آتش بس شکننده بین ایالات متحده و ایران نشان دهنده آغاز پایان این درگیری است و سه تغییر کلیدی در خاورمیانه بر جای می گذارد.
اولاً، اثرات اقتصادی منطقه ای و جهانی این جنگ عمیق، پایدار و تا حد زیادی منفی خواهد بود. اگرچه ایالات متحده با برخورداری از منابع طبیعی، نسبت به بسیاری از کشورهای اروپایی یا آسیایی در موقعیت بهتری برای مقابله با اثرات این جنگ قرار دارد، اما همه این درد را برای سالهای آینده احساس خواهند کرد.
دوم، وضعیت سیاسی و امنیتی خلیج فارس بسیار بدتر از شش هفته پیش است – و این در مورد همه طرفهای درگیر در مناقشه بهطور باورنکردنی صادق است. ایران ممکن است در این جنگ نزدیکترین نقطه به یک برنده باشد، اما برای اکثر ایرانیهایی که شکست بزرگی را متحمل شدهاند، چنین احساسی نخواهد داشت.
سوم، این پایان دوره قابل توجه ماجراجویی نظامی اسرائیل است که در پاسخ به حملات و کشتارهای غم انگیز حماس در 7 اکتبر 2023 آغاز شد. روابط دفاعی ایالات متحده و اسرائیل نیز احتمالاً به سمت یک تجدید نظر چشمگیر توسط دموکرات ها و جمهوری خواهان پیش می رود.
جنگ به گونهای بر اقتصاد آمریکا و جهان تأثیر خواهد گذاشت که اکثر آمریکاییها هنوز آن را درک نکردهاند. حتی اگر تیراندازی امروز متوقف شود، کشورهای عربی خلیج فارس باید چندین سال آینده را صرف بازسازی زیرساخت ها و در عین حال تسلیح مجدد کنند. اثرات موجی این تلاشهای بازسازی و تسلیح مجدد در سرتاسر اقتصاد آمریکا محسوس خواهد بود. پول خلیج فارس در چند سال گذشته، هم از طریق سرمایهگذاری مستقیم در استارتآپها و هم از طریق قرار دادن غیرمستقیم در صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر مستقر در ایالات متحده، به بسیاری از سرمایهگذاریها در هوش مصنوعی دامن زده است. اکنون وسایل نقلیه دارای ثروت حاکمیتی خلیج فارس احتمالاً نیاز به استقرار سرمایه بیشتری در داخل خواهند داشت و سرمایه گذاری در خارج از کشور را محدود می کند.
ما تازه شروع به احساس اثرات تورمی این جنگ کرده ایم. حتی اگر فردا تنگه هرمز باز شود – و رئیس جمهور ترامپ اکنون متعهد شده است که محاصره خود را اعمال کند – قیمت سوخت جت، سوخت دیزل و فرآورده های فرعی نفتی و مواد اولیه پتروشیمی بی شمار است. برای بخش بهتری از سال آینده بالا باقی خواهد ماند. کشورها همچنین ذخایر استراتژیک خود را دوباره پر خواهند کرد و عرضه در دسترس مصرف کنندگان را کاهش خواهند داد. شرکتها در سرتاسر جهان از کمبود بالقوه همه چیز، از هلیوم گرفته تا کود، وحشت دارند.
بازسازی برخی از زیرساخت های نفت و گاز که در این درگیری تخریب شده است، سال ها طول می کشد، نه ماه ها. برخلاف خطوط لوله که تعمیر آنها نسبتاً آسان است، زیرساختهای جمعآوری، روانسازی و پردازش پاییندستی که ایران هدف قرار داده است، دارای اجزای هدفمند با استفاده از متالورژی عجیب و غریب است که هیچ جایگزینی برای آنها وجود ندارد. به عنوان مثال، حملات ایران به تأسیسات گاز طبیعی مایع قطر در راس لافان، احتمالاً حداقل تا سه سال آینده تقریباً 4 درصد از LNG جهان را از حالت آنلاین خارج خواهد کرد.
پدافند هوایی و موشکی یکپارچه نیز کاهش یافته است. من دارم انتقاد کرد راهی که کشورهای عربی خلیج فارس تواناییهای نظامی مستقلی را ایجاد کردهاند – یا اغلب در ایجاد آن شکست خوردهاند. در واقع، با توجه به اینکه اقتصادهای خلیج فارس تا چه اندازه به انتقال نفت و گاز از طریق تنگه هرمز وابسته هستند، فکر می کنید که تا به حال نیروهای دریایی نسبتاً توانمندی را به دست آورده اند. افسوس که نکرده اند.
