( 1 آوریل 2026 / JNS )
یکی از شگفتی های اصلی جنگ ایران، تمایل ایران به هدف قرار دادن کشورهای حاشیه خلیج فارس برای اعمال فشار بر سیاست نظامی آمریکا و اسرائیل بوده است.
در 20 مارس، این استراتژی گروگانگیری در مقیاس ملت به قاره اروپا گسترش یافت. پرتاب دو موشک بالستیک که تأسیسات پشتیبانی دریایی مشترک ایالات متحده و بریتانیا در دیگو گارسیا، یک جزیره مرجانی دورافتاده واقع در مجمع الجزایر چاگوس را هدف قرار دادند، به عنوان نمایش واضحی از برد بلندپروازی های نظامی ایران بود.
در حالی که نتیجه اعتصاب هیچ آسیب زیرساختی به پایگاه وارد نکرد، دستیابی به پرتاب پیامدهای گسترده ای دارد. این پرتابه ها حدود 4000 کیلومتر (2500 مایل) را طی کردند و ادعای دیرینه تهران مبنی بر محدودیت 2000 کیلومتری برد موشک بالستیک خود را از بین برد.
ایران با هدف قرار دادن دیگو گارسیا، ظرفیت و تمایل خود را برای هدف قرار دادن پایگاه های استراتژیک عقب نشان داد. با این حال، عمیق ترین پیامد اعتصاب 20 مارس کاملاً جغرافیایی است. ریاضیات خام یک برد 4000 کیلومتری حکم می کند که اگر یک جزیره مرجانی جدا شده در مرکز اقیانوس هند در دسترس نیروهای موشکی ایران باشد، کل قاره اروپا در معرض خطر مشابهی قرار خواهد گرفت.
تهدید موشکی اروپا
دادههای پرواز دیگو گارسیا سالها هشدار صریح مقامات اسرائیلی و آمریکایی را تأیید میکند. در اوایل سال 2007، جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور ایالات متحده هشدار داد که “جامعه اطلاعاتی ایالات متحده ارزیابی می کند که با ادامه کمک های خارجی، ایران می تواند یک موشک بالستیک قاره پیما بسازد که بتواند به ایالات متحده و تمام اروپا برسد.”
دکتر راز زیمت، مدیر برنامه تحقیقاتی ایران و محور شیعه در مؤسسه مطالعات امنیت ملی (INSS) به JNS گفت که «حتی قبل از جنگ، نخست وزیر نتانیاهو و رئیس جمهور ترامپ هشدار دادند که توانایی های ایران می تواند اروپا را تهدید کند» و افزود که «این ارزیابی اطلاعاتی بلندمدت بود و حمله دیگو گارسیا تأییدی آشکار بود».
بنی سبتی، کارشناس مسائل ایران در INSS، یک اندیشکده وابسته به دانشگاه تلآویو، خاطرنشان کرد: «این واقعیت که ایرانیها میتوانند به اروپا برسند از سالها پیش مشخص بود. مقالات و گزارشهای بیشماری در طول سالها به وضوح نشان میدهد که اروپا در معرض تهدید است، اما تا زمانی که این تهدید فقط روی کاغذ بود، خیلی جدی گرفته نشد.»
گسترش برد تهدید موشکی ایران، بیشتر زیرساخت های نظامی ارزشمند اروپا را در معرض خطر قرار می دهد. تاسیسات ضروری که به عنوان هاب حیاتی برای لجستیک، ترانزیت نیرو و فرماندهی و کنترل ناتو عمل می کنند، مانند پایگاه هوایی رامشتاین در آلمان، کمپ بوند استیل در کوزوو و پایگاه هوایی میخائیل کوگالنیچانو در رومانی، اکنون در شعاع ضربتی تایید شده موشک های ایرانی قرار دارند. علاوه بر این، تقریباً تمام شهرهای بزرگ اروپایی در شعاع 4000 کیلومتری ایران قرار دارند.
سپهبد ایال ضمیر، رئیس ستاد نیروهای دفاعی اسرائیل، ماهیت مستقیم این تهدید را توضیح داد و خاطرنشان کرد: “این موشکها هدفشان حمله به اسرائیل نیست، برد آنها به پایتختهای اروپا میرسد: برلین، پاریس و رم همگی در برد تهدید مستقیم قرار دارند.”
