افهفتههای ما در جنگی که قرار بود چهار روز طول بکشد، و تاکنون حدود 30 تا 40 میلیارد دلار برای آمریکا و اسرائیل 300 میلیون دلار در روز هزینه داشته است، واشنگتن از توافق دیپلماتیک با ایران دورتر از آنچه بود، فاصله دارد. در می 2025.
جنگ نه تنها نتوانست ایران را متقاعد کند که برنامه هستهای خود را به روش جامع و غیرقابل برگشتی که ایالات متحده در مقاله 15 مادهای که در 23 می سال گذشته ارائه کرده بود راضی کند، بلکه واشنگتن اکنون مجبور به مذاکره برای بازگشایی تنگه هرمز است، یک آبراه استراتژیک که از زمان اختراع تنگه هرمز باز بوده است. dhow، به استثنای جنگ نفتکش در دهه 1980 بین ایران و عراق.
این پسرفت برای فرماندهی عالی آمریکا گیج کننده است. پیت هگزثوزیر دفاع اخیراً گفته است که «تنها چیزی که در حال حاضر ترانزیت در تنگه را ممنوع میکند تیراندازی ایران به کشتیها است» اما این کاملاً درست نیست. ایران در هفتههای اخیر چندان به کشتیرانی شلیک نکرده است. در عوض، این ترس از شلیک ایران به کشتیها است که بیمهگران و مالکان نفتکشها را میترساند.
از دیدگاه ایالات متحده بدتر است، ایران دکه ای در کنار آب راه اندازی کرده است که به موجب آن نخست وزیران و مالکان نفتکش ها می توانند با نیروی دریایی ایران بر سر عوارضی که حاضرند برای «گذر رایگان» نفتکش ها بپردازند، چانه زنی کنند. ایران قصد دارد تنگه را به چرخان پول تبدیل کند، درست همانطور که مصر برای دسترسی به کانال سوئز هزینه می کند. بر اساس برخی محاسبات، با توجه به حجم عظیم ترافیکی که هر ساله از این تنگه عبور می کند، ایران می تواند سالانه 80 میلیارد دلار درآمد کسب کند. اگر قانونی که در حال حاضر با عجله در مجلس ایران تصویب می شود، نفتکش های حامل نفت از کشورهای غیر متخاصم مورد علاقه مانند هند، ژاپن، پاکستان، کره جنوبی و چین با نرخ های ارزان تری مواجه خواهند شد.
جای تعجب نیست که ترامپ در حال کوبیدن است. ایالات متحده و اسرائیل به بمباران ایران ادامه می دهند، اما او اکنون انجام داده است دو بار تاریخ را عقب انداخت حمله تهدید به نیروگاه های برق غیرنظامی ایران – اقدامی که جنایت جنگی محسوب می شود. او همچنان اصرار دارد که ایران شکست خورده است و با این حال ایران همچنان به رفتار خود ادامه می دهد که گویی اینطور نیست.
این تا حدودی به این دلیل است که این مبارزه فقط در پستهای فرماندهی انجام نمیشود، بلکه در میدان تجارت نیز انجام میشود. قیمت نفت معیار کلیدی موفقیت ایران به همراه عرضه باقیمانده پرتابگرهای موشک است. در نتیجه، 95 درصد تردد از طریق تنگه هرمز همچنان مسدود است، بازارها را از 10 تا 13 میلیون بشکه نفت در روز محروم می کند. این قبضه ایران است حتی ترامپ اجازه عبور کشتیها را به عنوان «هدیه» به آمریکا توصیف میکند.
ترامپ اعتراف می کند که متعجب است که قیمت نفت بالاتر نیست. جیسون بورداف، مدیر مؤسس مرکز سیاست جهانی انرژی، با این موضوع موافق است. او میگوید: «در نقطهای، واقعیت فیزیکی از دست دادن این مقدار نفت در روز باید با بازارهای کاغذ، انتظارات معاملاتی همخوانی داشته باشد. هیچ مداخله سیاستی وجود ندارد که بتواند با اختلالی به این بزرگی مقابله کند.»
