epa12713500 رئیس سابق شورای اروپا، شارل میشل، در یک راهپیمایی برای همبستگی با مردم در ایران در مقابل دروازه براندنبورگ در برلین، در 7 فوریه 2026 سخنرانی می کند. (کلمنس بیلان/EPA)
از یک طرف، ما رژیم ایران و تهدیدی که برای امنیت جهانی ایجاد می کند، داریم. از سوی دیگر، یک مداخله یک جانبه که قانونی بودن آن تحت نظارت است. چارلز میشل که از سال 2019 تا 2024 رئیس شورای اروپا بود، میگوید: اروپا نیز به نوبه خود باید با پیامدهای جنگی که انتخاب نکرده است مقابله کند.
نخست وزیر پیشین بلژیک ضمن خواهان تنش زدایی در خاورمیانه و خویشتن داری در شرق مدیترانه، یونان را به دلیل ایفای نقش به عنوان ستون ثبات در جناح جنوبی اروپا ستود و از “نقش مهم جغرافیایی و سیاسی نیکوزیا” ستایش کرد.
میشل همچنین در مورد آنچه که پس از انقضای تسهیلات بازیابی و تابآوری اتحادیه اروپا اتفاق میافتد، اظهار نظر میکند، در حالی که کمیسیون اروپا را به عدم اجرای توصیههای گزارش دراگی متهم میکند.
دولت دونالد ترامپ از متحدان آمریکا در ناتو، از جمله اروپا میخواهد تا برای جلوگیری از خرابکاری ایران در تنگه هرمز، اقدام کنند. به نظر شما، موضع اتحادیه اروپا در شرایط نوظهور چگونه باید باشد؟
اتحادیه اروپا به دنبال افزایش تنش در منطقه نیست، اما با پیامدهای آن مواجه خواهیم شد.
رژیم ایران تهدیدی برای مردم، منطقه و امنیت جهانی است. از ابزارهای نیابتی برای صدور خشونت و ترویج تروریسم استفاده می کند. ضمن اینکه مداخله نظامی در ایران با قوانین بین المللی مطابقت ندارد و هیچ هماهنگی با کشورهای اروپایی صورت نگرفته است. ما هنوز در مورد اهداف نظامی جنگ و هدف نهایی سیاسی شفافیت نداریم. در شرایط فعلی، من شک دارم که کشورهای اروپایی بتوانند بخشی از مداخله کنونی باشند، اما کاهش تنش همچنان یک اولویت است. ما همچنین باید تمام تلاش خود را برای حمایت از کشورهای منطقه انجام دهیم. اتحادیه اروپا به دنبال افزایش تنش در منطقه نیست، اما با عواقب آن مواجه خواهیم شد. آنچه در تنگه هرمز اتفاق میافتد، نوعی باجخواهی آشکار از سوی ایران است و نه تنها بر جریانهای انرژی جهانی، بلکه بر اقتصاد و امنیت ما نیز تأثیر میگذارد. تمرکز فوری ما باید به وضوح تضمین آزادی ناوبری برای به حداقل رساندن اثرات منفی باشد. اگر جنگ ادامه یابد، عواقب وخیم است. اول، قیمت انرژی را با تمام اثرات ثانویه در سراسر طیف بالا می برد. دوم، به روسیه راه نجاتی برای ادامه تامین مالی جنگش در اوکراین می دهد. و سوم، به عنوان عاملی استراتژیک برای حواس پرتی از جنگ در اوکراین عمل می کند و بر حمایت از اوکراین فشار می آورد. هیچ کدام به نفع اروپا نیست. نقش ما این است که مسئولانه عمل کنیم، از منافع خود محافظت کنیم، بر حمایت خود از اوکراین تمرکز مجدد کنیم و از یک درگیری گسترده تر جلوگیری کنیم. آخرین اما نه کم اهمیت این است که مردم ایران سزاوار آینده ای هستند که در آن حقوق و آزادی های آنها رعایت شود، اما این آینده باید توسط آنها تعیین شود، نه اینکه از بیرون تحمیل شود.
