رهبر کره شمالی کیم جونگ اون در 23 مارس 2026 در برابر مجلس عالی خلق در پیونگ یانگ سخنرانی می کند. (KCNA/Yonap)

نوشته کیم یون چول، وزیر سابق اتحاد و استاد فعلی دانشگاه اینجه
دنیای بعد از جنگ با دنیای قبل از آن متفاوت است. این فقط در مورد کشورهایی صدق نمی کند که جنگ را به طور مستقیم تحمل کرده اند. در دنیایی که جنگ خیلی راحت و اغلب اتفاق می افتد، امنیت به اولویت اصلی همه ملت ها در سراسر جهان تبدیل شده است. کره شمالی هم همینطور. استراتژی امنیت ملی کره شمالی تعیین کننده روابط بین کره است.
خوشبختانه کره شمالی به اعتراف صادقانه و عذرخواهی دولت کره جنوبی به دلیل تهاجم اخیر هواپیماهای بدون سرنشین به حریم هوایی کره شمالی پاسخ مثبت داده است. اما خوش بین بودن در مورد روابط بین دو کره دشوار است. به این دلیل که استراتژی امنیتی کره شمالی از زمان شروع جنگ در ایران تغییر کرده است.
استراتژی امنیت ملی کره شمالی چیست؟ جزء اصلی سلاح های هسته ای است. کیم جونگ اون رهبر کره شمالی در 23 مارس در مجمع عالی خلق گفت که امنیت کشور را از طریق سلاح های هسته ای تضمین خواهد کرد.
وی اعلام کرد که کره شمالی کشوری نیست که تهدید شود، بلکه کشوری است که قدرت تهدید را دارد. اظهارات او به منزله تایید مشروعیت استراتژی «امنیت از طریق قدرت» کره شمالی است و این کشور را از ایران متمایز می کند زیرا این کشور قبلاً دارای تسلیحات هسته ای است.
در دوران جنگ، تلاش برای برقراری امنیت از طریق مذاکره مانند ساختن خانه روی شن است. مذاکره ذاتاً دشوارتر از جنگ است. جنگ یک جانبه است، اما مذاکرات مستلزم گوش دادن به حرف طرف دیگر است. در مذاکرات، کشورهای ضعیفتر و کوچکتر، تضمینهای ایمنی ملموسی را میخواهند که میتوانند به آنها اعتماد کنند.
جنگ بین روسیه و اوکراین تا حد زیادی به دلیل مسئله مبهم و حل نشده “ضمانت های امنیتی” بدون پایانی به طول انجامیده است. تفاهم نامه بوداپست در سال 1994، که از طریق آن اوکراین برنامه تسلیحات هسته ای خود را از دست داد، از آن زمان به یک نامه مرده تبدیل شده است. توافق نامه کتبی که قدرت الزام آور ندارد چه فایده ای دارد؟
برای اینکه جنگ جاری در خاورمیانه از آتش بس به پایان واقعی برسد، باید تدابیری برای تضمین های امنیتی وجود داشته باشد. در دوران جنگ، چگونه می توانیم الزام آور بودن یک توافق را تضمین کنیم؟ ایران بدون تضمین ایمنی از کنترل تنگه هرمز دست نخواهد کشید. کره شمالی تسلیحات هسته ای را به جای یک توافق کتبی انتخاب کرد. اگر جنگ شروع شود، مذاکره بسیار سخت تر می شود. دلیلش این است که شما باید اعتماد از بین رفته را دوباره بسازید.
دوم، همکاری امنیتی اوراسیا وجود دارد. کره شمالی طی نشست اخیر با بلاروس توافقنامه جامع امضا کرد. این پیمان همکاری جدید «نظم جهانی چند قطبی» را بهانهای برای تشکیل بلوکی برای دور زدن تحریمهای بینالمللی عنوان کرد.
همکاری با اوراسیا مذاکرات کره شمالی و آمریکا را بسیار دور از دسترس خارج کرد. در حالی که چین در حال حرکت برای کمک به بازسازی روابط واشنگتن-پیونگ یانگ از طریق نشست برنامه ریزی شده با ایالات متحده است، کره شمالی در تلاش است تا نظم جهانی جدیدی ایجاد کند که به نفع خود باشد.
