
هیچ کمبودی در تاریخ اروپا وجود ندارد. تنها در یک سال – 1996 – سه مورد در فاصله چند ماه از یکدیگر به ترتیب توسط جان مریمن، جان رابرتز و نورمن دیویس منتشر شد. همه آنها هنوز در حال چاپ هستند و چندین نسخه پرمعنا را پشت سر گذاشته اند. این آخرین رقیب، با حسن نیت رودریک بیتون، مورخ یونانی، ادعای جسورانه ای برای جدید بودن دارد. “چرا تاریخ “جدید”؟ می پرسد. پاسخ: “همه چیز در صبح روز پنجشنبه، 24 فوریه 2022، زمانی که روسیه به اوکراین حمله کرد، تغییر کرد.” بیتون میافزاید، آنچه در طول چهار سال گذشته از آن زمان تاکنون در معرض خطر بوده است، چیزی کمتر از «ارزشهای اخلاقی، قانونی، سیاسی و فرهنگی» بوده است که عمیقاً در فرهنگ اروپایی و اتحادیه اروپا جا افتاده است.
بنابراین زنگ های هشدار غایت شناختی از همان ابتدا به صدا در می آیند. و با تأیید این دیدگاه لیبرال که درخواستهای اوکراینی از «اروپا» برای کمک، نه به یک فضای جغرافیایی، بلکه به «حاکمیت قانون و دموکراسی» معطوف بود، ناشنوا میشوند. این همان عبارتی است که بیتون به عنوان قهرمان داستان خود می گیرد و پیشرفت آن ایده ها را از آغاز دور تا به امروز روایت می کند. موقعیت واقعی اروپا جای نگرانی ندارد، در واقع “به طور عینی، اروپا حتی وجود ندارد”. در عوض این ایده ای است که اولین بار توسط یونانیان باستان که بسیاری از آنها در آسیا زندگی می کردند، مطرح شد.
با این حال، به زودی مشخص میشود که اطلس ذهنی که بیتون از آن استفاده میکند، جغرافیا را بهکلی مستثنی نمیکند. برعکس، یکی از نقشه های بسیار عالی او یک بیضی شکل عظیم را نشان می دهد که بیشتر اروپای شرقی را پوشانده است. در آنجا، بین دریای سفید در شمال و دریای سیاه در جنوب است که «اروپا به آسیا سایه میاندازد» اوکراینیها از یافتن روسیه پوتین در آنجا، از جمله حتی سنت پترزبورگ، خوشحال خواهند شد، اما کمتر مشتاق هستند که بیش از سه چهارم کشور خود را در همان فضا بیابند. مکان یابی آسیا همیشه راهی برای بیان یک نکته سیاسی بوده است: در قرن 19، مترنیخ فکر می کرد که از جاده منتهی به وین به مجارستان شروع می شود، در حالی که صدر اعظم آلمان غربی، کنراد آدناور، ماگدبورگ و جاده برلین را ترجیح می داد.
به طور خلاصه، سخنان آغازین بیتون نشان می دهد که زمان آن رسیده است که نقد هربرت باترفیلد از غایت شناسی لیبرال را تجدید چاپ کنیم. تفسیر ویگ از تاریخ، نزدیک به یک قرن پیش، در سال 1931 منتشر شد. خوشبختانه، خواندن بیتون از تاریخ اروپا به عنوان مسیر پر پیچ و خم حاکمیت قانون و دموکراسی (که به زودی با «حاکمیت» همراه شد) که به سمت اتحادیه اروپا حرکت می کند، مانع از نوشتن کتابی عالی، آگاهانه و لذت بخش از او نمی شود.
او البته به خوبی از جنبههای تاریکتر پویایی اروپا بهویژه برای قارههای دیگر آگاه است. او دستاوردهای جهانی «علم، فناوری، پزشکی و سیستمهای تجاری و مالی اروپا که ریشه در عصر روشنگری دارد» را به ستایش میکشد، در حالی که به هزینه انسانی گسترش استعماری (که به عنوان مثال 95 درصد از جمعیت بومی آمریکای شمالی را کشته است) اذعان میکند. تلاش برای مربع کردن دایره – “پیروزی و دست به هم زدن به همان اندازه نابجا هستند” – مانند حمایت او از ستایشگران غیر انتقادی روشنگری، نسبتاً سست است.
