برای چندین دهه، افغانستان به عنوان گورستان امپراتوری ها توصیف شده است. این عبارتی است که آنقدر تکرار می شود که به نشان غرور نابجا تبدیل شده است. اما امروز توصیفی بسیار دردناک و دقیقتر با ما روبروست: افغانستان به گورستان حقوق، کرامت و رویاهای زنان تبدیل شده است.
از زمان بازگشت طالبان در سال 2021، تضعیف حقوق زنان تدریجی نبوده است. سیستماتیک بوده است. بر اساس گزارش های جهانی حقوق بشر، دختران از تحصیلات متوسطه و عالی منع شده اند و میلیون ها نفر به طور کامل از تحصیل محروم شده اند. زنان از محل کار بیرون رانده شدهاند، در رفت و آمد محدود شدهاند و در زندگی عمومی تقریباً کاملاً نامرئی شدهاند.
سرکوب فراتر از آموزش است. زنان دیگر مجاز به آواز خواندن، صحبت آزادانه در جمع و یا حتی بدون نظارت مرد نیستند. در برخی موارد، زنان به دلیل قوانین محدود کننده از دسترسی به مراقبت های بهداشتی محروم شده اند یا مجبور به زایمان در شرایط تهدید کننده زندگی شده اند.
این صرفا تبعیض نیست. این همان چیزی است که بسیاری از ناظران حقوق بشر اکنون آن را «آپارتاید جنسیتی» می نامند.
با این حال، در میان این تاریکی، زنان افغان از ساکت شدن خودداری کرده اند. تصویری قدرتمند از یک دختر جوان افغان که با اسپری #بیاموزید را روی دیوار نقاشی میکند – یک عمل ساده و در عین حال نمادی عمیق از سرپیچی ظاهر شده است. در کشوری که حتی سخن گفتن می تواند به قیمت آزادی یا زندگی تمام شود، این عمل شجاعانه پیامی بلندتر از هر سخنرانی دارد: آموزش یک امتیاز نیست. این یک حق است
رنج زنان افغان فقط موضوع داخلی افغانستان نیست. این یک بحران انسانی است که توجه منطقه ای و جهانی را می طلبد
فعالانی مانند ژولیا پارسی تظاهرات را رهبری کردهاند و به دلیل مطالبه حقوق اولیه خطر دستگیری و بازداشت را تهدید میکنند. زنانی مانند راضیه بارکزی و وحیده امیری جنبش های مقاومت را بسیج کرده اند، حتی با کوچک شدن فضا برای مخالفت ها.
دیگران بهای نهایی را پرداخته اند. فروزان صافی، سخنران و فعال، پس از اعتراض به سیاست های طالبان، به طرز وحشیانه ای کشته شد، مرگ او نمادی از هزینه سخنرانی بود.
صداهای شجاعت نیز از نسل های جوان تر ظاهر می شود. فعالانی مانند کریستال بیات به افزایش آگاهی در سطح جهانی ادامه می دهند و اجازه نمی دهند زنان افغان از وجدان جهان ناپدید شوند.
حتی هنر هم به مقاومت تبدیل شده است. دختران افغانی مانند نیلا که از طریق کمپین هایی مانند #Im My Tune به ممنوعیت آواز خواندن اعتراض کردند، به دنیا یادآوری می کنند که خاموش کردن صداها فقط آنها را تقویت می کند.
بسیاری از فعالان زن، روزنامه نگاران و خوانندگان افغان برای پناه بردن به کشورهای همسایه از جمله پاکستان روی آورده اند. آنها برای ایمنی، آموزش و فرصتی برای زندگی با عزت درخواست کرده اند. پیام آنها ساده و در عین حال دلخراش است: آنها امتیاز نمیخواهند، فقط خواستار حق وجود آزادانه هستند.
به عنوان یک پاکستانی نمی توان این فاجعه را نادیده گرفت. یک افغانستان باثبات و صلح آمیز برای صلح منطقه ای ضروری است، اما صلح بدون عدالت شکننده است. رنج زنان افغان فقط موضوع داخلی افغانستان نیست. این یک بحران انسانی است که توجه منطقه ای و جهانی را می طلبد.
روایت “قبرستان امپراتوری ها” مدت هاست که مقاومت را ستایش کرده است. اما امروز، یک تراژدی عمیقتر را پنهان میکند. این واقعیت را پنهان می کند که بزرگترین قربانیان آشفتگی افغانستان امپراتوری ها نبوده اند، بلکه مردم خود، به ویژه زنان آن بوده اند.
نباید از افغانستان به عنوان سرزمینی یاد کرد که در آن زنان خاموش، محو و محبوس شدند. باید به مکانی تبدیل شود که صدای آنها احیا شود، حقوق آنها بازپس گرفته شود و آینده آنها بازسازی شود. تا آن زمان، کلمات روی آن دیوار – #بیاموزیم – هم به عنوان یک التماس و هم اعتراض باقی خواهد ماند.
باشد که صلح و عدالت در افغانستان حاکم شود.