سبطی توضیح داد که سناریویی که در آن رژیم ایران تصمیم بگیرد به تهدیدات خود عمل کند، یک امکان واقع بینانه است. او به JNS گفت: «حمله به دیگو گارسیا پیام روشنی از سوی ایرانیها بود که اگر بخواهند میتوانند به اروپا آسیب برسانند.» رژیم ایران تحت سلطه ایدئولوژی مسیحایی و متعصب است و قطعاً این احتمال وجود دارد که با ادامه جنگ و احتمالاً تشدید آن، شاهد پرواز موشکهای بالستیک ایران بر فراز پایتختهای اروپایی باشیم. این خطی غیرقابل عبور برای ایران نیست.
اهمیت تهدید بالستیک به دلیل شکاف توانایی در معماری دفاع هوایی و موشکی اروپا تشدید می شود. سیستمهای بومی اروپایی کنونی، مانند SAMP/T فرانسوی-ایتالیایی، NASAMS نروژی و IRIS-T SLM آلمان، منحصراً برای مقابله با تهدیدات درون جوی مانند موشکهای کروز طراحی شدهاند. آنها به طور کامل فاقد قابلیت های خاص رهگیری اتمسفر خارجی مورد نیاز برای خنثی کردن موشک های بالستیک میان برد از نوع مورد استفاده برای هدف قرار دادن دیگو گارسیا هستند.
در نتیجه، دفاع از قاره اروپا به شدت به سیستمهای دفاع موشکی تحت مدیریت ایالات متحده و همچنین سامانههای Arrow-3 تازه استقرار شده توسط اسرائیل در آلمان متکی است. سپر موشکی کنونی اروپا بسیار دور از ذهن است و بخش های وسیعی از قاره از جمله مراکز جمعیتی بزرگ را پوشش نمی دهد.
حتی قابلیت اساسی تشخیص پرتاب نیز کاملاً به سیستمهای فضایی ایالات متحده وابسته است و فقدان شبکههای هشدار اولیه مستقل اروپا را برجسته میکند.
سرگرد الکساندر گرینبرگ، کارشناس مسائل ایران در موسسه استراتژی و امنیت اورشلیم، به JNS گفت: “اروپا آماده نیست. دفاع موشکی جدی در این مرحله غیرممکن است، زیرا زمان زیادی را می طلبد و هزینه زیادی را صرف می کند.”
حمله به اروپا
فراتر از تهدید موشکهای دوربرد که به پایتختهای اروپایی میرسند، ایران از طریق ترکیبی از درگیریهای مستقیم نظامی، توطئههای تروریستی و خرابکاریهای اقتصادی به منافع اروپا آسیب وارد میکند.
این درگیری قبلاً به قلمرو اتحادیه اروپا نیز رسیده است. در شب اول مارس، یک هواپیمای بدون سرنشین ایرانی «شاهد» به دروازه اصلی و باند فرودگاه RAF Akrotiri، پایگاه نظامی بریتانیا در قبرس، یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا، حمله کرد.
در حالی که وزارت دفاع بریتانیا فقط خسارت مادی محدودی را به تأسیسات گزارش کرد، این حمله با آژیر خطر، تخلیه نسبی پایگاه نظامی را مجبور کرد و ساکنان روستای غیرنظامی مجاور را به فرار به پادگانهای ارتش محلی سوق داد. روز بعد، پدافند هوایی متفقین مجبور به رهگیری امواج هواپیماهای بدون سرنشین متعددی شدند که به سمت پایگاه می رفتند.
فراتر از حملات به قبرس، موجی از حملات موشکی و پهپادی ایران به طور سیستماتیک پایگاه های چندملیتی میزبان نیروهای اروپایی را در سراسر خاورمیانه هدف قرار داده است. در اول مارس، پهپادهای ایرانی پایگاه دریایی السلام در ابوظبی را مورد اصابت قرار دادند که باعث شعلهور شدن آتش در انبارهای مواد شد و باعث شد جنگندههای فرانسوی بسیج شوند تا حریم هوایی را ایمن کنند.
