ارتش در حال آماده شدن برای درگیری های آینده است که ممکن است کمی شبیه جنگ های عراق و افغانستان باشد. در عین حال، نسلی که دو دهه را صرف مبارزه با آن جنگها کرد، پیوسته از این نیرو خارج میشود.
در سراسر شاخه ها، کهنه سربازان پس از 11 سپتامبر بازنشسته می شوند، به مشاغل غیرنظامی منتقل می شوند و از سمت های رهبری و آموزشی کنار می روند. خروج آنها در حالی صورت می گیرد که توجه رهبران نظامی به سمت آنها معطوف شده است رقابت قدرت های بزرگ، عملیات ها و فن آوری های نوظهور را توزیع کرد و در عین حال نیرویی را آماده کرد که به طور فزاینده ای توسط نیروهای نظامی رهبری می شد که حرفه آنها پس از پایان عملیات رزمی بزرگ در عراق و افغانستان آغاز شد.
برای سرهنگ جان هارمن بازنشسته تفنگداران دریایی، بازنشستگی آن نسل سوالی را مطرح می کند که فراتر از دکترین یا ساختار نیرو است: دقیقاً چه چیزی ارزش ادامه دادن دارد؟
هارمن گفت که برخی از درس هایی که در طول دو دهه جنگ جعل شده اند، صرف نظر از نحوه جنگیدن درگیری های آینده مرتبط باقی می مانند.
او پس از یک کار حرفه ای که شامل 9 اعزام و 6 تور جنگی در سراسر عراق، افغانستان و خاورمیانه گسترده تر بود، گفت: «هرگز مسئولیت فرستادن دیگران را به خطر نیندازید.
این درس در طول برخی از شدیدترین نبردهای دوران پس از 11 سپتامبر پدیدار شد.
در طول نبرد فلوجهافسران جوان و درجه دار تحت فشار بی امان تصمیمات مرگ یا زندگی گرفتند. هارمن گفت، رهبرانی که اعتماد کسب کردند، لزوماً تهاجمی ترین یا صریح ترین افراد نبودند. آنها کسانی بودند که با انضباط، خونسرد و متعهد به نیروهای تحت امر خود باقی ماندند.
هارمن گفت: «آنچه رهبران استثنایی را از افراد متوسط جدا میکرد، لفاظیهای جسارتآمیز یا کوبنده نبود. “این رهبری ثابت تحت فشار بود.”
رهبران نظامی سال ها را صرف تطبیق استراتژی و آموزش برای درگیری های آینده کرده اند. هارمن گفت که آیا نبرد بعدی شامل یک دشمن نزدیک به همتا، نیروهای نیابتی یا بحرانی است که هنوز کسی پیشبینی نکرده است، هارمن گفت که رهبران جوان همچنان با عدم اطمینان، سنگینی مسئولیت و عواقب تصمیمات خود مواجه خواهند بود.
هارمن گفت: «تکنولوژی تکامل خواهد یافت، اما اصول رهبری تکامل نخواهد یافت.
را استراتژی دفاع ملی 2026 پنتاگون تمرکز وزارتخانه را به سمت بازدارندگی قدرت های بزرگ، تقویت دفاع از میهن و آماده شدن برای درگیری های آینده تغییر می دهد. اخیراً انتشارات دانشگاه ارتش گزارش پیشبرد لاریات استدلال میکند که جنگهای آینده مطالبات بیشتری را بر تشکیلات پراکنده، تصمیمگیری غیرمتمرکز و رهبرانی که با اطلاعات ناقص عمل میکنند، خواهد داشت.
هر دو محیطهای عملیاتی را توصیف میکنند که به شدت با کمپینهای ضدشورش که نسلهای زیادی را شکل دادند که پس از سپتامبر 2001 خدمت کردند، متفاوت است.
موضوع آنچه که به رهبران نظامی آینده منتقل می شود در بحث آموزش نظامی، آموزش و توسعه نیرو ظاهر شده است، زیرا سرویس ها برای درگیری های آینده آماده می شوند. هارمن گفت که او این انتقال را در حین کار با تفنگداران و افسران جوان پس از ترک وظیفه مشاهده کرده است.
