از درآمدهای کانال مصر گرفته تا زیرساختهای انرژی عربستان، احتیاط استراتژیک ترکیه و خطر شبهنظامیان عراق، بازیگران منطقهای در حال محاسبه چیزی هستند که حتی اقدامات زمینی محدود میتواند انجام دهد.
سایه یک جنگ گسترده تر در سراسر خاورمیانه در حال تیره شدن است. در حالی که درگیری بین ایالات متحده و ایران وارد مرحله جدیدی غیرقابل پیش بینی می شود، نگرانی های زمزمه شده در پایتخت های منطقه تغییر کرده است. سوال دیگر فقط این نیست که واشنگتن چند حمله هوایی انجام خواهد داد، بلکه این است که آیا چکمه های آمریکایی به زودی خاک ایران را لمس خواهند کرد یا خیر.
در حالی که هیچ یک از مقامات ایالات متحده برنامه ای برای تهاجم تمام عیار اعلام نکرده اند، کتاب بازی نظامی به طور قطع گسترش یافته است. سناریوهایی که زمانی نادیده گرفته می شدند – حملات مخفیانه، عملیات ویژه، و تصرف هدفمند سایت های استراتژیک – اکنون به طور فعال روی میز هستند. برای دولت های همسایه، این تمایز راحتی کمی را ارائه می دهد. خاورمیانه برای اشغال آماده نیست. برای یک واکنش زنجیره ای آماده می شود.
ردپای قابل مشاهده نظامی آمریکا در داخل ایران، صرف نظر از اینکه چقدر مختصر یا محدود باشد، وضعیت شکننده منطقه را تهدید می کند. از خطوط حیاتی کشتیرانی کانال سوئز تا شبکه های انرژی آسیب پذیر خلیج فارس، رهبران در حال محاسبه عواقب عبور از این آستانه تشدید جدید هستند. این سیم پیچی است که میتواند باعث انتقامجویی گسترده شبهنظامیان شود، بازارهای جهانی انرژی را خفه کند و اقتصادهای خسته محلی را از نقطه شکست خود عبور دهد.
دولت های منطقه ای دیگر برای یک اشغال تمام عیار آماده نمی شوند. آنها برای خطرات غیرقابل پیش بینی آماده می شوند. حتی یک حمله کوتاه و هدفمند زمینی آمریکا میتواند به شدت شوکهای انرژی را که بازارهای جهانی را متزلزل میکند، تشدید کند، شبهنظامیان را در جبهههای مختلف شعلهور کند، و پایتختهای همسایه را از اهرم دیپلماتیک باقیماندهشان سلب کند. خطر واقعی این مرحله جدید عبور از خط قرمز بحرانی است. هنگامی که نیروهای ایالات متحده در خاک ایران قابل مشاهده باشند، قوانین درگیری اساساً تغییر خواهد کرد و به طور بالقوه جرقه های تلافی جویانه گسترده ای را در پی خواهد داشت و مهار درگیری را تقریباً غیرممکن می کند.
برای مصر، تهدید اصلی، اقتصادی است، خیلی قبل از اینکه نظامی باشد. قاهره در حال حاضر با بحران مالی شدیدی دست و پنجه نرم می کند که ناشی از کاهش شدید ترافیک کانال سوئز در بحبوحه بی ثباتی دریای سرخ، کاهش ذخایر ارز خارجی و اتکای شدید به اصلاحات سختگیرانه صندوق بین المللی پول است. یک جنگ گستردهتر که شامل نیروهای آمریکایی در ایران میشود، مصر را به میدان نبرد نمیکشاند، اما اقتصاد این کشور را ویران میکند – تجارت دریایی را بیشتر خفه میکند، هزینههای واردات را افزایش میدهد و پوند مصر را تضعیف میکند.
