نظر
قدرت های بزرگ مستعد توهمات بزرگ هستند. ولادیمیر پوتین فکر می کرد که در سه روز اوکراین را شکست خواهد داد. پنتاگون او را باور کرد. این جنگ اکنون در پنجمین سال خود است.
دونالد ترامپ زمان کمی برای جنگ برنامه ریزی شده خود علیه ایران گذاشت. به گفته یک کارشناس معتبر، او مطمئن بود که در چهار روز جمهوری اسلامی را شکست خواهد داد. اکنون در نیمه راه هفته چهارم است.
این جنگ برای رئیس جمهور آمریکا پر از شگفتی است. اول، قبل از شروع جنگ، مدیریت او به مقامات مضطرب ترکیه اطمینان داد اصلي آيدينتاسباس، محقق ترک در موسسه بروکينگز در واشنگتن، مي گويد که حمله آمريکا و اسرائيل به ايران تا چهار روز ديگر به پايان مي رسد.
دولت خود را متقاعد کرده بود که اگر علی خامنهای رهبر معظم انقلاب برکنار شود، کل رژیم ایران در کوتاهمدت فرو میپاشد: او میگوید: «ترامپ میخواست یک حرکت ضربهای را انجام دهد و اکنون در یک جنگ بیپایان گیر کرده است».
ترامپ نباید تعجب می کرد. مشاور اطلاعاتی اوج خود او به او گفته بود که انتظار سقوط رژیم را نداشته باشد: «گزارش محرمانه شورای اطلاعات ملی نشان داد که حتی حمله در مقیاس وسیع به ایران که توسط ایالات متحده انجام شود، بعید به نظر میرسد که تشکیلات نظامی و روحانی مستقر جمهوری اسلامی را سرنگون کند». واشنگتن پست.
ارزیابی اطلاعاتی توسط گروهی از کارشناسان دولتی درباره ایران اطلاع رسانی شده بود. به نظر می رسد ترامپ با هیچ متخصص ایران در داخل یا خارج از دولت مشورت نکرده است.
بلومبرگ اما گزارش می دهد روپرت مرداک، مقام معروف ایران و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل از او خواسته بودند که به ایران حمله کند. آیا باید تعجب کنیم که رئیسجمهوری که به مردم خود توصیه کرد برای درمان کووید سفید کننده تزریق کنند، در مورد رفتن به جنگ نیز تکلیف نداشت؟
دوم، ترامپ علناً از اینکه ایران از فرصت جنگ برای حمله به همسایگان عرب خود در خلیج فارس استفاده کرد، ابراز «تعجب» کرد. تهران هزاران موشک و پهپاد را به سمت آنها پرتاب کرده و همچنین به اسرائیل حمله کرده است.
ثالثاً، ترامپ گفت که از اینکه بفهمد نیروی دریایی ایران چقدر بزرگ است، “شگفت زده” شده است. جدی
چهارم، ترامپ از بستن تنگه هرمز توسط ایران شگفت زده شد. او هشدار مشاور ارشد نظامی خود، رئیس ستاد مشترک ارتش، ژنرال دن کین، که تهران ممکن است دقیقاً این کار را انجام دهد، با احتیاط نادیده گرفته شد.
گزارش ها: «ترامپ این خطر را پذیرفت وال استریت ژورنالاما «به تیمش گفت که تهران احتمالاً قبل از بستن تنگه تسلیم خواهد شد – و حتی اگر ایران تلاش کند، ارتش آمریکا میتواند آن را مدیریت کند».
همه این فرضیات گاه به گاه و ادعاهای غرورآمیز بدون شک به توضیح اینکه چرا ترامپ پس از بیش از سه هفته درگیری همچنان در جستجوی طرح عرضه نفت بود، کمک می کند.
پنجم، ترامپ پس از سالها سوءاستفاده و تهدید متحدان آمریکا، از زمانی که هیچکدام برای اسکورت محمولههای نفتی از میان دستکش آتش ایران عجله نکردند، نیروی دریایی خود را به تنگه بفرستند، شگفتزده به نظر میرسید.
شواهد در حال انباشته شدن هستند – ترامپ هیچ ایده ای ندارد که دارد چه می کند. این به توضیح این نکته کمک می کند که چرا او ظرف 24 ساعت با بیانیه جمعه خود (به وقت ایالات متحده) که در حال بررسی «خاموش کردن» جنگ است مخالفت کرد – و در عوض، اولتیماتوم شنبه خود را برای تشدید جنگ از طریق محو نیروگاه های برق ایران صادر کرد، مگر اینکه تنگه را بازگشایی کند. تهران به شدت پاسخ داد. این کشور تهدید میکند که ویرانیهای بیشتری در منابع برق همسایگان خود ایجاد کند.
