پéter Magyar تاریخی شکست ویکتور اوربان در انتخابات اخیر مجارستان به درستی در محافل مترقی و فراتر از آن تجلیل شد. برای راست افراطی جهانی که بیش از یک دهه است به طور پیوسته در حال کسب قدرت و نفوذ بوده است، این یک معکوس قابل توجه بود. اما این پیروزی برای چپ نبود. آقای مجیار که یکی از اعضای سابق حزب فیدز آقای اوربان بود، یک دولت محافظه کار راست میانه را در پارلمانی رهبری خواهد کرد که تنها مخالفان آن از طرف فیدز و یک حزب کوچک با ریشه های نئونازی خواهد بود.
در بقیه اروپای مرکزی، این داستان تقریباً مشابه است. بلغارستان هفته گذشته انتخاب شده است رومن رادف، نخستوزیر ملیگرا و دوست مسکو، که موضعی سختگیرانه در قبال مهاجرت اتخاذ میکند و منتقد سرسخت توافق سبز اتحادیه اروپا است. حزب سوسیالیست کشور، حضور در پارلمان از سال 1989، شکست خورد برای کسب یک کرسی
در جمهوری چک، حزب سوسیال دموکرات – یک حزب سیاسی سابق نیروگاه – در دو انتخابات متوالی به طور کامل از بین رفته است و آندری بابیش، نخست وزیر کنونی، کشور را در مسیر «اول چک» به سبک ترامپ می کشد. در اسلوونی یک ترامپ دیگر ستایشگر در آستانه نخست وزیری بعدی است. دیدگاههای پوپولیستی راستگرای نخستوزیر اسلواکی، روبرت فیکو، منجر به این شده است اخراج حزب او از گروه چتر اتحادیه اروپا از احزاب سوسیال دموکرات. و در لهستان، جایی که بالاخره حزب راست افراطی قانون و عدالت در آنجا بود برکنار شد از قدرت در سال 2023، چپ مترقی کمتر از 10 درصد در نظرسنجی ها به دست آورد.
چه اتفاقی افتاد؟ بوی زمین سوخته سیاسی به شدت با چشم انداز دهه 1990 در تضاد است. از آنجایی که پس از سال 1989، بازاری شدن جوامع پساکمونیستی با سرعتی گاه سرسام آور پیش می رفت، نابرابری و ناامنی افسارگسیخته باعث واکنش مردمی شد. احزاب کمونیست سابق در سمت چپ با این تعهد قدرت را به دست گرفتند نرم کردن درد انتقال برای گروه های آسیب پذیر اما از آنجایی که آنها تا حد زیادی در خط پشت سر یک ارتدوکس اقتصادی لیبرال غالب قرار گرفتند، این وعده تنها تا حدی در میان شواهد فساد و مشتری گرایی عملی شد. پس از سقوط سال 2008 و بحران مهاجرت در سال 2015، رای دهندگان یقه آبی، روستایی و سالخورده به طور دسته جمعی به سمت راست پوپولیست رفتند.
البته تا حدی، این یک گاهشماری است که در سراسر اتحادیه اروپا و غرب اجرا می شود. احزاب چپ میانه خود را پیدا کرده اند لعنتی با همراهی با ریاضت اقتصادی و تشکیلات سیاسی در حال شکست. اما کشورهای عضو اروپای مرکزی با میراث موجود در مدار اتحاد جماهیر شوروی سابق، تأثیر پایدار دیدگاههای محافظهکار مسیحی، و سرخوردگی از تحمل نابرابری شرق و غرب در اتحادیه اروپا متمایز میشوند. در غیاب یک پیشنهاد قانعکننده از سوی دیگر طیف، ناسیونالیستهای راستگرا به موجسواری این جریانهای اجتماعی برای رسیدن به قدرت ادامه میدهند.
ناتوانی کنونی سیاست مترقی به طرز ناامیدکننده ای به این معنی است که جناح شرقی اتحادیه اروپا احتمالاً بستری برای پوپولیسم به سبک اوربان خواهد بود. در لهستان و اکنون مجارستانرای دهندگان لیبرال احزاب راست میانه را بهترین وسیله برای از بین بردن دموکراسی هایی دانستند که توسط دولت های اقتدارگرا دستگیر و فاسد شده اند. اثبات این استراتژی تضمین کننده حفاظت بهتر از حقوق اقلیت ها و روابط بهتر با بروکسل است. اما شکاف های اجتماعی و اقتصادی در حال افزایش احتمالاً ادامه خواهند داشت. اروپای مرکزی برای ظهور به چپ جدیدی نیاز دارد که بتواند هم از ارزشهای دموکراتیک دفاع کند و هم راه را برای آیندهای برابرتر نشان دهد.
-
آیا نظری در مورد موضوعات مطرح شده در این مقاله دارید؟ اگر می خواهید پاسخی تا حداکثر 300 کلمه را از طریق ایمیل ارسال کنید تا برای انتشار در ما در نظر گرفته شود نامه ها بخش، لطفا اینجا را کلیک کنید.