در حالی که مصر با میدان نبرد مجاور نیست، اما با تمام پیامدهای آن در مجاورت خواهد بود
سمیر راغب، ژنرال نظامی سابق مصر و رئیس بنیاد عربی برای توسعه و مطالعات استراتژیک، وضعیت مخمصه قاهره را به عنوان موضوعی برای بقای خالص توصیف کرد. وی هشدار داد: «در حالی که مصر در مجاورت میدان نبرد نیست، اما در مجاورت تمامی پیامدهای آن خواهد بود». ضربه اولیه مستقیماً بر روی کانال سوئز فرود آمد. «مصر در حال حاضر تحت تنشهای منطقهای کنونی در حال کاهش درآمد است،» با ماهها بسیج نظامی قابل مشاهده آمریکا که سرمایهگذاریها را منجمد کرده و بازارها را متلاطم کرده است. راغب با اشاره به اینکه غول های کشتیرانی به سادگی در مناطق جنگی قمار نمی کنند و در عوض «به دماغه امید خوب» تغییر مسیر خواهند داد، توضیح داد: «یک تهاجم زمینی در مقیاس کامل، کانال را به سمت فروپاشی تقریباً کامل ترافیک سوق می دهد».
این می تواند چیزی را ایجاد کند که راغب آن را شوک “دو مشت” می نامد. با بسته شدن تنگه هرمز، افزایش قیمت نفت هزینه واردات انرژی مصر را دقیقاً زمانی افزایش میدهد که درآمدهای کانال – وزنه تعادل سنتی این کشور در برابر چنین بحرانهایی – خشک شود. وی با اشاره به خلاء آشفته ای که پس از ماه ها نبرد فعال در پی خواهد داشت، هشدار داد: «مصر یک بحران کوتاه را که با آتش بس حل می شود تحمل نخواهد کرد. “خونریزی اقتصادی یک زخم موقت نیست، بلکه یک خونریزی مداوم خواهد بود.”
پیامدهای داخلی سریع خواهد بود. پوند مصر که با هزینه های اجتماعی زیادی تثبیت شده است، پیش از بررسی بحرانی وام صندوق بین المللی پول که در سه ماهه دوم سال انتظار می رود، تحت فشار قرار گرفته است. یک درگیری منطقهای گستردهتر، هرگونه حائل اقتصادی باقیمانده را از بین میبرد. راغب گفت: «برای یک شهروند عادی، این به یک واقعیت منحصر به فرد و خطرناک تبدیل می شود: تورم. در نهایت، او هشدار داد، “این تورم است – نه ژئوپلیتیک – که به طور تاریخی خیابان های مصر را به نقطه شکست سوق داده است.”
محاسبات استراتژیک عربستان سعودی کاملاً متفاوت است. در حالی که ریاض به مراتب کمتر در معرض درآمدهای کانال قرار دارد، اما با آسیبپذیری جغرافیایی عمیقی مواجه است: این چشمانداز که یک کمپین زمینی آشکار آمریکا در ایران میتواند تهران یا شبهنظامیان متحدش را وادار کند تا اقدامات تلافی جویانه گستردهای را علیه زیرساختهای انرژی خلیج فارس، پایانههای صادراتی و کریدورهای دریایی حیاتی انجام دهند. ترس فقط در مورد مدیریت خصومت های فعلی نیست. در عوض، حضور مستقیم نظامی آمریکا در ایران میتواند اساساً استراتژی هدفگیری تهران را تغییر دهد و همسایگان عرب خود را به گرههای اصلی درگیری تبدیل کند.
برای رهبران سعودی، عبور از این تهدید به یک تعادل ظریف نیاز دارد. عبدالعزیز الشعبانی، تحلیلگر سیاسی سعودی، تاکید کرد که رویکرد سنجیده ریاض نباید به عنوان حمایت از یک حمله آمریکایی تعبیر شود.
وی توضیح داد: “در عربستان سعودی، واکنش عمومی محتاطانه است تا حمایت از تشدید تنش. اولویت همچنان اجتناب از یک جنگ منطقه ای گسترده تر است، به ویژه با توجه به خطرات مستقیم زیرساخت های انرژی و امنیت داخلی.”
