آیا ایالات متحده و ایران در آستانه یک توافق صلح کامل – یا بازگشت به جنگ همه جانبه هستند؟
از یک سو، رئیس جمهور دونالد ترامپ در روزهای اخیر به خبرنگاران متعدد گفته است که ایران عملاً با تمام شروط ایالات متحده موافقت کرده است و مذاکرات به خوبی پیش می رود و معاون رئیس جمهور جی دی ونس قرار است این هفته برای مدت بیشتری در پاکستان فرود آید. از سوی دیگر، ایران پس از اعلام کوتاه مدت بازگشایی در هفته گذشته، بار دیگر تنگه هرمز را اعلام کرد. بستهشلیک به کشتیهایی که در آخر هفته از آبراه عبور میکنند و ایالات متحده به محاصره جزئی بنادر ایران ادامه میدهد. توقیف یک کشتی ایرانی در روز یکشنبه. مشخص نیست که آیا مذاکره کنندگان ایرانی حتی برای دیدار با ونس در اسلام آباد حضور خواهند داشت یا خیر.
ممکن است گزینه سومی نیز وجود داشته باشد: وضعیت موجود – قطعا نه صلح، اما نه بازگشت کامل به جنگ – به سادگی می تواند در حال حاضر ادامه یابد. در حال حاضر، این نتیجه ای است که هم ایالات متحده و هم ایران احتمالاً ترجیح می دهند آنچه را که هر کدام به عنوان یک سازش تحقیرآمیز تلقی می کنند، انجام دهند. اما هزینههای این وضعیت هر روز افزایش مییابد که تنگه هرمز بسته میماند و منطقه در خطر بازگشت به جنگ باقی میماند.
از برخی جهات، پویایی با آنچه در طول هفتههای کمپین بمباران آمریکا و اسرائیل بود تفاوت چندانی ندارد: رقابتی برای اینکه ببینیم کدام طرف میتواند طولانیترین درد را تحمل کند. تفاوت در این مرحله جدید جنگ این است که زمان توقف آن در درجه اول تصمیم ایران است.
آیا آمریکا و ایران می توانند به بله برسند؟
پویایی اصلی در حال حاضر این است که ایالات متحده انگیزه ای برای پایان دادن به جنگ دارد اما مطمئن نیست که چگونه. ایران ابزاری برای پایان دادن به جنگ دارد اما مطمئن نیست که بخواهد یا نه.
قبل از جنگ، ایالات متحده به دنبال فشار بر ایران برای دست کشیدن کامل از برنامه هستهای خود بود، و شاهینها امیدوار بودند به توافقی گستردهتر که شامل کنار گذاشتن ایران از گروههای نیابتی خارجی مانند حزبالله لبنان و حوثیها در یمن و پذیرش محدودیتهایی برای برنامه موشکهای بالستیکاش میشد. مال ترامپ با وجود مطمئن ترین اظهارات برای خبرنگاران، دو گل آخری بیشتر از بین رفته است. اکنون این یک مذاکره در مورد برنامه هسته ای ایران و کنترل آینده تنگه هرمز است – چیزی که قبل از شروع این جنگ اصلاً موضوعی نبود.
اگر ایران یک سلاح هسته ای واقعی در حال حاضراحتمالاً در این وضعیت نخواهد بود، اما واضح است که برنامه غنیسازی آن بیش از آنکه از آن محافظت کند، برای ترسیم هدفی به کشور کمک کرده است. حتی قبل از شروع جنگ، ایران بود گزارش شده که در حال بررسی موافقت با امتیازات عمده در مورد برنامه هسته ای خود استاز جمله رقیق کردن ذخایر 400 کیلوگرمی اورانیوم بسیار غنی شده. کمپین بمباران آمریکا و اسرائیل ممکن است توافق هستهای را محتملتر کرده باشد، اما نه آنطور که وعده داده شده بود.
الکس واتانکا، مدیر برنامه ایران در موسسه خاورمیانه گفت: «این واقعیت که (ایرانی ها) اکنون به لطف حمله آمریکا و اسرائیل به ایران تنگه هرمز را در اختیار دارند – این اهرم خوبی است، به این معنی که آنها اکنون دست آزادتری برای دادن امتیاز در مورد موضوع هسته ای دارند.
هفته گذشته، Axios گزارش داد که ایالات متحده بود در نظر گرفتن یک معامله آزادسازی 20 میلیارد دلار از دارایی های مسدود شده ایران در ازای واگذاری یا رقیق کردن ذخایر 400 کیلوگرمی اورانیوم بسیار غنی شده توسط ایران. با این حال، با توجه به اینکه حتی در این هفته او به حمله به دولت اوباما برای «1.7 میلیارد دلار پول نقد سبز» که به عنوان بخشی از توافق هستهای 2015 به ایران داده شده است، این معامله سختی برای ترامپ برای فروش سیاسی خواهد بود. اما، اگر با بازرسی و راستی آزمایی همراه شود، پیشرفت بیشتری در موضوع هسته ای ایران از آنچه که همین چند هفته پیش ممکن به نظر می رسید، به همراه خواهد داشت، و موضع مطمئن تر ایران در نتیجه گرفتن هرمز حداقل تا حدی قابل تشکر است.
حل مسئله تنگه ممکن است سخت تر از موضوع هسته ای باشد. پیشنهاد ایران برای اعمال عوارض برای کشتیهایی که از این تنگه خارج میشوند، نه تنها برای ایالات متحده بلکه برای شرکای تجاری آن نیز غیرقابل قبول خواهد بود. این تنگه یک آبراه بین المللی است و تلاش ایران برای کنترل آن، اصول ناوبری آزاد را که زیربنای سیستم تجارت جهانی است، به چالش می کشد. اما این بدان معنا نیست که ایران سلاح اقتصادی جدید خود را بدون دریافت چیزی در ازای آن رها خواهد کرد.