آیا معتقدید این جنگ ادامه خواهد داشت؟ یا اینکه خود رئیس جمهور آمریکا انگیزه کمی برای طولانی کردن آن دارد، به این معنی که عواقب آن برای اقتصاد اروپا ممکن است کوتاه مدت باشد؟
من نمی توانم پیش بینی کنم که این مدت چقدر ادامه خواهد داشت، اما یک چیز واضح است: جنگ ها غیرقابل پیش بینی هستند و همیشه پیامدهای منفی بیشتری از آنچه در ابتدا تصور می شد به همراه دارند. صرف نظر از اینکه در واشنگتن انگیزه ای برای طولانی کردن آن وجود داشته باشد یا نه، عواقب آن از قبل احساس می شود. اروپا باید از حالت منفعل خود خارج شود. رویکرد انتظار و دید از منافع ما محافظت نمی کند یا تأثیر آن بر اقتصاد ما را تغییر نمی دهد. ما باید راهی برای حفظ منافع و ثبات اقتصادی خود و کمک به شرکای خود در منطقه پیدا کنیم.
به نظر می رسد روسیه از جنگ در ایران سود می برد، هم از طریق صادرات انرژی خود و هم به دلیل اینکه توجه ایالات متحده به خاورمیانه معطوف شده است. نظر شما در مورد چشم انداز مذاکرات جاری با هدف دستیابی به توافق صلح در اوکراین چیست؟
هیچ نشانه ای وجود ندارد که روسیه خواهان صلح با اوکراین باشد. این را بارها و بارها دیده ایم. تداوم حملات به غیرنظامیان، تغییر تقاضاها، تأخیرهای مداوم، همگی تردیدهای جدی را در مورد نیات واقعی آن ایجاد می کنند. آنچه ما شاهد آن هستیم، استراتژی خرید زمان، سازماندهی مجدد اقتصادی و نظامی و در عین حال تلاش برای تضعیف و تقسیم غرب است. در این زمینه، جنگ در ایران به وضوح به نفع روسیه است. پول بیشتری از انرژی به ارمغان می آورد، توجه را از اوکراین منحرف می کند و وحدت غرب را تحت فشار قرار می دهد. به همین دلیل است که باید متمرکز بمانیم. هر حواس پرتی یا تفرقه تنها موقعیت روسیه را تقویت می کند و دستیابی به صلح عادلانه و پایدار در اوکراین را دشوارتر می کند.
قبرس به وضوح تمایل خود را برای پیوستن به ناتو در مقطعی در آینده ابراز کرده است. نقش نیکوزیا در شرق مدیترانه را چگونه ارزیابی می کنید و مشاهدات شما در رابطه با واکنش ترکیه به بسیج اروپایی در اطراف جزیره قبرس با توجه به جنگ در ایران و پیامدهای گسترده تر آن چیست؟
قبرس نقش مهم جغرافیایی و سیاسی در شرق مدیترانه ایفا می کند. هر تصمیمی در مورد عضویت در ناتو به عهده قبرس خواهد بود. آنچه ما در منطقه می بینیم پیامد مستقیم جنگ در ایران است. در حال افزایش تنش ها و ایجاد نگرانی های امنیتی جدید در شرق مدیترانه است. در این زمینه همه طرف های درگیر باید با خویشتن داری عمل کنند. ما باید از تشدید بیشتر جلوگیری کنیم و بر ثبات تمرکز کنیم. این همچنین به معنای باز نگه داشتن گفتگو از جمله با ترکیه و در عین حال تضمین امنیت و ثبات قبرس است.
یونان از همان ابتدا به سرعت برای حمایت از قبرس در شرایط فعلی حرکت کرد و لحن را در سطح اتحادیه اروپا تنظیم کرد. نظر شما در مورد سهم یونان در دفاع از اروپا چیست و بحث های جاری در مورد تقویت همکاری دفاعی اروپا با ترکیه را چگونه می بینید؟
یونان ستون قوی جناح جنوبی ما است و من رهبری و نفوذ نخست وزیر (کیریاکوس) میتسوتاکیس را در اروپا و فراتر از آن ستایش می کنم. یونان تجربه گسترده ای در امنیت دریایی دارد و آخرین سرمایه گذاری های دفاعی در سیستم های هوایی و ضد هواپیماهای بدون سرنشین کلیدی برای این قاره است. تبدیل آن از یک بازیگر منطقه ای به یک تامین کننده امنیت برای اتحادیه اروپا قابل توجه بوده است. در عین حال، بحث در مورد ترکیه پیچیده است. ترکیه بازیگر مهمی در منطقه است، اما نگرانیهای آشکاری نیز وجود دارد، بهویژه وقتی صحبت از حاکمیت کشورهای عضو اتحادیه اروپا میشود. ما باید در جایی که منافع ما را تامین می کند، همکاری کنیم، اما اصول خود را کاملا روشن کنیم. ما زمانی قوی هستیم که همه اعضا محافظت شوند.