فراتر از ثبات داخلی، الشعبانی بر ترس ملموس از آسیب های جانبی در رویارویی کنترل نشده آمریکا و ایران تاکید کرد. وی هشدار داد: همچنین نگرانی آشکاری در مورد اثرات سرریز احتمالی از جمله حملات موشکی، اختلال در جریان نفت و تهدیدات مسیرهای دریایی مانند تنگه هرمز وجود دارد.
موضع ترکیه کمتر در مورد بی طرفی انتزاعی و بیشتر در مورد امتناع قاطعانه از پیوستن به کمپین نظامی تحت رهبری آمریکا و اسرائیل علیه ایران است. در حالی که آنکارا همچنان در چارچوب ناتو لنگر انداخته است، اشتهای آن برای رویارویی مستقیم نظامی با تهران صفر است.
بارین کایا اوغلو، رئیس گروه مطالعات آمریکایی در دانشگاه علوم اجتماعی آنکارا، خاطرنشان کرد که احساسات داخلی آشکارا با تشدید خصومت است. او به مدیا لاین گفت: «رویهای عمومی و نظرسنجیهای افکار عمومی نسبت به جنگ و ایالات متحده و اسرائیل کاملاً منفی است. وی با اشاره به خشم عمومی نسبت به درگیری های جاری در غزه، افزود: «اسرائیل هم اکنون در خانه سگ نسل کشی غزه است. ایران در حال تبدیل شدن به میخ روی کیک است».
در نتیجه، فرهنگ استراتژیک ترکیه همچنان بر حفظ فاصله متمرکز است. کیا اوغلو ارزیابی اولیه خود از خصومت ها را یادآور شد: «در ابتدای درگیری، من چیزی به این مضمون گفتم که «تا زمانی که حملات ایران کمتر از یک هفته باشد و هیچ شهروند ترکیه آسیبی ندیده باشد و به اموالی آسیب نرسد، حال ما خوب است».
با این حال، جدایی واقعی گریزان است. میزبانی زیرساختهای اتحاد، حضور ترکیه را حتی بدون مشارکت مستقیم در جنگ افزایش میدهد. کیا اوغلو خاطرنشان کرد: «نقش ترکیه در ناتو بی طرفی کامل را دشوار می کند، زیرا حتی اگر آنکارا از نظر سیاسی کنار بماند، زیرساخت های آن همچنان بخشی از معماری امنیتی غرب است.
فراتر از درگیری های نظامی، آنکارا به شدت تحت تأثیر آسیب پذیری های داخلی است. کایا اوغلو توضیح داد: «هزینههای اقتصادی تشدید تنش – بهویژه قیمتهای انرژی و اختلالات تجاری – عامل اصلی پشت موضع محتاطانه ترکیه است. وی همچنین هشدار داد که بیثباتی در ایران میتواند بر امنیت مرزها، بهویژه در مناطق کردنشین، تأثیر بگذارد که دلیل دیگری است که آنکارا مهار را به رویارویی ترجیح میدهد.
عدم تمایل ترکیه به حمله به تهران نیز عمیقاً با هماهنگی این کشور با آذربایجان مرتبط است. هر دو کشور در کنار ایران از شبکه های پیچیده تجاری، کریدورهای ترانزیتی و امنیت مرزی عبور می کنند. همسویی نظامی علیه همسایهشان این پویایی را بیثبات میکند و مسیرهای لجستیکی حیاتی را آشکار میکند.
ترکیه و آذربایجان به جنگ ایران نمیپیوندند زیرا جنگ آنها نیست
کیا اوغلو گفت: «ترکیه و آذربایجان به جنگ ایران نمیپیوندند زیرا جنگ آنها نیست». هر دو کشور در تلاشند تا از تبدیل قلمرو خود به صحنه ای برای تشدید تنش اجتناب کنند، در حالی که همچنان روابط خود را با شرکای غربی حفظ می کنند. در نهایت، وی نتیجه گیری کرد: «آنکارا و باکو هر دو ثبات منطقه و امنیت انرژی را بر مشارکت در درگیری که می تواند منافع استراتژیک آنها را تضعیف کند، اولویت دارند.»