خشونت محض تاریخ اروپا را نمی توان پنهان کرد یا از بین برد. دوره های صلح، چه بین المللی و چه داخلی، تنها به دلیل نادر بودنشان قابل توجه بودند. نمونه خوبی از طریق تغییر هژمونی زبانی در طول قرن ها ارائه شده است. لاتین جایگزین یونانی شد زیرا بخشی از قطارهای چمدانی لژیونرهای رومی بود و به نوبه خود تسلیم گروه های غارتگر آلمانی و اسلاوونی از شمال و شرق شد. از میان زبان های عامیانه ای که ظهور کرد، پیروزی فرانسوی ها محصول جانبی فتوحات نظامی لویی چهاردهم بود. مدتها پس از فروپاشی قدرت سخت فرانسه، در نهایت نتوانست در برابر امپریالیسم زبانی همراه با کشتی های نیروی دریایی سلطنتی مقاومت کند. پشت هر شکلی از قدرت نرم، مشت محکمی نهفته بود، چه رومیان که کورنت را ویران کردند و چه لویی چهاردهم که هایدلبرگ را سوزاند.
سوال بزرگ این است: چگونه یک بخش نسبتا کوچک از کره زمین تا این حد مسلط شد؟ تا سال 1914، 11 کشور “غربی” (از جمله ایالات متحده) تقریباً سه پنجم قلمرو و جمعیت جهان و نزدیک به 80 درصد از تولید اقتصادی آن را تحت کنترل داشتند. یک توضیح قانع کننده، اصل رقابتی است که در پشت جنگ داخلی مرگبار نهفته است. مشخص نیست که Beaton در مورد این موضوع مورد بحث کجا ایستاده است. او به نیل فرگوسن اشاره می کند تمدن: غرب و بقیه (2011) که این مورد را مطرح می کند، اما خود را متعهد نمی کند، تنها اظهار می کند که دشوار است ببینیم چگونه یک استدلال از گذشته را می توان اثبات یا رد کرد. در هر صورت، جنگ جهانی اول به هژمونی اروپای قدیم پایان داد و در عین حال جایگزینی آن با فرزندان آمریکایی را تسریع بخشید. یکی از جایگزین های جذاب برای توضیح “رقابت برای شما خوب است” نقش کلیدی ای است که توسط واردات تکنیک ها و اختراعات خارج از اروپا ایفا می شود. تنها از چین وسایل ساده ای برای صرفه جویی در کار مانند چرخ دستی، آهنگری چدن، قطب نما مغناطیسی، کاغذ، چاپ و باروت به وجود آمد، اگرچه باید اضافه کرد که اروپایی ها از قرض های خود استفاده بسیار مؤثرتری کردند.
در طول مسیر، یافتن شواهد زیادی که نشان دهد «ایده» بیتون از اروپا تأثیر واقعی داشته است، دشوار است. گزارش شفاف او از ظهور و سقوط دولت ها و رژیم ها باعث می شود که ابزار اصلی تغییر بیشتر شبیه «مرد سوار بر اسب» باشد، از اسکندر مقدونی گرفته تا سرهنگ پوتین. یک “نقطه عطف مهم در تاریخ اروپا” به عنوان سلطنت 40 ساله آگوستوس (27 قبل از میلاد – 14 پس از میلاد) شناسایی شده است، اما حتی آن نیز توافق شده است که “صلح تحمیلی از بالا، صلح تحمیلی توسط قدرت” بوده است. اپیزودهایی که برای پیش بینی اروپای مدرن برگزار می شوند، به اندازه یک چرخ دستی چینی به کمی نمک نیاز ندارند. چنین موردی، شورای چهارم لاتران در سال 1215 بود. بیتون با تأیید ظاهری ثبت میکند که این «تلاشی برای ایجاد نظم پاناروپایی مشروع» نامیده میشود که «پایههای اروپای مدرن را بنا نهاد». با توجه به اطلاعات بیشتر مبنی بر اینکه شورا دکترین برزخ را تعریف کرد، کمپینی را برای ریشه کن کردن بدعت به راه انداخت، مجموعه جدیدی از شیوه های حقوقی به نام تفتیش عقایدو دستور آزار و اذیت سیستماتیک جوامع یهودی را صادر کرد، فقط می توان چشمان خود را مالید.