اما سرمایه گذاری آنها در سیستم های یکپارچه دفاع هوایی و موشکی از زمان پایان جنگ خلیج فارس در سال 1991 قطعا نتیجه داده است. این سیستمها عملکرد خوبی داشتهاند، اما گراناند – قدری گرانتر از موشکها و موشکهای ایرانی که برای مقابله با آنها طراحی شدهاند – و باید دوباره پر شوند. کشورهای عربی خلیج فارس همچنین باید در راههای جدیدی برای مقابله با هواپیماهای بدون سرنشین ایرانی سرمایهگذاری کنند که ارتش آمریکا نیز در برابر آنها مبارزه کرده است. از بسیاری جهات، چند هفته گذشته نمایانگر آخرین هفته بوده است آسان جنگ هواپیماهای بدون سرنشین جنگ بعدی تقریباً به طور قطع شامل انبوهی از پهپادهای نیمه خودمختار خواهد بود که می توانند به سرعت بر دفاع فعلی غلبه کنند.
وضعیت سیاسی و امنیتی خلیج فارس پس از این جنگ برای هر یک از طرفین درگیری بدتر است. ایران به طرز وحشتناکی خون آلود شده است. ما نمیتوانیم بدانیم که رهبری ایران در ماههای آینده تحت چه نوع فشارهایی قرار خواهد گرفت زیرا به دنبال بازسازی اقتصاد از هم پاشیده خود است. اما در حال حاضر، رژیم ایران دست نخورده و جسور شده است، و مصمم خواهد بود هم تسلیحات متعارف خود را پر کند و هم برنامه سلاح های هسته ای خود را که کابوس جهانی است، تسریع بخشد.
اگر ایران اکنون بتواند تعیین کند که چه چیزی از تنگه هرمز می گذرد، جنگ یک فاجعه استراتژیک کامل برای ایالات متحده و شرکای منطقه ای آن خواهد بود. به یاد داشته باشید، تنگه بود باز کردن قبل از درگیری خود جنگ – که توسط ایالات متحده و اسرائیل تحریک شد – چیزی بود که ایران را به گروگان گرفتن کشتی ها از طریق تنگه سوق داد. ایران حتی ممکن است قبل از این درگیری در توانایی خود برای انجام این کار تردید داشته باشد. اما همانطور که مشخص شد، ایران نیازی به مسدود کردن فیزیکی تنگه نداشت. این می تواند به طور موثری ترافیک دریایی را با غیرقابل بیمه کردن هر کشتی که از آن عبور می کند متوقف کند. اکنون دیگر کشورها باید توانایی ایران برای بستن تنگه را به میل خود در نظر بگیرند.
عربستان سعودی و امارات متحده عربی راهی برای دور زدن نقطه خفه جدید پیدا خواهند کرد. در واقع، شرکتهای نفتی ملی در هر دو کشور – آرامکو و ADNOC، بهترتیب، به خاطر سرمایهگذاریهای زیرساختی میاندستی که هر کدام قبل از درگیری انجام دادهاند و به آنها اجازه داده تا از جنگ عبور کنند، مستحق اعتبار زیادی هستند. اما برای عراق، کویت و قطر که همگی در موقعیت های جغرافیایی سخت تری قرار دارند، بسته شدن عملکردی این تنگه فاجعه بار است.
با این حال، بهطور باورنکردنی، علیرغم شکستهای ایالات متحده در این کارزار، تصور اینکه خلیج فارس نخواهد بود، سخت است. بیشتر وابسته به ایالات متحده در آینده است. جایگزین خوبی ندارد. روسیه از سال 2022 هیچ توانایی معناداری برای فرافکنی قدرت در خارج از مرزهای خود نداشته است و چین نیز هیچ علاقه ای به تحمل بار امنیتی که ایالات متحده در منطقه به دوش کشیده است، نشان نداده است. همکاری امنیتی بین ایالات متحده و کشورهای خلیج فارس، بر خلاف همه شانس ها، در دهه آینده عمیق تر خواهد شد.
این را نمی توان در مورد روابط امنیتی آمریکا و اسرائیل گفت. شش هفته گذشته احتمالاً نشانگر پر آب بودن روابط بین دو کشور خواهد بود. و دوران ماجراجویی نظامی اسرائیل، که تمامی دشمنان فوری اسرائیل را تضعیف کرده و در عین حال اسرائیل را بیشتر از همیشه مضطرب کرده است، مطمئناً به پایان رسیده است.
ایران – دشمن واقعاً مرگبار اسرائیل – همیشه منافع اسرائیل و ایالات متحده را به سه طریق تهدید کرده است: از طریق برنامه هستهای خود، زرادخانه موشکی و موشکی متعارف، و حمایت از نیروهای نیابتی و رژیمها.