در حالی که مصر از ویرانی اقتصادی میترسد و عربستان سعودی برای حملات زیرساختی آماده میشود، عراق با ترس وجودی بسیار تاریکتری مواجه است: زنده کردن تاریخ ویرانگر خود در جنگی که خطوط مقدم به مرزها احترام نمیگذارند.
برای مردم عراق، شبح تهاجم ایالات متحده بزرگ به نظر می رسد. مصطفی سعدون، رئیس دیده بان حقوق بشر عراق، توضیح داد که خاطره سال 2003 هنوز تعیین می کند که کشور چگونه به تشدید تنش فعلی نگاه کند. او به مدیا لاین گفت: «من معتقدم عراقیها امروز با وسواس واقعی نسبت به تکرار فاجعه 2003 زندگی میکنند، اما این بار با احساس ترس مضاعف زندگی میکنند.
این وحشت ناشی از این است که چگونه گروه های همسو با ایران در داخل کشور عراق عمیقاً جا افتاده اند. سعدون هشدار داد: «عراق دیگر فقط یک میدان نبرد بالقوه نیست، بلکه به یک «حیاط خلوت دفاعی» تبدیل شده است که از طریق جناحهای مسلح دارای نفوذ نظامی و سیاسی گسترده با داخل ایران در هم تنیده شده است. از آنجایی که این شبکه های نیابتی نفوذ زیادی دارند، او استدلال کرد که تلاش های بغداد برای بی طرف ماندن تا حد زیادی بیهوده است. این امر باعث میشود که سیاست «تفکیک» دولت برای ترویج یک جاهطلبی دیپلماتیک صرف، در تضاد با واقعیت «سلاحهای ایدئولوژیک» که ممکن است مستقل از تصمیمهای رسمی دولت عمل کند، نشان دهد.»
سعدون هشدار داد که یک درگیری آشکار بین ایران و آمریکا فوراً امنیت شکننده کشور را از بین می برد، منابع انرژی را قطع می کند و صلح مدنی را از بین می برد. این درگیری به عنوان یک رویداد منطقهای گذرا تلقی نمیشود، بلکه به عنوان یک زلزله سیاسی و اقتصادی تلقی میشود که با خشونت کارتهای داخلی را تغییر میدهد و حاکمیت عراق را بین چکش تعهدات بینالمللی و سندان وفاداریهای فرامرزی قرار میدهد.»
مهم این است که برای کشورهای سراسر خاورمیانه، آستانه خطر بسیار کمتر از یک اشغال تمام عیار آمریکایی است. همانطور که این دیدگاههای منطقهای نشان میدهد، حتی یک تهاجم زمینی محدود ایالات متحده به ایران به عنوان یک نیروی ویرانگر چند برابر میشود و سیستمهای از قبل شکننده را تحت تأثیر قرار میدهد. خواه مصر باشد که خطر فروپاشی حایلهای اقتصادی خود را میپذیرد، عربستان سعودی حملاتی را به شبکه انرژی خود پیشبینی میکند، ترکیه از بیطرفی خود میترسد، یا عراقی که چشمانداز تبدیل شدن به میدان نبرد نیابتی خود را نادیده میگیرد، نگرانیها در سطح جهانی حاد هستند. منطقه نه تنها برای ادامه جنگ آماده میشود، بلکه برای عبور از آستانه تشدید ناپایدار جدید آماده میشود – آستانهای که میتواند یک واکنش زنجیرهای غیرقابل توقف را در خطوط جهانی کشتیرانی، بازارهای انرژی و خطوط گسل سیاسی ایجاد کند و دولتهای همسایه را تقریباً جایی برای جذب پیامدها باقی بگذارد.
