
پکن، 30 مارس (شینهوا) — در اساطیر یونانی، سیزیف به وظیفه ابدی هل دادن یک تخته سنگ به سربالایی محکوم شد تا بارها و بارها سقوط آن را تماشا کند.
این افسانه به عنوان استعاره ای مناسب برای جاه طلبی ناامید شده واشنگتن در خاورمیانه عمل می کند: ماجراجویی های مداخله جویانه مکرر که به طور مداوم نتوانسته است منطقه را مطابق با طرح خود شکل دهد.
واضح است که جنگ جاری ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران بسیار کمتر از انتظارات اولیه واشنگتن است – عملیاتی سریع با استفاده محدود از قدرت نظامی برای سرنگونی دولت کنونی ایران و به نوبه خود، سفت کردن کنترل آن بر یکی از غنی ترین ذخایر نفت جهان. شاید کمپین ژانویه واشنگتن علیه ونزوئلا به اشتباه تصمیم گیرندگان کاخ سفید را جسور کرده بود.
دولت ترامپ آشکارا در دوراهی گرفتار شده است: عقبنشینی در حال حاضر به منزله یک شکست غیرقابل انکار خواهد بود، در حالی که خود را با شوک افزایش قیمت نفت ناشی از بنبست در تنگه هرمز دست و پنجه نرم میکند. با این حال، پیشروی در حمله زمینی خطر کشاندن ایالات متحده را به باتلاق دیگری در خاورمیانه دارد. در حالی که چند ماه دیگر به انتخابات میان دوره ای باقی مانده است، دولت هیچ یک از این دو سناریو را نمی خواهد.
و این بیش از یک شکست سیاست است. این نشانه ای از یک بحران هویت عمیق تر است که جاه طلبی هژمونیک جهانی آمریکا را در بر می گیرد. از زمان پایان جنگ سرد، به نظر میرسد که واشنگتن دستوری برای حکومت بر جهان آنگونه که میخواهد، و همچنین نیروی قدرتمندی که میتواند با سلطه جهانی خود برابری کند، به دست آورده است.
با این حال، تاریخ خاورمیانه در دهههای گذشته سرشار از نمونههایی است که هرچه ایالات متحده بیشتر به استفاده یکجانبه از نیروی خالص متوسل شود، محدودیتهای قدرت خود را بیشتر آشکار میکند.
و همراه با این پارادوکس، اسطوره اخلاق آمریکا ورشکسته شده است. یادت هست؟ زمانی بود که واشنگتن هنوز تلاش می کرد تا تعهدات هژمونیک خود را با روایت ارائه به اصطلاح آزادی و دموکراسی بپوشاند. امروزه فقط به خم کردن عضلات علاقه دارد.
در حالی که جامعه جهانی به طور فزاینده ای از اعتیاد بی پروا واشنگتن به سلطه جهانی خسته شده است، سیاست گذاران آمریکا هنوز در دام خیالاتی هستند که برای خود ساخته اند. به نظر می رسد که آنها توانایی انجام تأمل جدی را از دست داده اند، نه اینکه با این واقعیت کنار بیایند که دوران تک قطبی مدت هاست گذشته است.
با این حال، واشنگتن باید به این واقعیت توجه کند که علیرغم اینکه تنها ابرقدرت جهان است، ممکن است این قدرت را داشته باشد که چیزی را از بین ببرد یا عده ای را بکشد، اما هرگز موفق نخواهد شد در این عصر چندقطبی، جهان را تحت کنترل خود درآورد، همانطور که سیزیف هرگز نمی تواند تخته سنگ را به سمت بالای تپه هل دهد. و در هر تلاشی برای سلطنت، ایالات متحده در واقع با واکنشی که خودش ساخته و کمی به افول نهایی خود نزدیکتر است، مواجه است. ■