در 12 مارس، حمله هواپیمای بدون سرنشین به یک مرکز نظامی در ملا قره عراق، یک سرباز فرانسوی را کشته و شش نفر دیگر را زخمی کرد. این حادثه مرگبار در پی حمله قبلی به یک پایگاه نظامی ایتالیایی در اربیل بود که باعث خسارات مادی و خروج موقت پرسنل ایتالیایی شد.
درگیری به قلمرو ناتو نیز سرایت کرده است و موشکهای بالستیک ایران در روزهای 4، 9 و 13 مارس حریم هوایی ترکیه را نقض کردند و سیستمهای دفاع هوایی آمریکا و اسپانیا را رهگیری کردند.
فراتر از تهدیدات نظامی متعارف، اروپا با یک کارزار هماهنگ ترور و جاسوسی دولتی در داخل مرزهای خود مواجه است. سرویسهای اطلاعاتی ایران شبکههای نیابتی جنایی را در سراسر این قاره فعال کردهاند که منجر به یک رشته توطئههای خشونتآمیز اخیر شده است.
در 28 مارس، پلیس فرانسه یک بمب گذاری در خارج از ساختمان بانک آمریکا در پاریس را خنثی کرد. ماموران یک مظنون را که قصد داشت یک بمب دست ساز را مشتعل کند دستگیر کردند. لوران نونز، وزیر کشور فرانسه، حمله خنثی شده را مستقیماً به جنگ جاری مرتبط دانست. چند روز قبل، در 23 مارس، یک گروه وابسته به ایران، حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه، مسئولیت به آتش کشیدن چهار آمبولانس متعلق به یک گروه داوطلب یهودی در خارج از کنیسه لندن را بر عهده گرفت.
این وقایع بسیار مشهود در پی دستگیری دو شهروند ایرانی در 19 مارس است که قصد ورود به تاسیسات دریایی حساس بریتانیا را داشتند. بمب گذاری 9 مارس در کنیسه ای در لیژ، بلژیک؛ انفجار خارج از سفارت ایالات متحده در اسلو در 8 مارس. و دستگیری چهار مرد در 6 مارس توسط پلیس ضد تروریسم بریتانیا به دلیل انجام عملیات شناسایی بر روی جامعه یهودی لندن.
ایران با تکمیل تهدیدات فیزیکی، اروپا را نیز با تسلیح کردن بازار جهانی انرژی هدف قرار داده است. تهران با توقف مؤثر حمل و نقل تجاری از طریق تنگه هرمز، تقریباً 20 درصد نفت خام و گاز طبیعی مایع (LNG) جهان را از طریق دریا خفه کرده است. آژانس بین المللی انرژی این تعطیلی را بزرگترین اختلال در عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت توصیف کرد.
پیامدهای اقتصادی شدید بوده و قیمت نفت خام برنت به اوج 126 دلار در هر بشکه رسیده است. با تشدید بحران، حمله دقیق ایران به شهر صنعتی راس لافان قطر، 17 درصد از ظرفیت تولید LNG این تاسیسات را از بین برد و باعث شد معاملات آتی LNG اروپا 77 درصد افزایش یابد. قیمت گاز طبیعی اروپا در ماه اول جنگ تقریباً 100 درصد افزایش یافت و صنایع انرژی بر را تهدید کرد و فشارهای تورمی شدید را دوباره شعله ور کرد.
در نتیجه، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) پیشبینی رشد سال 2026 خود برای منطقه را به شدت کاهش داد و نسبت به رکود تورمی قریب الوقوع هشدار داد. این بحران همچنین بانک مرکزی اروپا را مجبور کرده است که در کاهش نرخ بهره برنامه ریزی شده خود برای مبارزه با تورم تجدید نظر کند و این قاره را برای یک دوره طولانی بی ثباتی اقتصادی آماده می کند.
زیمت خاطرنشان کرد: نمیتوانم این احتمال را رد کنم که در مقطعی ایرانیها مستقیماً به اروپا نیز موشک شلیک کنند، اما در حال حاضر اهرم اصلی مورد استفاده ایرانیها فشار اقتصادی است که میتوانند از طریق قطع عرضه انرژی ایجاد کنند.
موذیانه تر، این فرسایش اقتصادی مستقیماً موقعیت استراتژیک روسیه را تقویت می کند. قیمتهای جهانی نفت و گاز به دلیل جنگ ایران به شدت افزایش یافته است و در نتیجه میلیاردها درآمد غیرمنتظره انرژی نصیب مسکو شده است.