او گفت که بسیاری از دانشآموزانی که وارد نیروی امروزی میشوند دارای تحصیلات عالی، فنآوری مسلط و راحت هستند که در محیطهای شکلگرفته از هوش مصنوعی، سیستمهای بدون سرنشین و اتصال ثابت کار میکنند. چیزی که آنها کم دارند توانایی نیست. این تجربه عملیاتی مشترک است که پیشینیان آنها را تعریف کرد.
هارمن میگوید که در تعامل با دانشآموزان، گاهی اوقات درسهایی را به اشتراک میگذارد که زمانی نیاز به توضیح کمی داشت، زیرا کل واحدها با هم زندگی کرده بودند. مفاهیمی مانند اعتماد، مسئولیت پذیری و مسئولیت با استقرار مکرر و تجربه رزمی تقویت شدند.
برای بسیاری از نیروهای جوان تر، این درس ها باید در کلاس های درس، تمرین های آموزشی و برنامه های آموزش حرفه ای نظامی تدریس شود، نه اینکه در دوران جنگ یاد بگیرند.
هارمن گفت: «چالش این نیست که این نسل آماده نیست. «چالش این است که مطمئن شویم آنها درسهایی را که نسلهای قبلی از طریق تجربه آموختهاند، به ارث میبرند، بدون اینکه مجبور باشند آنها را در جنگ دوباره یاد بگیرند.»
رهبرانی که در هفته SOF 2026 شرکت کردند، موافقت کردند.
امسال، رهبران فرماندهی عملیات ویژه ایالات متحده هشدار دادند که نیازهای آموزشی همچنان در حال انباشته شدن است، حتی با پیچیده تر شدن تقاضاها برای نیرو. رهبران استدلال کردند که آمادگی آینده هم به فناوری های نوظهور و هم به حفظ سازگاری، قضاوت و انعطاف پذیری مورد نیاز برای در محیط های نامشخص کار کنند.

مبانی رهبری
بحث از آنجایی که بسیاری از اعضایی که در اوج جنگ جهانی علیه ترور خدمت کردهاند، به شرایط بازنشستگی رسیدهاند، در حال گسترش است. اعضای خدماتی که در سال های پس از حملات 11 سپتامبر 2001 وارد ارتش شدند، اکنون به 20 سال خدمت نزدیک می شوند یا از آن فراتر می روند – معیار بازنشستگی نظامی.
بسیاری از آنها در پستهای ارشد، افسر، مربی و آموزشی که مسئول توسعه نسل بعدی رهبران هستند، خدمت میکنند.
سروان بازنشسته ارتش ماکسین ریس، کهنه سرباز افغانستانی که در طول دوران نظامی خود در سمت های رهبری و فرماندهی خدمت کرد، گفت که یکی از مهم ترین درس هایی که او از افغانستان به دست آورده، ربطی به تاکتیک ندارد.
ریس گفت: «توانایی ایجاد روابط واقعی اغلب به اندازه مهارت تاکتیکی اهمیت دارد. ما هرگز نباید فراموش کنیم که هر مأموریتی در نهایت مربوط به مردم است.
او گفت که فن آوری، تسلیحات و شرایط میدان نبرد به تکامل خود ادامه خواهند داد، اما اصول رهبری به طور قابل ملاحظه ای ثابت است.
ریس گفت: «میدان نبرد درگیری بعدی ممکن است هیچ شباهتی به افغانستان نداشته باشد. “اما یک چیز ثابت می ماند: موفقیت و شکست اغلب به روابط انسانی، اعتماد و رهبری بستگی دارد.”
ریس توضیح داد که درگیریهای آینده ممکن است شامل هوش مصنوعی، جنگ سایبری و فناوریهایی باشد که در بسیاری از جنگهای عراق و افغانستان وجود نداشتند. با این حال، رهبران همچنان ملزم به تصمیم گیری تحت فشار، عدم اطمینان و خستگی خواهند بود.
او گفت: «وقتی شرایط در بدترین حالت خود قرار دارند، مردم به ندرت از یک رتبه پیروی می کنند؛ آنها از رهبری که به آنها اعتماد دارند پیروی می کنند.