اسرائیل با همکاری با ایالات متحده توانسته است هر یک از این سه تهدید را به شدت کاهش دهد. حماس و حزبالله سایههای خود سابق خود هستند. رژیم اسد، در سوریه، دیگر نیست. حوثیها و شبهنظامیان شیعه عراق دچار سکون شدهاند. برنامه هستهای – اگرچه آنطور که ترامپ دوست دارد بگوید به دور از “محو” شده است – با این وجود حداقل یک سال به عقب افتاده است. و پدافند هوایی و موشکی ایران ضربه سختی خورده و زرادخانه موشکی و راکتی آن کاهش یافته است.
با این حال، با وجود این موفقیتهای میدان نبرد، حتی جنگطلبترین اسرائیلیها نیز خواهند فهمید که موج واقعی و در حال افزایش یهودیستیزی در سراسر جهان به طور کامل توضیح نمیدهد که چرا اسرائیل خود را اینقدر تنها میبیند. آنها وحشت جهان را از دهها هزار فلسطینی، لبنانی و غیرنظامی ایرانی در جنگهایی که در سه سال گذشته به راه انداختهاند، حتی با اکراه، درک خواهند کرد.
و آنها همچنین نقشی را که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در انزوای کشورش ایفا کرده است، درک خواهند کرد. او برای جوانان آمریکایی مترادف با دولت اسرائیل است. و رفتار او در طول سالها در قبال رهبران جمهوریخواه و دموکرات – که اکنون شامل تشویق یک رئیسجمهور به دنبال کردن یک جنگ غیرمحبوب میشود – دلیل بزرگی است که اکثر آمریکاییهای زیر 50 سال از هر دو حزب، اکنون از اسرائیل بیزارند. بسیاری از اسرائیلی ها و حامیان اسرائیل در ایالات متحده امیدوارند که انتخابات اکتبر سرانجام او را از قدرت خارج کند.
اما برکناری نتانیاهو به تنهایی روابط بین ایالات متحده و اسرائیل را ترمیم نخواهد کرد. هفته گذشته، نماینده الکساندریا اوکاسیو کورتز تماس گرفت برای پایان دادن به حمایت نظامی آمریکا از اسرائیل. در این دهه، احتمالاً این موضع رسمی حزب دمکرات خواهد بود.
در سال 2016، زمانی که من معاون دستیار وزیر دفاع در دولت اوباما بودم، به مذاکره در مورد آخرین یادداشت تفاهم 10 ساله بین ایالات متحده و اسرائیل کمک کردم و سالانه 3.8 میلیارد دلار به عنوان دلار مالیاتی ایالات متحده اعطا کردم. حتی در آن زمان، من شکایات و سوالاتی از همتایان خود در دولت شنیدم که تعجب می کردند که چرا ما به چنین کشور ثروتمندی کمک زیادی می کنیم – و کشوری که رهبر آن هشت سال گذشته را صرف تحقیر و تضعیف رئیس جمهور ما کرده بود.
علیرغم جنگهایی که از سال 2023 آغاز شده است، اقتصاد اسرائیل در دهه گذشته پر جنب و جوشتر شده است. یکی از بزرگترین محرکهای توافقنامه آبراهام – یک دستاورد دیپلماتیک واقعی توسط اولین دولت ترامپ – وعده بازگشایی سرمایهگذاری خلیج فارس در بخش فناوری پویا اسرائیل بود. پس چرا آمریکایی ها خواهند پرسید که آیا ما به اقتصاد اسرائیل یارانه می دهیم؟ علاوه بر این، فروش تسلیحات ایالات متحده به اسرائیل به منظور تضمین این بود، همانطور که اسرائیل و مدافعان آن همیشه به ما اطمینان می دادند، که اسرائیل هرگز از آمریکا نخواهد خواست که در جنگ های خود شرکت کند. با این حال بسیاری از آمریکایی ها معتقدند که این دقیقاً همان چیزی است که در دو سال و نیم گذشته اتفاق افتاده است.
خود نتانیاهو دارد گفت اسرائیل باید به وابستگی خود به حمایت نظامی ایالات متحده پایان دهد – که همانطور که او به درستی پیش بینی می کند، احتمالاً به منبع اهرمی برای دولت های آینده تبدیل خواهد شد. ایالات متحده و اسرائیل به همکاری در زمینه توسعه و تولید تسلیحات پیشرفته مانند دفاع هوایی و موشکی یکپارچه ادامه خواهند داد. اما این جنگ پایانی است بر روابط دفاعی اسرائیل و آمریکا که در دهههای اخیر وجود داشته است.