این گشت و گذارهای گیج کننده در اروپا-فانتزی به کنار، در اینجا چیزهای زیادی برای تحسین وجود دارد. از جمله نكات برجسته، گشودن مسائل كليساى و كلامى است; تحلیل جنگ های صلیبی به عنوان «اولین سرمایه گذاری استعماری اروپایی»؛ توضیح تأثیر عثمانی ها در قرن 14; تخریب ناپلئون و امپراتوری او؛ و کاستی ها و اشتباهات متعدد ناتو. شرح منشأ و پیشرفت اتحادیه اروپا قابل تحسین است. او می نویسد که «خوشحالی» دهه 1990 «تا حد زیادی به افراد داخلی بروکسل، دانشگاهیان و تعداد کمی از علاقه مندان کم و بیش آرمان گرا محدود بود». (او ممکن است اضافه کرده باشد: “و هنوز هم هست.”)
نوشته به طور مداوم واضح و ظریف است (اگرچه نئولوژیسم «پخته شده» اغلب ظاهر می شود)، و درج یک قسمت روشن یا مشاهده معاصر به طرز درخشانی به کار گرفته شده است. نقل قول از زولا La Bête Humaineبه عنوان مثال، به طور به یاد ماندنی موثر است. پدیده های پیچیده با دقت و تسلط چشمگیر روشن می شوند. یکی از کمبودهای عجیب، که احتمالاً ناشی از محدودیت کلمات است، فقدان تقریباً کامل فرهنگ موسیقی و بصری است – نه باخ، شوبرت، مونتوردی، وردی، دوورژاک، چایکوفسکی. بتهوون فقط به این دلیل که موسیقی کانتاتا را ساخت که “اروپا ایستاده است!” برای کنگره وین؛ واگنر فقط به این دلیل که پدر همسر هیوستون استوارت چمبرلین بود. نه دلاکروا، ترنر، سزان یا پیکاسو. با این حال گاه به گاه – در یان ون ایک پرتره آرنولفینیبه عنوان مثال – نشان می دهد که او می تواند از این نوع شواهد به خوبی استفاده کند.
کتاب با یک یادداشت بسیار ضعیف به پایان می رسد. این حاکمیت قانون یا لیبرال دموکراسی نیست که اکنون غالب است، بلکه خودکامگی است. شکست در اوکراین “دروازه های اروپا” را برای گسترش بیشتر روسیه باز خواهد گذاشت. او که به طور فزاینده ای شبیه صدای بروکسل است، ابراز تاسف می کند که رای دهندگان ملی بیش از حد درگیر هزینه های زندگی و تأثیر مهاجرت هستند تا به چالش های ژئوپلیتیکی اهمیت دهند. او نتیجه میگیرد که آنچه مورد نیاز است، اروپای بیشتر، بهویژه راهحلهای اروپایی برای مشکلات اروپا و مدیریت مؤثرتر اروپایی است. بدون آنها، “غیر قابل تصور نیست که یک امپراتوری مستبد روسیه بتواند در نهایت از اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام، بدون تمایز، کشیده شود.” اگر این اتفاق بیفتد، «پایانی نخواهد بود تاریخچه، اما پایانی واقعی برای تاریخ اروپااو ممکن است خود را با این فکر تسلی دهد که به قول لنین، «تاریخ از هر یک از ما حیله گرتر است».
اروپا: یک تاریخ جدید
رودریک بیتون
آلن لین، 432 صفحه، 30 پوند
خرید یک کتاب ممکن است کمیسیون NS را از Bookshop.org، که از کتابفروشی های مستقل پشتیبانی می کند، دریافت کند
(ادامه مطلب: خودکشی فکری مت گودوین)
محتوای شرکای ما