از نظر هارمن، این ویژگیها مستقیماً با درگیریهای آینده مرتبط هستند.
او گفت که مبارزه ای که شامل یک دشمن نزدیک به همتا می شود می تواند مسئولیت بیشتری را بر دوش رهبران کوچکتر بگذارد که با نظارت کمتر، ارتباطات ضعیف و فرصت کمتری برای جستجوی راهنمایی از مقامات بالاتر عمل می کنند. در آن محیطها، رهبری، قضاوت و اعتماد به الزامات عملیاتی تبدیل میشوند.
ریس راجرز، افسر بازنشسته تفنگداران دریایی که در واحدهای شناسایی و عملیات ویژه تفنگداران دریایی در طول اعزام به عراق و افغانستان خدمت می کرد، می گوید که کسب تجربه خود باید هدف باشد.
راجرز گفت: “اولین بار همیشه اولین بار است.” آموزش می تواند رهبران را برای بسیاری از موقعیت ها آماده کند، اما برخی از درس ها تنها زمانی آموخته می شوند که مسئولیت واقعی شود.
او گفت: “ما همیشه نگران این هستیم که چگونه باید اجرا کنیم، اما شما فقط با انجام کار یاد می گیرید.”
برای فرمانده ارشد بازنشسته نیروی دریایی، استفانی تانکرسلی، که در عملیات آزادی پایدار به عنوان یک تفنگدار نیروی دریایی ناوگان در افغانستان خدمت کرد، یکی از این درس ها قضاوت است.
تانکرسلی گفت: «اطلاعات کامل چیزی است که رهبران به ندرت از آن برخوردار هستند. “بیشتر تصمیمات مهم مدت ها قبل از در دسترس بودن همه پاسخ ها گرفته می شود. رهبری اصیل تمایل به عمل در میان عدم اطمینان است که توسط قضاوت، تجربه و درک روشن از آنچه در خطر است هدایت می شود.”

یک دوره جدید
اریک چپمن، مورخ نظامی، گفت که بازنشستگی نسل پس از 11 سپتامبر بر بحث گسترده تری در مورد آنچه رهبران آینده باید بدانند، تأثیر می گذارد.
در حالی که ارتش از جنگ هایی که دو دهه گذشته را تعریف می کرد به سمت آماده شدن برای درگیری های آینده تغییر می کند، چپمن گفت که چالش حفظ عراق و افغانستان به عنوان مطالعات موردی نیست. این تعیین کننده است که کدام درس صرف نظر از میدان جنگ مرتبط باقی بماند.
چپمن گفت: “هر بازنشستگی بیش از یک شمش برای پر کردن است.” “این نشان دهنده سال ها قضاوت انباشته، مربیگری و تجربه عملیاتی است که از در خارج می شود.”
همانطور که رهبران نظامی آموزش، دکترین و اولویتهای اجباری را برای درگیریهای آینده طراحی میکنند، چپمن گفت: «ما نمیتوانیم منتظر درگیری بعدی باشیم تا آنچه را که نسلهای قبلی از طریق تجربه سخت آموختهاند، دوباره کشف کنیم.»
وی ادامه داد: «نسل بعدی نیازی به جنگیدن با آخرین جنگ ندارد، اما آنها باید درسهای سختی را که جنگ به دست آوردهاند، درک کنند.»
کریستوفر میلر، فارغالتحصیل اخیر آکادمی نیروی دریایی، بخشی از نسلی است که این درسها را به ارث میبرند و آنها را در درگیریهایی که ممکن است شباهت کمی به جنگهای پس از سال 2001 داشته باشند، به کار خواهند برد.
میلر گفت: «نسل من ممکن است هرگز با همان جنگهایی که مربیان ما جنگیدند، نبرد.
با این حال، مسئولیت هایی که با رهبری همراه است، بدون تغییر باقی می مانند.
میلر گفت: “ما با همان مسئولیت تصمیم گیری های دشوار تحت فشار روبرو خواهیم شد.” “فناوری متفاوت خواهد بود. بار رهبری نخواهد بود.”
