هر روز صبح، اولین پرتوهای نور خورشید به آسمان خراش های سر به فلک کشیده ابوظبی در امارات متحده عربی برخورد می کند و از شیشه و فولاد آنها منعکس می شود. خیابان ها از ترافیک صبحگاهی غوغا می کنند. در میان وسایل نقلیه ای که در شهر می بافند، یک تاکسی است که توسط ویکاس پاندیث، یک جوان بیست و هفت ساله از آسام، هند، رانندگی می کند. در پنج سال گذشته، او در خیابانهای ابوظبی و سایر نقاط امارات حرکت کرده است و تقریباً هر روپیهای را که به دست میآورد برای خانوادهاش هزاران مایل دورتر میفرستد.
ویکاس می گوید: «این فقط یک شغل نیست. این زندگی پدر و مادرم، تحصیلات خواهر و برادرم است.» او قبل از اینکه اضافه کند، “اگر من از درآمد خود دست بردارم، آنها زجر می کشند، مکث کوتاهی می کند. هر تصمیمی که از راه دور گرفته می شود، به نظر می رسد که به ما می رسد.”
از زمان شروع جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، افزایش امنیت و اختلال در درآمدهای او کاهش یافته است. یک روز میگوید به دلیل محدودیتهای امنیتی و اختلال در رفت و آمد در شهر، درآمد نصف روزش را از دست داده است. او به والدینش گفت که ممکن است مجبور شود پول کمتری را به خانه به آسام بفرستد. ویکاس می گوید: «آنها تمام هفته نگران بودند. مادرم مدام زنگ می زد.
در خلیج فارس، در قطر، اسماعیل احمد بیست و پنج ساله از بنگلادش، سینی های قهوه را در یک کافه شلوغ دوحه ترتیب می دهد. در بحرین، بیشنو پراداس، یک جوان بیست و شش ساله از نپال، بر داربست ها در یک سایت ساخت و ساز مرتفع نظارت می کند.
همه آنها یک سکوت مشترک دارند ترس: تصمیمات اتخاذ شده در واشنگتن، تهران و تل آویو می تواند دستمزد آنها را مختل کند، زندگی آنها را به خطر بیندازد و معیشت خانواده هایشان را در خانه تهدید کند.
تنش ها در خلیج فارس افزایش یافته است اخیر ماه ها، ناشی از رویارویی فزاینده بین ایران، اسرائیل و ایالات متحده است. حملات موشکی، همراه با حملات تلافی جویانه و ترس از تشدید تنش، عدم اطمینان را در سراسر منطقه ایجاد کرده است.
اگرچه پوشش رسانه ای تا حد زیادی تمرکز می کند در مورد بازارهای نفت یا استراتژی نظامی، سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه به طور مستقیم تاثیرات کار مهاجر تحریم های خارجی ایالات متحده، تحرکات نیروهای نظامی و مانورهای دیپلماتیک، همگی بر اقتصاد کشورهای خلیج فارس که به شدت به صادرات انرژی و ثبات منطقه متکی هستند، تأثیر می گذارد.
برای کشورهای جنوب آسیا مانند هند، نپال و بنگلادش که میلیون ها نفر را ارسال می کنند کارگران به خلیج فارس، تاثیر آن حاد است. هر گونه اختلال در مشاغل، دستمزدها یا ایمنی به طور مستقیم بر خانواده ها و جوامع در خانه تأثیر می گذارد به شدت وابسته است در مورد حواله ها
بیشنو می گوید: «خانواده ها به ما وابسته هستند. تنشهای سیاسی که به نظر دور میآیند، بسیار نزدیک به خانه هستند. گاهی اوقات ما در سایت بین خود صحبت میکنیم و اخبار را با دقت بیشتری دنبال میکنیم، زیرا این تصمیم میگیرد که آیا فردا میتوانیم کار کنیم یا خیر.
هر ساله میلیون ها نفر از جنوب آسیا برای فرصت های اقتصادی به خلیج فارس مهاجرت می کنند. سازمان بین المللی کار برآوردها بیش از بیست و چهار میلیون کارگر مهاجر در سراسر منطقه خلیج فارس مشغول به کار هستند که بیشتر آنها از آسیا هستند و بسیاری از آنها در بخش های پرخطر مانند ساخت و ساز، مهمان نوازی و حمل و نقل کار می کنند. استرس گرمایی، محیط های کاری ناامن، عدم مراقبت های پزشکی و نابرابری های جنسیتی در تامین اجتماعی و حفاظت، این مشاغل را حتی در زمان صلح خطرناک می کند.
در سال 2022، هند به تنهایی دریافت کرد بیش از 111 میلیارد دلار حواله از کارگران در سراسر جهان، در حالی که نپال دریافت کرده است تقریبا 8.5 میلیارد دلار و بنگلادش حدود 22 میلیارد دلار دریافت کرد. برای خانوارهای روستایی، این صندوق ها هزینه غذا، مدرسه، مراقبت های پزشکی و تعمیرات خانه را پرداخت می کنند.