انتظار می رود کل درآمد ماهانه نفت و گاز روسیه در این ماه تقریباً دو برابر شود و از حدود 12 میلیارد دلار به تقریبا 24 میلیارد دلار افزایش یابد. حتی اگر درگیری فعلی در هفتههای آتی به پایان برسد، پیشبینیها حاکی از آن است که روسیه تنها در سال جاری 84 میلیارد دلار درآمد بادآورده اضافی را به دست خواهد آورد.
بنابراین ایران از دو جبهه فشار نظامی و اقتصادی بر اروپا را افزایش می دهد.
واکنش ضعیف اروپا
در مواجهه با گسترش تایید شده تهدید بالستیک ایران، در کنار کارزار چند وجهی ترور نامتقارن، انتظار منطقی بسیج نظامی سریع و یکپارچه خواهد بود.
در عوض، واکنش سیاسی در سرتاسر این قاره عمدتاً با انحراف شعاری و فلج نهادی تعریف شده است. برخی از رهبران اروپایی در مواجهه با حقایق حمله دیگو گارسیا ظاهراً سیاست کوری عمدی را اتخاذ کرده اند.
در مصاحبه اخیر، استیو رید، وزیر مسکن بریتانیا آشکارا وجود شواهدی مبنی بر توانایی ایران برای ضربه زدن به بریتانیا را رد کرد.
رید گفت این واقعیت که یکی از موشکهای شلیک شده به دیگو گارسیا رهگیری شد و دیگری شکست خورد، نشان میدهد که «توانمندیهای دفاعی ما درست است».
گرینبورگ توضیح داد که رهبران اروپایی علاقه مند به پنهان کردن یا نادیده گرفتن تهدید هستند، زیرا میترسند که با وجود هشدارهای متعددی که دریافت کردهاند، در مورد این واقعیت که هیچ کاری برای رسیدگی به این مشکل انجام ندادهاند، مورد بازجویی قرار گیرند.
گرینبورگ همچنین مشاهده کرد که رسانه های اروپایی نیز از تحت فشار قرار دادن رهبران اروپایی در مورد اهمیت تهدید ایران غفلت کرده اند. او گفت: “حمله (به دیگو گارسیا) عمداً مورد توجه رسانه های میراث اروپایی قرار نگرفت. آنها نمی خواستند آن را در تیتر اخبار قرار دهند زیرا هشدارهای اسرائیل را تایید می کرد.”
پایتخت های اروپایی تلاشی هماهنگ برای فاصله گرفتن از کمپین نظامی تحت رهبری ایالات متحده انجام داده اند. هنگامی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده صراحتاً از متحدان اروپایی خواست برای بازگشایی تنگه هرمز کشتی هایی را مستقر کنند، به طور گسترده با مخالفت مواجه شد. فریدریش مرتز، صدراعظم آلمان در 18 مارس خطاب به قانونگذاران آلمانی اعلام کرد که آلمان “در تضمین آزادی دریانوردی در تنگه هرمز از طریق ابزار نظامی مشارکت نخواهد کرد.”
امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، این فاصلهگیری را تکرار کرد و گفت: «فرانسه این جنگ را انتخاب نکرد، ما در آن شرکت نمیکنیم.»
امتناع اروپا از کمک به خاورمیانه، جرقه یک مناقشه تلخ فراآتلانتیکی را برانگیخت، و ترامپ علناً به موضع مرز حمله کرد و در پاسخ گفت: “خب، اوکراین جنگ ما نیست. ما کمک کردیم، اما اوکراین جنگ ما نیست.”
پدرو سانچز، نخست وزیر اسپانیا، از این هم فراتر رفت و از دسترسی آمریکا به تأسیسات مشترک خود، به ویژه پایگاه دریایی روتا و پایگاه هوایی مورون در جنوب اسپانیا، برای هرگونه عملیات مرتبط با درگیری با ایران خودداری کرد. در ادای احترام به مخالفت فعال سانچز با جنگ، سپاه پاسداران ایران برچسب هایی با تصویر و نقل قول های او را به موشک های بالستیک قبل از شلیک به اسرائیل چسباند.