برای ایران، مبادلات نفتی هر بشکه ای بالای 100 دلار به اندازه ای بالاست که تقاضا را از بین ببرد و اقتصاد جهانی را مختل کند. اما فقط نفت نیست. این تنگه عبور مواد شیمیایی، هلیوم، فلزات و کودها را فراهم می کند. همانطور که در دوران همهگیری کووید، جهان در حال کشف چیزهای جدیدی در مورد پیوستگی زنجیرههای تامین است و اینکه چگونه جغرافیا به ایران فرصتی بینظیر برای شکستن این زنجیرهها داده است.
مری اول ظاهراً گفته بود: «وقتی بمیرم و باز شوم، «کاله» را خواهید دید که در قلب من خوابیده است» – اشاره ای به از دست دادن دردناک انگلیسی کاله در مقابل فرانسوی ها در ژانویه 1558. برای ترامپ، کلمه ممکن است هرمز باشد، آبراهی که ریاست جمهوری او در آن به گل نشست. زیرا به سختی می توان یک مفسر جدی با هر ملیت یا تخصص پیدا کرد که فکر کند مزیت این جنگ در حال حاضر متعلق به ایالات متحده است.
سر الکس یانگر، رئیس سابق ام آی 6 به اکونومیست گفت – همانقدر که او را آزار میداد – این ایران، دشمن قدیمی او بود که دست بالا را داشت. واقعیت این است که ایالات متحده این وظیفه را دست کم گرفت و فکر میکنم، حدود دو هفته پیش، ابتکار عمل را به ایران از دست داد. در عمل، رژیم ایران انعطافپذیرتر از آن چیزی بوده است که هر کسی انتظارش را داشت. آنها در ژوئن گذشته تصمیمهای خوبی در مورد پراکنده کردن سلاحهای خود و تفویض اختیار برای استفاده از آن سلاحهایی که به آنها انعطافپذیری بیشتری میدهد، گرفتند.
Mairav Zonszein، تحلیلگر ارشد اسرائیل در گروه بینالمللی بحران، میگوید: به طرز دردناکی آشکار میشود که نه تنها ایالات متحده و اسرائیل در این جنگ شکست میخورند، بلکه این یکی از بزرگترین شکستهای استراتژیک غرب است که مهمترین پیامدها را برای ژئوپلیتیک منطقه و اقتصاد جهانی از زمان جنگ جهانی دوم به همراه دارد. او گفت که ایالات متحده به اهداف استراتژیک اصلی خود نزدیک نیست و فقط مشکلات جدیدی ایجاد کرده است.
سیاست داخلی در ایالات متحده نیز در حال تبدیل شدن به شوم است. کرت میلز، مدیر اجرایی محافظهکاران آمریکایی، میگوید: “میراث ترامپ در ایران در خطر است: اگر جنگ ادامه یابد، این تنها چیزی است که در دوره دوم ریاست جمهوری او به یاد میماند. جورج دبلیو بوش همچنین نمیخواست رئیسجمهور جنگ شود: او اهدافی در مورد تحصیل، مهاجرت و رفاه اجتماعی داشت. هیچ یک از اینها در جنگ وی به پایان نرسید.” آمریکاییها، از جمله جمهوریخواهان، خواهان پایان دادن به این جنگ هستند و بر فشار بر ترامپ میافزایند تا ثابت کند اعزام 10000 نیرو به خاورمیانه، تعریف یک باتلاق استراتژیک نیست.
در داخل رژیم ایران، جایی که بقا هدف بود، این حس رو به رشد وجود دارد که توازن به نفع آنها در حال تغییر است، به طوری که ایران ممکن است در واقع دست ضعیفی را که یونگر به آن اشاره کرد، بیش از حد بازی کند. به عنوان مثال، رسانههای ایران مکرراً داستانهایی را از اندیشمندان غربی و ژنرالهای بازنشسته دریافت میکنند که مدعی هستند استراتژی ترامپ شکست خورده است.
رئیس مجلس و ظاهراً رهبر مورد علاقه ترامپ، محمد باقر قالیباف، صریح است: سربازان آمریکایی تنها متوجه خواهند شد که نمی توانند آنچه را که ژنرال هایشان شکسته اند، اصلاح کنند. او بدون نام بردن از امارات متحده عربی گفت که میدانست کشوری قصد دارد به تلاش آمریکا برای بازگشایی تنگه به زور بپیوندد و آن کشور متوجه شود که از چیزی دریغ نخواهد شد.