پدر و مادر ویکاس، رامش و آنجلی پاندیت، در خانه ای ساده در آسام زندگی می کنند. انجلی میگوید: «کار ویکاس فرزندان ما را در مدرسه نگه میدارد. “اگر او ارسال پول را متوقف کند، ما نمی توانیم زنده بمانیم. ما هر هفته منتظر تماس او هستیم و اگر او تماس نگیرد، شروع به نگرانی می کنیم که مشکلی پیش آمده است.”
در نپال، والدین بیشنو از سالی که خانهشان را پس از سیل تعمیر کردند، تعریف میکنند که تماماً از درآمد او تأمین شده است. مادرش می گوید: «هر تأخیر در حقوق او بلافاصله روی ما تأثیر می گذارد. “هیچ پشتیبان وجود ندارد. ما برای همه چیز به او وابسته هستیم، حتی دارو.”
حواله ها همچنین اقتصادهای محلی را در کشورهای محل زندگی کارگران حفظ می کند. مغازه ها، بازارها و مشاغل کوچک برای معاملات روزانه، بازپرداخت اعتبار، انبار کردن کالاها و پرداخت دستمزد به این پول متکی هستند. هر گونه اختلال در کل روستاها موج می زند و بسیاری را در برابر فشار مالی آسیب پذیر می کند.
سامیر، یک جوان بیست و نه ساله از داکا، بنگلادش، می گوید: «گاهی اوقات، وقتی حقوق برادرم دیر می شود، تمام روستا آن را احساس می کنند. “مردم در خانه منتظر می مانند، مغازه ها زود بسته می شوند، و حتی مدارس با تاخیر در پرداخت ها مواجه می شوند. این فقط یک خانواده نیست، بلکه جامعه است. وقتی پول متوقف می شود، همه چیز کند می شود.”
فراتر از ناامنی اقتصادی، کارگران مهاجر در خلیج فارس با خطرات فیزیکی و عاطفی روزانه روبرو هستند. بسیاری از آنها تحت این قانون به کارفرمایان خود ملزم هستند سیستم حمایت کفالا، یک ساختار قانونی استفاده می شود در سراسر شورای همکاری خلیج فارس کشورهایی که کراوات وضعیت قانونی یک کارگر مستقیماً برای کارفرمای خود، اغلب توانایی آنها را برای تغییر شغل، ترک کشور یا فرار از شرایط ناامن کار و زندگی محدود می کند.
بیشنو میگوید: «در ساختمان من، مردم ساعتهای طولانی کار میکنند، گاهی اوقات در دمای 50 درجه سانتیگراد (یا 122 درجه فارنهایت). “اگر ناآرامی وجود داشته باشد، هیچ کس بررسی نمی کند که آیا ما در امان هستیم یا خیر. ما نامرئی هستیم. ما فقط به کار خود ادامه می دهیم زیرا هیچ گزینه ای نداریم.”
اسماعیل در قطر می گوید که در اتاق کوچکی می خوابد که با چهار کارگر دیگر مشترک است. او می افزاید: «ما قبل از سحر از خواب بیدار می شویم، دوازده تا چهارده ساعت کار می کنیم، سپس در اتاقی بدون تهویه مناسب می خوابیم. “گاهی اوقات به این فکر می کنم که اگر مشکلی پیش بیاید چه اتفاقی می افتد – هیچ شبکه ایمنی وجود ندارد.”
برآوردها پیشنهاد می کند سالانه حدود 10000 کارگر مهاجر آسیایی در کشورهای حاشیه خلیج فارس جان خود را از دست می دهند که بسیاری از مرگ و میرها بدون توضیح یا مرتبط با شرایط سخت کار است. در سال 2024 آتش سوزی ساختمان منگاف در کویت کشته شد چهل و نه کارگر مهاجر، هزینه های انسانی سیستم های مسکن و کار ناایمن را برجسته می کند.
رجیمون کوتپان، محقق حقوق کار، می گوید که تنش اخیر بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران خطراتی را که کارگران با آن روبرو هستند، تشدید کرده است. حملات موشکی و پهپادی داشته است هدف قرار گرفته است مناطق غیرنظامی در بخشهایی از منطقه، ترس را در میان جوامع مهاجر افزایش داده است. بسیاری از کارگران در نزدیکی فرودگاهها، تأسیسات نفتی، بنادر و ساختمانهای بلند زندگی و کار میکنند که همگی میتوانند به اهداف بالقوه در درگیری نظامی تبدیل شوند.
کوتپان میگوید: «سیستم کافلا کارگران را بسیار آسیبپذیر میکند، زیرا وضعیت قانونی و بقای آنها را به یک کارفرما گره میزند. “در مواقع اضطراری، این عملاً به یک تله تبدیل میشود. کارفرمایان میتوانند گذرنامه را دریغ کنند، از خروج خودداری کنند، یا کارگران را به طور کلی رها کنند. مهاجران اغلب از پاسخهای اضطراری کنار گذاشته میشوند و آنها را بدون دسترسی به پناهگاهها، برنامههای تخلیه یا اطلاعات قابل اعتماد میگذارند.”
