این پست عمدتاً دیروز با هدف شناسایی راهی برای پایان دادن به جنگ ایران نوشته شده است. صبح امروز رویترز گزارش میدهد که فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، «تمام شب» با معاون رئیسجمهور آمریکا، «جی دی ونس»، نماینده ویژه آمریکا، استیو ویتکاف و عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران برای ارائه طرحی به نام «توافق اسلامآباد» در تماس بوده است. بر اساس این پیشنهاد، آتشبس فوراً اجرایی میشود و تنگه هرمز را بازگشایی میکند، در مدت 15 تا 20 روز برای نهایی کردن یک حل و فصل گستردهتر. این گزارش همچنین اشاره می کند که خرید از ایران نامشخص است.
پست من به دو رویکرد جایگزین اتخاذ شده توسط پرزیدنت ترامپ برای پایان دادن به جنگ و اینکه چرا هیچ یک از آنها در حال حاضر کار نمی کند و سپس چالش های پیش روی ایران می پردازد. من نگاهی انتقادی به طرح پاکستان میاندازم و با پیشنهادی که در جای دیگری ندیدهام به پایان میرسم (به دلایل قابل درک!)
طرح ترامپ A
دونالد ترامپ به طور متناوب بین دو طرح مختلف برای پایان دادن به جنگ ایران برنامه ریزی می کند. اولین مورد، که من گمان میکنم طرفدارش باشد، در او به نمایش گذاشته شد آدرس ساعات پربیننده خطاب به ملت پنجشنبه گذشته:
ما ایران را شکست دادیم و کاملاً نابود کردیم. آنها هم از نظر نظامی و هم از نظر اقتصادی و از هر راه دیگر نابود شده اند. و کشورهای جهان که نفت را از طریق مستقیم هرمز دریافت می کنند، باید مراقب آن گذر باشند. آنها باید آن را گرامی بدارند. آنها باید آن را بگیرند و آن را گرامی بدارند. به راحتی می توانستند این کار را انجام دهند. ما کمک کننده خواهیم بود، اما آنها باید در حفاظت از نفتی که به شدت به آن وابسته هستند، پیش قدم شوند.
اعلان پیروزی و دور شدن برای اجازه دادن به دیگران برای حل کردن این آشفتگی مزیت سادگی را دارد. تنها چیزی که لازم است این است که او خود را متقاعد کند، اگر نه کس دیگری، که اهداف جنگ محقق شده است و نیازی به ادامه حملات به ایران نیست. او میتواند به تخریب بخش عمدهای از مجموعههای نظامی-صنعتی ایران، از جمله از دست دادن نیروی دریایی این کشور و همچنین کشته شدن بسیاری از رهبران آن اشاره کند.
تعدادی از مشکلات آشکار در این طرح وجود دارد:
-
رژیم زنده مانده است. مشخص نیست که آیا ترامپ تا زمانی که بتواند کسی را پیدا کند که با او معامله کند، متعهد به تغییر رژیم بود یا نه، اما «میانهروها» بالقوه همراه با تندروها در حمله اولیه کشته شدند، و به نظر میرسد این تندروهای سپاه هستند که هنوز هم در راس امور هستند (همانطور که همیشه احتمال میرفت – این را ببینید علی انصاری). ترامپ از «التماس» رهبران ایران برای گفتوگو صحبت کرده است، اما به نظر میرسد که این مذاکرات فقط در تصور او وجود دارد.
-
ظاهراً یک تهدید هسته ای قریب الوقوع وجود داشت که باید به آن رسیدگی می شد. این همیشه یک استدلال کنجکاو بود، زیرا ترامپ ادعا کرد که این موضوع به طور موثر با حملات ژوئن گذشته حل شده است. مشکل اصلی باقیمانده 450 کیلوگرم اورانیوم غنی شده است که می تواند به عنوان مبنایی برای یک برنامه تسلیحاتی باشد. ترامپ اخیراً خاطرنشان کرد که این مکان غیرقابل دسترسی است، زیر آوار در سایتهای هستهای بمبارانشده، و شاید بنابراین مشکل چندانی نداشته باشد.
-
توانایی ایران در حمله موشکی و پهپادی به همسایگانش بسیار کاهش یافته است اما از بین نرفت. علیرغم ادعای ترامپ مبنی بر اینکه ایران “هیچ تجهیزات ضد هوایی باقی نمانده” و رادار آنها “100% نابود شده است”، معلوم شد که اینطور نیست. آنها یک سیستم فرماندهی و کنترل کارآمد دارند و اهداف خود را با دقت انتخاب می کنند. Thوزارت دفاع امارات متحده عربی روز شنبه اعلام کرد که در 24 ساعت گذشته با 56 پهپاد و 23 موشک بالستیک ایرانی درگیر شده است که در مجموع 79 حمله بوده است – که بیش از همه ارقام روزانه از 8 مارس بوده است. میزان ضربه زیاد نیست اما برخی از اهداف مورد اصابت قرار گرفته اند. اگر اسرائیل و آمریکا حملات خود را متوقف کنند، هیچ تضمینی وجود ندارد که حمله به کشورهای همسایه خلیج فارس را متوقف کنند.
-
مهمتر از همه، تنگه هرمز به طور موثر بسته شده است و یک بحران اقتصادی جهانی ایجاد می کند.
نکته 4 مشکل اصلی است. رژیم میتواند به دلیل بقای خود ادعای یک نوع پیروزی را داشته باشد، اما توانایی کنترل تنگه برای آن اهرم و به طور بالقوه یک سود استراتژیک بلندمدت فراهم میکند. ترامپ استدلال کرده است که تنگه برای سایر کشورها بیشتر از ایالات متحده اهمیت دارد، اما ایالات متحده از بحران اقتصادی در حال توسعه مصون نخواهد ماند. او از کشورهای ناتو به خاطر حل نکردن مشکل انتقاد کرده است، اما مشخص نیست که آنها باید چه کاری انجام دهند، به ویژه زمانی که نیروی دریایی ایالات متحده خطر اسکورت کشتی ها را از طریق گذرگاه بسیار زیاد تشخیص داد.
طرح B

