با در پیش بودن کنفرانس صلح پاریس، رئیس جمهور فرانسه قربانی مناسبی پیدا کرده است.
فرانسه در حال آماده شدن برای میزبانی یک کنفرانس بین المللی در مورد راه حل دو کشور در ماه آینده است. خوب اما شیوهای که پاریس برای چارچوببندی این درگیری در آینده انتخاب کرده است – چه کسی به عنوان مانع انتخاب میشود، چه کسی به عنوان قربانی انتخاب میشود – نشان دهنده بیطرفی نیست. این سیاستی است که به شکل دیپلماسی در می آید.
زبان را بگیر در 28 آوریل، در تلویزیون BFM، کاترین واترین، وزیر نیروهای مسلح فرانسه اعلام کرد که «فرانسه نمی تواند هیچ یک از این دو را بپذیرد. حزب الله یا ارتش اسرائیل – این اصل موضوع است.»
واترین افزود که “هر دو طرف نگرش هایی دارند که غیرقابل قبول است.” از شلیک موشک های حزب الله و پاسخ اسرائیل در یک نفس صحبت می کند، گویی که آنها همان دفتر اخلاقی را اشغال کرده اند.
وزارت خارجه فرانسه – Quai d’Orsay – از این دستور زبان معادل سازی به طور معمول استفاده می کند: «همه طرف ها»، «تبحث زدایی»، واژگان کامل یکدستی. منطقی به نظر می رسد، اما اینطور نیست.
استانداردهای دوگانه در مورد اسرائیل اعمال می شود
آمیختگی یک دموکراسی مستقل و یک شبه نظامی که خود اتحادیه اروپا، فرانسه، شاخه نظامی آن را به عنوان یک سازمان تروریستی طبقه بندی می کند. این بی طرفی نیست
سپس زاویه مسیحی وجود دارد که امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه با چیزی که فقط می توان آن را به عنوان نیروی غیرعادی توصیف کرد دنبال کرده است. دسترسی به کلیسای مقبره مقدس در یکشنبه نخل مسدود شده است.
حمله به یک راهبه در شهر قدیمی اورشلیم. هتک حرمت به صلیب در لبنان. این حوادث واقعی است. آنها مستحق محکومیت هستند و من در اینجا آنها را کاملاً محکوم می کنم.
اما این را در نظر بگیرید. در 29 آوریل 2026، کلیسای جامع استپانکرت در قره باغ کوهستانی تخریب شد. آذربایجان.
آسیب ندیده – از بین رفته است. در نیجریه، بورکینافاسو و جمهوری دموکراتیک کنگو، حملات جهادی به جوامع مسیحی در مقیاسی ادامه دارد که هر اتفاقی را که تحت حکومت اسرائیل اتفاق میافتد، در مقایسه، کوچک جلوه میدهد.
واکنش فرانسه به آن موقعیتها، خیریه بودن در این مورد، خاموش بوده است. خیلی بی صدا
این نابرابری بیش از حد سازگار است که تصادفی باشد، و از نظر سیاسی بسیار راحت است که بتوان نادیده گرفت.
یک مشکل واقعی نیز وجود دارد. مکرون اخیراً گفته است که اسرائیل “بر اساس تصمیم سازمان ملل ایجاد شده است.” این اشتباه است و به نحوی اشتباه است که پیامدهایی دارد. قطعنامه 181 سازمان ملل – که در سال 1947 به تصویب رسید – یک طرح تقسیم را توصیه کرد. اسرائیل را ایجاد نکرد.
دولت اسرائیل در ماه می 1948 بر اساس پیوند تاریخی یهودیان با سرزمین و حق تعیین سرنوشت به رسمیت شناخته شده بین المللی اعلام شد. چرا تمایز اهمیت دارد؟
از آنجا که چارچوببندی اسرائیل بهعنوان محصول تصمیمگیری نهادی، حداقل برای کسانی که میخواهند آن را بشنوند، متضمن این است که تصمیمگیری نهادی میتواند روزی آن را از بین ببرد. من نمی گویم این قصد است، اما اثر است.
حالا به کنفرانس ژوئن برگردیم. در تئوری: یک ابتکار صلح. در عمل: یک تولید تئاتری. هیچ شریک معتبر فلسطینی روی میز نخواهد بود.
یک جنگ فعال وجود دارد. راه حل دو دولتی، هر چه که به آن به عنوان یک افق نهایی فکر کنیم، یک دستور کار نیست که کنفرانسی در پاریس بتواند تحت این شرایط پیش ببرد.
با این حال، میتواند سرفصلهایی ایجاد کند – فرانسه و رئیسجمهور آن را بهعنوان متعهد، مرتبط و سازنده قرار دهد. نگرانی اجرایی در مورد صلح، نگرانی واقعی در مورد صلح نیست، حتی زمانی که واژگان آن را کمرنگ می کند.
من سالها روی تعامل اروپا با جوامع یهودی و اسرائیل کار کردهام، و چیزی که آموختهام این است که در نحوه صحبت رهبران اروپایی درباره این مناقشه چقدر زمینه اهمیت دارد.
شرایط امروز فرانسه این است که عملاً از ساحل اخراج شده است. اهرم آن در لبنان از واشنگتن می گذرد نه پاریس.
کشوری که جای خود را در حوزه نفوذ سنتی خود از دست داده است، اعتباری برای ایفای نقش معمار صلح در خاورمیانه ندارد. کاری که می تواند انجام دهد این است که یک مرحله پیدا کند. و مراحل نیاز به داستان هایی با قهرمانان و تبهکاران دارند.
ماکرون به سیاست خارجی خود حق دارد. فرانسه حق دارد اولویت های خود را رعایت کند. اما اسرائیل همچنین حق دارد آنچه را که می بیند به صراحت بگوید. و آنچه در حال حاضر می بیند، موضع دیپلماتیک فرانسه است که به طور مداوم نقش بازدارنده را به آن اختصاص می دهد.
و این توسط دولتی که اهرم واقعی آن در منطقه تا حد زیادی از بین رفته است. دیپلماسی در جستجوی مقصر همیشه یکی را پیدا خواهد کرد. اسرائیل، در این مرحله، به سختی از این که بفهمد این بخش به آن واگذار شده، شوکه شده است.
نویسنده یکی از همکاران ارشد مؤسسه سیاست مردم یهودی (JPPI) است که در آنجا ریاست فعالیت های اروپایی آن را بر عهده دارد.