او می افزاید: «سرقت دستمزد، مرخصی بدون حقوق، و اخراج های ناگهانی نیز در دوره های بی ثباتی افزایش می یابد و حواله ها را یک شبه قطع می کند».
کوتپان می گوید که کارگران مهاجر اغلب در چنین شرایطی نادیده گرفته می شوند.
کوتپان میگوید: «میلیونها بهطور مؤثری – اغلب بدون پاسپورت – از دسترسی به پناهگاهها محروم میشوند و در اردوگاههای کار پرجمعیت یا محلهای کاری نزدیک به اهداف احتمالی (بمباران) رها میشوند. «حتی با لغو پروازها و بسته شدن حریم هوایی، بسیاری از آنها بر سر راه خود ایستادهاند – نه از روی انتخاب، بلکه به این دلیل که حوالهها باعث میشود تمام خانوادهها به خانه بازگردند.»
دولتهای سراسر آسیای جنوبی، بهویژه هند، نزدیک بودهاند نظارت وضعیت، صدور توصیه ها، راه اندازی خطوط کمکی و تسهیل پروازهای تخلیه و بازگشت شهروندان در خلیج فارس. اما برای کارگران ترک کار ساده ای نیست. ماندن آنها را در معرض عدم اطمینان و خطر قرار می دهد – اما بازگشت به خانه اغلب به معنای از دست دادن درآمد مهم است.
در یک کارگاه ساختمانی در بحرین، بیشنو بر داربست ها زیر گرمای شدید نظارت می کند.
او می گوید: «هر پیامی که به خانه می فرستم احساس سنگینی می کند. “اگر این وضعیت بدتر شود، مشاغل کمتری وجود خواهد داشت. خانواده من به من وابسته هستند. من نمی توانم آنها را شکست دهم.” مکث می کند و به ساختار ناتمام نگاه می کند. او می افزاید: «گاهی اوقات درباره بازگشت صحبت می کنیم. “اما بازگشت به معنای بدون درآمد است. بنابراین ما می مانیم.”
به همین ترتیب، کافه دوحه که اسماعیل در آن کار میکند همچنان شلوغ است، اما عدم قطعیت همچنان ادامه دارد: «اگر تنشها افزایش پیدا کند، ممکن است شغلهای ما یک شبه از بین برود.»
او یکی از همکارانش را به یاد می آورد که قراردادش در اوایل سال جاری به دلیل افزایش تنش های منطقه ای فسخ شد. “او دست خالی به خانه رفت. خانواده اش منتظر پول بودند. این ترس هر روز با من می ماند.”
در آسام، والدین ویکاس هر ماه با نگرانی تلفن خود را چک می کنند. حواله های تاخیری به معنای حذف وعده های غذایی، تعویق در هزینه های مدرسه و پرداخت نشدن صورت حساب های پزشکی است.
انجلی می گوید: «هر ماه بدون پول یک مبارزه است. ما همه چیز را بر اساس آنچه او می فرستد برنامه ریزی می کنیم.»
در نپال، رانی، سی و چهار ساله ای که شوهرش در قطر کار می کند، استرس مشابهی دارد.
او میگوید: «وقتی حقوق (شوهرم) به تأخیر افتاد، من از همسایهها وام گرفتم فقط برای تغذیه فرزندانم. “بعضی اوقات احساس درماندگی می کردم. ما بسیار به آنچه در دور اتفاق می افتد وابسته هستیم، اما نمی توانیم آن را ببینیم یا کنترل کنیم.”
سامیر دائماً نگران برادر کوچکترش در بنگلادش است. او میگوید: «من مجبور بودم بین شهریه مدرسه و صورتحساب بیمارستان برای پدرم یکی را انتخاب کنم. “این یک عمل متعادل کننده دائمی است.”
از طلوع صبح تا غروب، کارگران مهاجر در خلیج فارس تحت فشار، تحمل گرما، ساعات طولانی و حداقل زمان توقف زندگی می کنند. بسیاری از آنها با وعدههای غذایی مشترک زنده میمانند، در اتاقهای شلوغ میخوابند و وزن احساسی فاصله را تحمل میکنند.
ویکاس میگوید: «بعضی روزها حتی وقت تماس با خانه را ندارم. من در تاکسی غذا می خورم، تا جایی که بتوانم می خوابم و مدام به خانواده ام فکر می کنم.
اسماعیل می گوید: گویی فاصله را با ترس و گرسنگی می سنجند.
جایی بین خلیج فارس و دهکده هایی که هزاران مایل دورتر منتظرند، زندگی ها معلق می مانند و در زمان واقعی با تصمیمات بسیار دور از دسترس آنها شکل می گیرد.
بیشنو می گوید: “ما به کار خود ادامه می دهیم، زیرا چاره ای نداریم. همه چیز به این بستگی دارد.”