البته کره شمالی درهای مذاکره با آمریکا را به طور کامل نبسته است. با این حال، تنها خواسته کره شمالی به رسمیت شناختن به عنوان یک قدرت هسته ای است. طبیعتاً ایالات متحده نمی تواند با توجه به رژیم جهانی منع اشاعه، چنین خواسته ای را بپذیرد. این یک شکاف غیرقابل پل زدن است.
آنچه مهمتر است، محیط مذاکره است. پس از تماشای تاکتیک های یکجانبه و قدرتمند دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در مذاکره با ایران، چرا کره شمالی دلیلی برای بازگشت به میز مذاکره داشته باشد؟ جنگ در خاورمیانه یک نیروی مرکزگرا برای مذاکرات کره شمالی و آمریکا نیست، بلکه یک نیروی گریز از مرکز است.
سوم، دشمنی کره شمالی با کره جنوبی است. سیاست کنونی کره شمالی در قبال کره جنوبی مخالف اتحاد، خصمانه است و دو کره را به عنوان کشورهای جداگانه می بیند. این خصومت نتیجه بدتر شدن روابط بین دو کره است، اما مخالفت با اتحاد و پافشاری بر دو کشور جداگانه بخشی از استراتژی کره شمالی برای حفظ رژیم خود است.
این استراتژی هرگونه رویکرد جنوب برای تغییر را رد می کند و قول می دهد که با ایجاد مرزهای خود برای جلوگیری از نفوذ خارجی، راه ما را قطع کند. تضادها را می توان با تلاش متقابل کاهش داد، اما مخالفت با اتحاد و اصرار بر دو کره به عنوان کشورهای متمایز باقی خواهد ماند. این مشابه زمانی است که آلمان شرقی بر دو ملت و مردم جداگانه اصرار داشت.
مسیر دو کشور کره شمالی با حمایت کره جنوبی برای همزیستی مسالمت آمیز متفاوت است. مسیر دو دولت به «همزیستی خصمانه» که از طریق رویارویی حفظ میشود، نزدیکتر است – برای مثال، اینکه چگونه حمله نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، دیکتاتوری و سیاست ظالمانه تهران را توجیه میکند.
همزیستی خصمانه از صلح به دور است و در خاک جنگ رونق می گیرد. برعکس، همزیستی مسالمت آمیز که تفاوت های یکدیگر را اذعان می کند و در عین حال به دنبال منافع مشترک است، در خاک صلح رشد می کند. مسیر دو دولتی مستلزم خصومت است. همزیستی به دنبال صلح است.
اکنون زمان تلاش برای تعامل با پیونگ یانگ نیست. کره شمالی نسبت به تغییری که ممکن است تعامل ایجاد کند مشکوک است و با آن دشمنی دارد. در دنیایی که جنگ مکرر است، استراتژی امنیت ملی کره شمالی قبلاً تغییر کرده است.
سیاست کره جنوبی در قبال کره شمالی باید بر کاهش خصومت متمرکز شود. تلاش های پیشگیرانه دولت لی جائه میونگ برای کاهش تنش ها، واکنش مثبت کره شمالی را در پی داشته است. با این حال، هیچ راهی برای ایجاد اعتماد بدون گفتگو وجود ندارد. اگر کره شمالی خصومت خود را با کره جنوبی حفظ کند، محدودیت های روشنی برای کاهش تنش های بین کره ای وجود خواهد داشت.
دوره صلح که پس از جنگ جهانی دوم در حال پایان است. جغد آتنا به قول معروف فقط بعد از غروب پرواز می کند. ما باید شکست های مذاکرات گذشته را تحلیل کنیم و به استراتژی جدید کره شمالی برای تضمین امنیت آن پاسخ دهیم.
در حالی که احتمالاً باید تلاش کنیم تا مذاکرات کره شمالی و آمریکا را در حاشیه نشست آمریکا و چین که برای ماه می برنامه ریزی شده است تسهیل کنیم، جنگ در خاورمیانه بدون شک مذاکرات را بسیار دشوارتر کرده است. مذاکرات پس از جنگ دشوار است، زمان زیادی می برد و به صبر نیاز دارد.
لطفا سوالات یا نظرات را به (english@hani.co.kr)