جای تعجب نیست که ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی بیش از یک ساعته خود قبل از کابینه در صبح روز پنجشنبه، گرفتار شدن آمریکا را رد کرد. او بار دیگر تاکید کرد که عملیات نظامی بسیار زودتر از موعد مقرر انجام شده است. او گفت که ایرانیها میدانند که فاجعهای در دستانشان است، و افزود که «آنها برای مذاکره التماس میکردند، نه من». او گفت: اگر آنها مذاکره نکنند ما بدترین کابوس آنها هستیم، من برعکس ناامید بودن هستم.
استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ در خاورمیانه، خواستههای کلیدی ایالات متحده را که در برنامه ۱۵ مادهای بهروز شدهاش ذکر شده است، تکرار کرد: عدم غنیسازی اورانیوم داخلی، عدم وجود ذخایر، خروج اورانیوم غنیشده از ایران، محدودیت در توانایی موشکی و بازگشایی تنگه هرمز. ویتکاف ادعا کرد که نشانههای قوی وجود دارد که ایرانیها پس از کوبیدن 27 روزه خود میدانستند که در نقطه عطف قرار دارند.
اما او هیچ توجهی به مطالبات متقابلی که اکنون از سوی ایران در مورد تنگه هرمز ارائه شده است، نداشت، مشکلی که تنها به دلیل تصمیم ایالات متحده برای حمله به ایران یا لغو تحریم ها به وجود آمده است.
فیلیپ گوردون، مشاور سابق سیاست خارجی کامالا هریس در زمانی که وی معاون رئیسجمهور آمریکا بود، فکر میکند: «شانسی وجود ندارد که ایران با خواستههای ترامپ موافقت کند و هرچه بیشتر ایالات متحده برای آنها صبر کند، هزینهها و دردهای بیشتری را همگان متحمل خواهند شد. حداقل در کوتاهمدت، محدودیتهای برنامه هستهای ایران، موشکهای بالستیک، حمایت از نیروهای نیابتی و احتمال جلوگیری از تهدید علیه ایران، بیشتر از تهدید علیه ایران هستند. یک توافق جامع و رسمی، و هر چه زودتر آن را تشخیص دهیم، وضعیت بهتری خواهیم داشت.»
دنی سیترینوویچ، رئیس پیشین میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل نیز پیشبینی کرد که تا پایان آخرین مهلت 10 روزه ترامپ، ایران تسلیم نمیشود، چارچوب 15 مادهای را نمیپذیرد، کنترل هرمز را رها نمیکند و به حملات به اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس ادامه میدهد. پس از آن، ترامپ با یک انتخاب تعیین کننده روبرو خواهد شد: تشدید بیشتر تنش ها، عقب نشینی یا فشار برای راه حلی از طریق مذاکره مشابه آنچه ایران در ماه مارس ارائه کرد. سازمان ملل قرار نیست استفاده از زور را برای بازگشایی تنگه تحریم کند، اروپا در آن شرکت نخواهد کرد و G7 آن را تایید نخواهد کرد.
یکی از دیپلماتها که اخیراً در مذاکرات صلح شرکت داشته است، میگوید که میترسد اگر ترامپ راهی برای خروج از آن نبیند، به سلاح هستهای متوسل شود.
امیل هوکایم، از مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک، احساس میکند که «ترامپ میخواهد از یک جنگ فرسایشی طولانی و طولانی اجتناب کند، بنابراین پنتاگون گزینههای ریسک بالا و سرمایهگذاری بالا با تأثیر بالقوه بالا را به او میدهد، گویی یک ضربه بزرگ مسیر جنگ یا حداقل درک آن را تغییر میدهد – یعنی ایران مرکز اهرم استراتژیک جنگ را حفظ میکند و کنترل آن را توسعه داده است. هرمز.
“این من را به یاد زمانی می اندازد که تحلیلگران و مقامات آمریکایی و اسرائیلی استدلال می کردند که رفح در ماه می 2024 ضربه بزرگ و نهایی در جنگ غزه خواهد بود. چگونه کار کرد؟”