این لحظه ای بود که بازارهای جهانی یک تغییر قاطع ایجاد کردند. سرمایه گذاران نگران این ترس بودند که کمبود نفت باعث افزایش تورم در سراسر جهان شود. اما ترس بازار از تورم اکنون تحت الشعاع ترس از سقوط رشد اقتصاد جهانی قرار گرفته است. تحلیلگران مستقر در هنگ کنگ گاوکل تحقیقات اقتصادی آن را «پایان خوشبینی» نامیدند.
جنگ در حال خارج شدن از کنترل بود و آمریکا نمی دانست چه می کند.
حاکمان شیعه بنیادگرای ایران در سال 1979 جمهوری اسلامی را به طور خاص به عنوان مقر مقاومت در برابر آمریکا و اسرائیل تأسیس کردند. بنابراین هنگامی که اسرائیل در روز اول رهبر خود را ترور کرد و سپس با ایالات متحده برای از بین بردن پدافند هوایی ایران به زودی پس از آن کار کرد، رژیم اصول تسلیم خود را تنظیم نکرد. طرح قیامت خود را به اجرا گذاشت.
تهران تلویحاً پذیرفت که موجودیتش در خطر بوده است، به سادگی به هر کسی و هر چیزی که میتواند به آن آسیب برساند، تا آنجا که ممکن است آسیب وارد میکند. به نظر می رسد که این ممکن است برای بیرون کشیدن درد غیر قابل تحمل از دشمنانش کار کند، و اگر نه، چه چیزی برای از دست دادن دارد؟
ایران به ارائه شگفتیهای خود به آمریکا و جهان ادامه میدهد. موفق شد یک اف-35 آمریکایی را مورد اصابت قرار دهد. خلبان آسیبی ندید، اما هواپیما مجبور به فرود اضطراری شد. این اولین آسیب جنگی شناخته شده است به علاوه اولترا هواپیماهای نظامی غرب
و در آخر هفته، پرتاب دو موشک بالستیک میانبرد ایران نشان داد که به طور مخفیانه به لندن، پاریس و بیشتر اروپا دسترسی پیدا کرده است.
ایالات متحده در عراق و افغانستان نبوغ خود را برای درخشش نظامی تاکتیکی همراه با حماقت استراتژیک و سیاسی نشان داده بود. به وضوح می بینیم که ترامپ از شکست های آشکار آمریکا در ربع قرن گذشته چیزی یاد نگرفت.
در واقع، او سطح جدیدی از بی پروایی نابخردانه را به جنگ آمریکا آورده است. این سندروم ایکاروس چیست که پوتین و ترامپ را به قضاوت نادرست مخالفان خود و دست بالا گرفتن توانایی های خود وادار می کند؟ هنگامی که آنها بسیار نزدیک به خورشید پرواز می کنند، به نظر می رسد گرما بر مغز آنها تأثیر می گذارد و بال های آنها را آب می کند.
پوتین همیشه اوکراین را پست تر می دانست. در اوایل سال 2009، پوتین هول کرد که او نماینده روسیه بزرگ است و اوکراین «مالوروسیا»، روسیه کوچک، و تابع اراده روسیه است.
ترامپ ایران را «بازنده خاورمیانه» میداند و به قول خودش «ایران را دوباره بزرگ میکند» درخشش ویژه او را میطلبد. اما پس از اینکه از یک سوء قصد جان سالم به در برد، خود را نیز با هدفی خاص از سوی خداوند منصوب کرد.
حتی قبل از آن، او به خود می بالید که می تواند با زنان “هر کاری” بکند و از آن دور شود، که تا کنون تقریباً چنین کرده است. همین بزرگ نمایی اکنون رویکرد او به سیاست خارجی را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. او یک هفته پیش گفت: «من میتوانم هر کاری که بخواهم با کوبا انجام دهم».
یونانیهای باستان میتوانستند به پوتین و ترامپ بگویند که تعقیبکننده اجتنابناپذیر معجون هولناک غرور، دشمنی است. اما هر دو احتمالاً به دنبال تسلی خاطر ژولیوس سزار خواهند بود: «فقط اگر ببازم غرور است».