از یک سو، افزایش هزینه های دفاعی اتحادیه اروپا بر موقعیت مالی آن فشار وارد می کند. از سوی دیگر، استقلال استراتژیک اروپا را که بسیار مورد بحث قرار گرفته است، تقویت می کند. آیا در این چشم انداز جدید برای روابط فراآتلانتیک، لیوان را نیمه خالی یا نیمه پر می بینید؟
من تقریباً یک دهه است که اهمیت استقلال استراتژیک خود را در شورای اروپا مطرح کرده ام. خیلی دیر شده بود و اگر بخواهیم مرتبط باقی بمانیم، جایی برای تردید یا تأخیر وجود ندارد. سرمایه گذاری ها سنگین اما ضروری است. این در مورد انتخاب بین امنیت و انضباط مالی نیست. این بدان معناست که بدون امنیت، ثبات اقتصادی وجود ندارد. از این نظر، لیوان به وضوح نیمه پر است. در عین حال، این زنگ خطری برای اروپا بود تا مسئولیت بیشتری در قبال امنیت خود بپذیرد و از وابستگی بیش از حد دست بردارد. این چیز خوبی است. اما غیرقابل پیش بینی بودن مداوم و عدم احترام در رابطه باعث ایجاد تنش می شود و به جای اینکه ما را در یک راستا نگه دارد، ما را در مقابل یکدیگر قرار می دهد. و این دقیقاً همان چیزی است که بازیگرانی مانند روسیه می خواهند ببینند.
آیا با نگرانی در مورد چشم انداز اقتصاد اروپا پس از انقضای تسهیلات بازیابی و تاب آوری موافق هستید؟ یونان یکی از کشورهایی است که بیشترین بهره را از این برنامه برده است، با همه مواردی که ممکن است در آینده به آن اشاره کند.
بله، نگرانی های معتبری وجود دارد. تسهیلات بازیابی و تاب آوری به ویژه برای کشورهایی مانند یونان نقش مهمی ایفا کرده است و احساس می شود. اما مسئله این نیست که اروپا کمبود پول دارد. مشکل این است که ما از آن به خوبی استفاده نمی کنیم. ما در اروپا پس انداز زیادی داریم، اما اغلب این پول به جای حمایت از اقتصاد خودمان در خارج از اروپا از جمله در ایالات متحده سرمایه گذاری می شود. بنابراین اولویت اکنون جایگزینی RRF با هزینه های عمومی بیشتر نیست، بلکه تسهیل انتقال پول خصوصی به کشورهای عضو و اقتصاد واقعی است. به همین دلیل است که اگر بخواهیم رقابتی بمانیم، تکمیل اتحادیه بازار سرمایه کلیدی است. در عین حال، ما باید واقع بین باشیم. چالش هایی که ما با آن روبرو هستیم – در زمینه امنیت، انرژی و رقابت – نیاز به سرمایه گذاری دارد. اتحادیه اروپا باید رقابتی تر شود تا تأثیرگذارتر و انعطاف پذیرتر شود. گزارش دراگی دو سال است که روی میز است. تشخیص واضح است، راه حل وجود دارد، اما پیگیری بسیار کمی انجام شده است. عدم اقدام کمیسیون یک اشتباه آشکار است. این بسیار ناامید کننده است. برای کشورهایی مانند یونان، نکته کلیدی در حال حاضر این است که بر پیشرفت های انجام شده و ادامه اصلاحاتی که سرمایه گذاری و رشد بلندمدت را حمایت می کنند، ادامه دهند.
