این حکایت از دو بیانیه غیردیپلماتیک است: یکی، دقیقاً توسط یک دیپلمات ارشد اسرائیلی. دیگری، به شدت گمراه شده، توسط یک وزیر ارشد اسرائیلی.
اول، اظهار نظر دقیق سفیر اسرائیل در ایالات متحده، یچیل لایتر، پس از اینکه او به نمایندگی از اسرائیل در گفتگو با دولت لبنان در واشنگتن. فرانسه که خود را به دلیل روابط استعماری خود مسئولیت ویژه ای در قبال لبنان می بیند، در میز مذاکره نبود.
لایتر در پاسخ به سوالی در این باره، به صراحت گفت که اسرائیل نمی خواهد فرانسوی ها در نزدیکی این مذاکرات.
او گفت: «ما میخواهیم فرانسویها را تا جایی که ممکن است از همه چیز دور نگه داریم، بهویژه وقتی صحبت از مذاکرات صلح میشود». آنها مورد نیاز نیستند. آنها تأثیر مثبتی ندارند، به ویژه نه در لبنان.»
آه، حیف فرانسوی های بیچاره. تحولات عمده ای در کشوری در حال رخ دادن است که پاریس آن را در حوزه نفوذ خود می بیند، اما صدای آن شنیده نمی شود. یک بحران بزرگ بینالمللی در حال شکلگیری است – و به نظر نمیرسد که هیچ کس به طور خاص علاقهای به صحبتهای فرانسه نداشته باشد.
چرا نه؟ زیرا فرانسه، از نظر اسرائیل – و به طور فزاینده ای از نظر ایالات متحده – خود را از نقش یک دلال صادق حذف کرده است.
آیا پاریس واقعاً بر این باور است که اسرائیل پس از انکار حق پرواز هواپیماهای نظامی ایالات متحده در مسیر اسرائیل، اکنون به آن کرسی می دهد؟ آیا به طور جدی فکر می کند که پس از محکوم کردن اسرائیل برای پاسخ به حزب اللهبا شلیک موشک، اورشلیم از دخالت امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه استقبال می کند؟ آیا فرانسوی ها واقعاً معتقدند که اسرائیل اینقدر کم احترام به خود دارد؟
نارضایتی اسرائیل از فرانسه دیرینه است و فراتر از لبنان است. تابستان گذشته، پاریس دریچههایی را برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین، علیرغم مخالفتهای شدید اسرائیل، باز کرد. در پاسخ، اسراییل تهدید کرد که کنسولگری فرانسه در اورشلیم را می بندد، اما هرگز این کار را انجام نداد – مراقب بود که سایر کشورهای اروپایی، از جمله آلمان، چه واکنشی نشان دهند.
با این حال، خشم نسبت به فرانسه از بین نرفته است. کاملاً برعکس: ناامیدی از آنچه اورشلیم آن را به عنوان سیاستهای مدام مغرضانه – و گاهی خصمانه – فرانسه میداند، تنها عمیقتر شده است. اظهارات لایتر این احساس را تقویت کرد.
انتقاد وزیر دارایی آلمان
و سپس آلمان است.
روز دوشنبه، فردریش مرز، صدراعظم آلمان، که به طور کلی ثابت کرده است که دوست اسرائیل است، در پستی در توییتر X/Twitter نوشت که «عمیقاً نگران تحولات در سرزمینهای فلسطینی است» و گفت که نباید در کرانه باختری الحاق شود.
سخنان او خشم وزیر دارایی بزالل اسموتریچ را برانگیخت و او با توبیخ شدید پاسخ داد. او در X/Twitter نوشت: در آستانه روز یادبود هولوکاست، صدراعظم آلمان باید به جای سخنرانی برای اسرائیل عذرخواهی کند. اسموتریچ نوشت: «روزگاری که آلمانیها به یهودیان دیکته میکردند که کجا اجازه یا منع زندگی میکردند به پایان رسیده است. شما ما را مجبور نخواهید کرد که دوباره به محله یهودی نشین شویم، البته نه در سرزمین خودمان.»
ران پروسور، سفیر اسرائیل در آلمان، هنجارها را زیر پا گذاشت و اسموتریچ را به خاطر آن اظهارات مورد سرزنش قرار داد و در مصاحبه ای با KAN Reshet Wager به صراحت آنها را محکوم کرد.
او گفت: «همیشه بحثهای سیاسی وجود دارد، اما مرز دوست بزرگ اسرائیل است.
این دوستی زمانی که مرز در ماه دسامبر از اورشلیم بازدید کرد، یکی از معدود رهبران اروپایی بود که طی ماههای متمادی این کار را انجام داد، به نمایش گذاشته شد. علیرغم انتقاد از عملیات اسرائیل در غزه، یهودیه و سامره، برلین سنگر کلیدی است که مانع از لغزش اجماع اروپا به سمت اقدامات تنبیهی یا طرد دیپلماتیک می شود.
آلمان با طرحهای تحریمی مختلف در اتحادیه اروپا مخالفت کرده است و تلاشها برای مشروعیتزدایی یا منزوی کردن اسرائیل از جمله تلاشها برای ممانعت از شرکت اسرائیل در مسابقه آواز یوروویژن را که برلین با بیان اینکه در صورت ممنوعیت اسرائیل از آن خارج میشود، مسدود کرد.
این نقش ممکن است اکنون مهمتر شود. رهبری جدید مجارستان ممکن است مانند زمان رهبری ویکتور اوربان از اسرائیل حمایت نکند، در حالی که ایتالیا، متحد دیگر، با نزدیک شدن به انتخابات سال آینده، لحن خود را تغییر میدهد و به نظر میرسد نخست وزیر جورجیا ملونی معتقد است که روابط نزدیک با اسرائیل یک مسئولیت انتخاباتی است.
فرانسه ادعا می کند که دوست است، اما اقداماتش این را تکذیب می کند، به همین دلیل است که انتقاد لایتر درست بود. آلمان یک دوست است و اقداماتش نشان دهنده این است، حتی زمانی که انتقاد می کند. به همین دلیل است که نظرات اسموتریچ بسیار دور از انتظار بود.