امنیت عملیاتی آنچه را که کورتیس میتوانست به والدینش درباره نقشش در جنگ بگوید، محدود میکرد، جنگی که در 28 فوریه با شروع حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران آغاز شد. این زوج قبل از آخرین مأموریتش با او صحبت کردند.
مت گفت: «او حق نداشت جزئیات زیادی در مورد اینکه کجا بود یا چه میکرد ارائه دهد. “بنابراین، این فقط یک صحبت اساسی در مورد چیزهایی بود که در اینجا در جامعه اتفاق می افتاد.”
جامعه برای دلجویی از خانواده داغدار به هم پیوسته است. کرتیس یک همسر به نام مری و یک خواهر کوچکتر به نام جسیکا از خود به جای گذاشت. همسایهها در ویلمینگتون، اوهایو، گل و غذا میریزند. غذای زیاد: سوپ رشته مرغ خانگی و دنده و کیش و سالاد و نان و هلو.

گروهی مجموعه ای را برای کاشت درخت در حیاط خانه خود، هر درختی که دوست دارند، برپا کرده اند.
کورتیس یکی از برجسته های شهر بود. او دانش آموزی قوی با حافظه ای توانا بود و با درجه ممتاز از دبیرستان محلی خود و دانشگاه سینسیناتی فارغ التحصیل شد و در آنجا مدرک مهندسی هوافضا گرفت. مادرش گفت که او و مری دوستداشتنیهای دبیرستانی بودند و او در طول پیادهروی در یوتا خواستگاری کرد.
مت گفت: «او فردی بسیار دوستانه و صمیمی بود. او میتوانست با هرکسی صحبت کند. او این توانایی دیوانهوار در حفظ دانش را داشت. او بسیار کنجکاو بود و درباره چیزها تحقیق میکرد، و میتوانست همه آن دانش را حفظ کند، و میتوانست با هر کسی قدم بزند و در مورد هر چیزی صحبت کند. نمیدانم چند بار مردم به او میگویند، “تو از کجا این را میدانستی؟”
هواپیماها همیشه جذاب بودند. مادربزرگش برای او لحافی با عکسهای هواپیما بافت – چیزی که او در دوران رشد روی تختش نگه میداشت. او میتوانست به آسمان نگاه کند و نوع هواپیمای پرواز را تشخیص دهد.
کورتیس در سال 2015 به ارتش پیوست و در پایگاه نیروی هوایی لکلند در تگزاس آموزش های اولیه را گذراند. آخرین مأموریت او به عنوان بخشی از اسکادران سوختگیری هوایی در پایگاه گارد ملی هوایی Rickenbacker در نزدیکی کلمبوس بود.
لیزا گفت، در گردهمایی هفته گذشته در دوور، مقامات بلندپایه «گفتند در مورد پسر ما و اینکه چگونه ما به عنوان والدین چنین مرد جوان شگفت انگیزی را بزرگ کرده ایم، خوانده اند. او در دبیرستان و کالج و در تمام آموزشهای نظامی که داشت در کلاس خود بود. پایگاه Rickenbacker میگفت که او آینده بسیار درخشانی دارد.
ترامپ اکنون در دو جابجایی آبرومندانه شرکت کرده است. پس از اولی، در 7 مارس، او به خبرنگاران گفت که پیامی که از خانواده ها دریافت کرده این بود که جنگ ارزش جنگیدن و پیروزی را دارد.
دو روز بعد در یک پرسش و پاسخ با خبرنگاران گفت: “کار را تمام کن آقا.”

سخنگوی کاخ سفید، اولیویا ولز، در پاسخ به درخواست برای اظهار نظر گفت: “رئیس جمهور ترامپ و همه آمریکایی ها برای قهرمانان کشته شده ما که فداکاری نهایی را برای ملت ما انجام دادند، اندوهگین می شوند. آنها بهترین های کشور ما را نشان می دهند – و رئیس جمهور ترامپ هرگز خدمات و فداکاری آنها را در حمایت از عملیات نجیب Epic Fury فراموش نخواهد کرد.”
وی افزود: در پایگاه نیروی هوایی دوور، رئیس جمهور ترامپ با خانواده های آنها غمگین شد و قدردانی همیشگی کل ملت ما را ابراز کرد. این مردان و زنان جان خود را برای این مأموریت شجاعانه که پرزیدنت ترامپ برای دفاع از آزادی ما و از بین بردن تهدیدهای رژیم تروریستی ایران انجام خواهد داد، تسلیم کردند.
یک روز پس از انتقال آبرومندانه در در 18 مارس، هگزت یک کنفرانس خبری برگزار کرد و گفت: “آنچه که من از طریق اشک، در آغوش گرفتن، از طریق قدرت و با عزم شکست ناپذیر شنیدم، از خانواده به خانواده یکسان بود. آنها گفتند: “این را تمام کن. به فداکاری آنها احترام بگذار. تزلزل نکن. متوقف نشو تا کار تمام شود.”
یکی از اعضای خانواده که در آن روز هگزت را ملاقات کرد، چارلز سیمونز، بعداً به انبیسی نیوز گفت که در مورد شایستگیهای جنگ با هگزت صحبت نکرد و تمرکز اصلی روی پسر 28 سالهاش تایلر بود که او نیز در این تصادف جان باخت. تایلر امیدوار بود پس از پایان دوران نظامی خود خلبان تجاری شود. چارلز سیمونز گفت که رئیس جمهور و هگزت برای از دست دادن تنها پسرش ابراز همدردی کردند.
مت به نوبه خود گفت که بازگویی هگزت «نوع احساسی» است که او در دوور منتقل کرد.
سخنگوی ارشد پنتاگون، شان پارنل، در بیانیهای گفت: “وزیر هگزت برای خانوادههای ستاره طلایی ما نهایت احترام را قائل است و متعهد شده است که فداکاری عزیزان آنها را گرامی بدارد. وزیر در حین حضور در دوور با هر خانواده از قهرمانان کشته شده ما صحبت کرد و جزئیات هر مکالمه فردی خصوصی باقی میماند.”
در پاسخ به سوالی درباره جنگ، مت به ان بی سی نیوز گفت: “من فقط ایمان دارم که آنها می دانند چه کار می کنند و به دلیل خوبی این کار را انجام می دهند. ما هرگز از تمام اطلاعاتی که آنها در مورد آنها تصمیم گرفته اند نمی دانیم. بنابراین من فقط امیدوارم که همه چیز ارزشش را داشته باشد.”

لیزا گفت: “من مادری هستم که پسرش را از دست داد. ما 30 سال او را دوست داشتیم و هیچ مادر یا پدر یا خواهر یا عضوی از خانواده نباید فرزندی را از دست بدهد. شما فقط دل شکسته اید و او همیشه پسر کوچک ما خواهد بود که در حیاط خانه ما با هواپیما بازی می کند.”
او افزود که کورتیس “بالاترین فداکاری را انجام داد – زندگیاش. من کسی نیستم که واقعاً سیاستهای زیادی را دنبال کنم. اما همیشه همه شاخههای ارتشمان را دوست داشته و حمایت کردهام. بنابراین، امیدوارم این مشکل به زودی حل شود و همه ارتش ما سالم به خانه بازگردانده شوند.”
با ذکر نوارهای سیاهی که همسایه ها روی صندوق پست جلوی خانه خود چسبانده بودند، صدای لیزا جلب شد.
او گفت: “من خیلی روبان های زرد می خواستم.”
