده در حال حاضر بزرگترین بازار صادراتی اروپا است. نمایندگی بیش از 20 درصد از صادرات اروپا در اوایل سال 2026. همچنین به عنوان تامین کننده اصلی سرمایه ریسک قاره برای ابتکارات تجاری جدید عمل می کند و منبع کلیدی قابلیت های نظامی ضروری برای بازدارندگی روسیه است.
دلایل موجهی برای خوشبینی وجود دارد که دولتهای اروپایی میتوانند وابستگی نظامی خود را کاهش دهند: هزینههای دفاعی بهویژه در کشورهای اروپای شمالی و شرقی در حال افزایش است و اروپا از مقاومت اوکراین در برابر روسیه حمایت میکند و در عین حال برای یکپارچگی عمیقتر با بخش نظامی-صنعتی در حال گسترش اوکراین تلاش میکند.
در تئوری، دولت های اروپایی این توانایی را دارند دور زدن کالاها، خدمات و ارزهای ایالات متحده از بخش دولتی و محدود کردن یا ممنوع کردن استفاده از آنها در بخش خصوصی، در نتیجه شانس استفاده دولت ایالات متحده از اتکای اروپا را کاهش می دهد. با این حال گفتن این کار آسان تر از انجام آن است. برای تشویق شرکتهای خصوصی به کاهش وابستگی به ارز، سیستمهای مالی، تجارت و فناوری ایالات متحده، رهبران اروپایی باید جایگزینهایی را ارائه دهند که به همان اندازه راحت، مقرونبهصرفه و از نظر فناوری پیشرفته باشند که توسط ایالات متحده ارائه شده است. در حال حاضر، چنین گزینههایی وجود ندارد. اروپا برای توسعه سریع آنها میتواند مستلزم مبادلات بسیار بالا باشد: یا فدای رشد اقتصادی و دستاوردهای بهرهوری یا متکی شدن به سایر تامینکنندگان، بهویژه تامینکنندگان چینی.
«اروپا، در حال حاضر، گزینه های کمی جز حفظ روابط اقتصادی فراآتلانتیکی عمدتاً در ساختار موجود خود دارد».
بانک مرکزی اروپا در حال توسعه یک یورو دیجیتال در نظر گرفته شده برای معاملات خرده فروشی، ارائه یک روش امن برای شرکت های خصوصی و موسسات مالی بلاک چینمعاملات مبتنی بر در مجموع، این ابتکارات ممکن است زمینه را برای یک سیستم پرداخت برون مرزی اروپایی خودکفا ایجاد کند. معضل این است که پیش بینی می شود این سیستم تنها تا پایان این دهه به بهره برداری برسد. به عبارت دیگر، اروپا، در حال حاضر، گزینه های کمی جز حفظ روابط اقتصادی فراآتلانتیکی عمدتاً در ساختار موجود خود دارد.
علاوه بر این واقعیت که نزدیک به 25 درصد از انرژی اروپا است مشتق شده است از گاز طبیعی، این منطقه ممکن است به طور فزاینده ای به ایالات متحده متکی شود تا کمتر. قبل از تهاجم تمام عیار روسیه به اوکراین در اوایل سال 2022، خطوط لوله روسیه 40 تا 45 درصد واردات اروپا را تشکیل می داد. با این حال، در سال های بعد، اتحادیه اروپا گزارش شده است کاهش یافت مصرف گاز روسیه از 45 درصد در سال 2021 به 15 درصد در سال 2023. این کاهش بدون واردات گاز طبیعی مایع آمریکا (LNG) که شاهد افزایش بیش از چهار برابری بین اوایل سال 2022 تا 2025 بود، امکان پذیر نبود و تا زمان شروع جنگ در ایران، پس از افزایش قیمت گاز در اتحادیه اروپا در سال 2013-20، به کاهش قیمت گاز در ایران کمک کرد. در حال حاضر، ایالات متحده و همسایه نروژ هستند تامین کنندگان اصلی اتحادیه اروپا از گاز طبیعی
با در نظر گرفتن اینکه کشورهای عضو اتحادیه اروپا از جمله مجارستان، رسیده اند پیش بینی می شود با توافق برای پایان دادن به تمام واردات باقی مانده گاز طبیعی روسیه تا اواخر سال 2027، واردات آمریکا از اهمیت بیشتری برخوردار شود. بروکسل باید به سرعت جایگزینهایی را برای گاز طبیعی روسیه شناسایی کند یا خطر افزایش قیمتها را تهدید کند. در حالی که ممکن است جبران بخشی از کسری از طریق تامین خطوط لوله اضافی از نروژ یا شرق مدیترانه امکان پذیر باشد، اکثر این کمبود باید از طریق واردات LNG برطرف شود، که جنگ کنونی آمریکا و اسرائیل با ایران این چالش را تشدید می کند. به عنوان مثال، اگر حملات تلافی جویانه ایران به تاسیسات LNG قطر منجر به خسارات قابل توجهی شود، بخش عمده LNG اتحادیه اروپا باید از ایالات متحده تامین شود، به این معنی که با متعهد شدن اروپا به توقف تدریجی واردات گاز روسیه، اتکای آن به عرضه آمریکا افزایش خواهد یافت.
همچنین اتحادیه اروپا ادامه دارد وابستگی در مورد چین برای مواد خام حیاتی و ورودیهای خودرو، نقطه اهرمی که پکن در حال حاضر با ایالات متحده دارد، که دولتهای اروپایی تلاش میکنند آن را به نفع خود محدود کنند. این بدان معنا نیست که اروپا قادر به کاهش وابستگی اقتصادی و تکنولوژیکی خود به ایالات متحده نیست، با این وجود، اگر تمرکز کنونی اروپا بر رقابت پذیری و رشد اقتصادی خود باقی بماند، هرگونه استراتژی حساس به هزینه ایجاب می کند که این قاره همچنان به نوآوری و مشارکت های اقتصادی آمریکا در سطوحی قابل مقایسه با آنچه امروز مشاهده می شود، وابسته باشد.
مقالات مرتبط:
