“دونالد ترامپ مردم آمریکا را به یک جنگ انتخابی کشانده است که بدون مجوز کنگره آغاز شده است. رئیس جمهور هیچ استراتژی منسجمی ندارد و این تعامل نظامی بدون پایان و تعریف نشده دقیقاً همان چیزی است که قطعنامه اختیارات جنگ برای مهار آن طراحی شده است.
“در 28 فوریه، رئیس جمهور در حالی که مذاکرات بین ایران و ایالات متحده به طور فعال در جریان بود، حمله کرد. دیپلماسی در جریان بود. وزیر امور خارجه ایران چند روز قبل اعلام کرده بود که توافق تاریخی “در دسترس است.” مسیری وجود داشت که نیازی به آسیب رساندن به یک نظامی آمریکایی نداشت.
رئیس جمهور مسیر دیپلماتیک را رها کرد – نه به این دلیل که دیپلماسی شکست خورد، بلکه به این دلیل که هرگز واقعاً به آن فرصت داده نشد. در نتیجه تصمیمات دولت، رژیم جدید ایران سختگیرتر است، تنگه هرمز – که قبلاً باز بود – اکنون بسته شده است، هزینههای گاز برای مردم آمریکا به شدت افزایش یافته است، و این آتشبس شکننده و شکننده از آتش بس دور است.
و این جنگ چه دستاوردی داشته است؟ دولت و شخص ترامپ ممکن است اعلام پیروزی کنند، اما بیایید به اهداف متناقضی که این دولت برای توجیه جنگ استفاده کرده است نگاه کنیم.
“اول، این بود که ایران یک تهدید قریب الوقوع بود، اما هیچ تهدید قریب الوقوعی هرگز نشان داده نشد. سپس در مورد تسلیحات هسته ای بود، اما خود دولت اعلام کرده بود که برنامه هسته ای منسوخ شده است. سپس موشک های بالستیک بودند. تیرک های دروازه به حرکت خود ادامه می دهند، زیرا هرگز هدف مشخصی برای شروع وجود نداشت.
در همین حال، هزینههای این جنگ همچنان افزایش مییابد. 13 نظامی آمریکایی در این درگیری کشته شدهاند و بیش از هزار غیرنظامی از جمله صدها کودک از زمان شروع جنگ کشته شدهاند.
و سپس تأثیر آن بر آمریکاییهای روزمره است. خانوادههای آمریکایی هزینه را در پمپ بنزین و خواربارفروشی میپردازند. این جنگ سفر و تجارت جهانی را مختل کرده است، پروازهای داخل و خارج از خاورمیانه را متوقف کرده است و منجر به تغییر مسیرهای بزرگ کشتیرانی شده است. 2026.
آتشبس دو هفتهای قرار است در 22 آوریل منقضی شود. تا کنون، هیچیک از طرفها چیزی را که فراتر از ادامه انسداد تنگه هرمز است، نشان ندادهاند. ما در لبه یک صخره ایستادهایم و کنگره باید قبل از اینکه رئیسجمهور ما را کنار بزند، اقدام کند.
این قطعنامه آمریکا را بی دفاع نمیگذارد. اقتدار رئیسجمهور برای دفاع از ایالات متحده و متحدان ما در برابر حمله قریبالوقوع را حفظ میکند. آنچه در آن میگوید – به صراحت و قانون اساسی – این است که یک نفر قدرت ندارد این ملت را به تنهایی به جنگ ببرد.
“قانون اساسی به کنگره، نه به رئیس جمهور، قدرت اعلان جنگ را می دهد. حرف من را قبول نکنید، حتی رئیس جمهور این جمله را تایید کرد، نقل قول کنید، “به عنوان یک جنگ، شما قرار است از کنگره تاییدیه بگیرید.”
و این یک درگیری نیست، این یک عملیات نظامی نیست، بلکه یک جنگ است.
ما مجلس ایران نیستیم، ما مهرهای لاستیکی نیستیم، ما شعبه اصل 1 دولت هستیم و به عنوان یک کنترل و تعادل در تسلط رئیس جمهور عمل می کنیم. این وظیفه اختیاری نیست.
وی افزود: «امروز این نهاد حق انتخاب دارد. ما میتوانیم بر اقتدار قانون اساسی خود تاکید کنیم و خواهان بازگشت به تنها مسیری باشیم که به امنیت پایدار منتهی میشود – دیپلماسی، مذاکره، راستیآزمایی و بازدارندگی. یا میتوانیم این اختیار را تسلیم کنیم و اجازه دهیم این جنگ بدون پاسخگویی، بدون استراتژی و بدون پایانی پیش بیاید.
من دیپلماسی را انتخاب می کنم. من قانون اساسی را انتخاب می کنم. من دفاع از این اصل را انتخاب می کنم که جنگ آخرین راه حل است، نه اولین گزینه.
“مردم آمریکا تماشا میکنند. دوربینهای تاریخ در حال چرخش هستند. من از همکارانم در هر دو طرف میخواهم رای مثبت بدهند.”