اهداف اصلی رژیم ایران در این مناقشه اولاً زنده ماندن و ثانیاً تحمیل هزینههای شدید بر آمریکا و متحدانش بوده است که تا چند ماه دیگر وسوسه نشوند که دوباره به کشور حمله کنند. ایران با تصرف این تنگه در هدف دوم، شاید بیش از آنچه انتظار داشت، موفق بوده است. اما اکنون بحثی در مورد اینکه آیا وقت آن رسیده که ایران سازش کند و از مناقشه خارج شود یا به مجازات دشمنان خود ادامه دهد، باز شده است.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، مذاکره کننده اصلی ایران با ایالات متحده، در مصاحبه ای با تلویزیون دولتی ایران در آخر هفته، گفت: از مذاکرات دفاع کردبا بیان اینکه در حالی که ایران معامله سختی را انجام خواهد داد، نباید توانایی های نظامی آمریکا را دست کم گرفت و در موضع ایران نباید اغراق کرد. قالیباف احتمالاً در پاسخ به انتقادات تندروهای تازه رشد یافته در داخل سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران و به تجمعات شبانه بزرگ در تهران توسط هواداران رژیم از دولت می خواهند که سازش نکند و به مبارزه ادامه دهد.
آیا 20 میلیارد دلار – به صورت نقد سبز یا هر شکل دیگر – برای جدایی ایران از اورانیوم و کنترل تنگه کافی است؟ شاید. اما همانطور که علی واعظ، مدیر گروه ایران در گروه بینالمللی بحران میگوید، «تنگه سلاحی برای اخلال جمعی در اختیار ایران قرار داده است که مطمئناً ارزش بازدارندگی دارد. اما رهبران تندرو جدید ایران ممکن است بخواهند آن را با یک سلاح کشتار جمعی ترکیب کنند».
به عبارت دیگر، به جای جایگزینی یک عامل بازدارنده اقتصادی به جای یک بازدارنده هسته ای، ایران ممکن است به سادگی تصمیم بگیرد که باید هر دو را داشته باشد.
در این بین چه اتفاقی می افتد؟
ترامپ این هفته گفت که اوبسیار بعید استبرای تمدید آتش بس ایران که روز سه شنبه پایان می یابد. اما به صورت خصوصی، طبق گزارش وال استریت ژورنالترامپ نگران چشم انداز استفاده از نیروی نظامی برای بازگشایی تنگه است و به دستیارانش گفت که نیروهای آمریکایی که برای اشغال جزیره استراتژیک خارگ فرستاده شده اند برای انتقام جویی ایران “اردک نشسته” خواهند بود و وضعیت را با نجات ناموفق جیمی کارتر از گروگان های آمریکایی در ایران در سال 1979 مقایسه می کند. علیرغم وزیر دفاع. هشدار پیت هگزث اینکه ایالات متحده برای پیروی از تهدید پیش از آتش بس ترامپ مبنی بر نابودی شبکه برق ایران، “قفل و بار” شده است، بازگشت به نبرد تمام عیار مانند آنچه در ماه مارس شاهد بودیم بعید به نظر می رسد.
حتی اگر آتشبس رسماً در این هفته پایان یابد – که احتمالاً با توجه به این که ونس ممکن است حتی تا پس از انقضای آن به پاکستان نرسد – لزوماً به این معنی نیست که ایالات متحده حملات هوایی علیه ایران را از سر خواهد گرفت یا ایران حملات موشکی و پهپادی خود را علیه خلیج فارس از سر خواهد گرفت. این تنگه ممکن است به سادگی با درگیریهای دورهای بسته باقی بماند، وضعیتی که برخی آن را با «جنگ نفتکشها» دهه 1980 در تنگه مقایسه میکنند که سالها در حاشیه جنگ ایران و عراق در آن دهه ادامه داشت.
تفاوت امروز این است که جنگ تانکرها هرگز مختل نشد بیش از 2 درصد کشتی ها از این تنگه عبور می کنند. بحران کنونی بیش از 90 درصد را مختل کرده است.
گرگوری برو، تحلیلگر انرژی در گروه اوراسیا، میگوید: «هرچقدر که ایالات متحده دوست دارد خود را به گونهای نشان دهد که برای باز بودن یا نبودن تنگه اهمیتی ندارد، اما نمیتواند برای مدت طولانیتری این تنگه را ببندد».
ترامپ تاکنون از این واقعیت سود برده است که آمریکا کمتر از سایر مناطق در معرض کمبودها و اختلالات ناشی از بسته شدن تنگه قرار دارد. به ویژه در شرق آسیا. و بازار سهام و بازارهای آتی نفت بی ثبات بوده اند اما کمتر از آنچه که انتظار می رود تحت تأثیر قرار گرفته اند. اما جهانی که در آن اروپاست تمام شدن سوخت جت در عرض چند هفته، اقتصادی نیست که اقتصاد ایالات متحده را برای مدت نامعلومی بیتأثیر بگذارد. کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا گفته است که قیمت گاز آمریکا احتمالاً باقی خواهد ماند بالاتر از 3 دلار در هر گالن تا بعد از سال 2027 – پس از انتخابات میان دوره ای امسال. بازارهای نسبتاً صعودی به آن پاسخ می دهند انتظارات یک توافق قریب الوقوع است، اما اگر به نظر برسد که دولت به یک تنگه برای همیشه بسته یا حتی یک باجه عوارضی ایران رضایت داده است، احتمالاً تغییر خواهند کرد.
حاکمان ایران، علیرغم همه دلاوریهای تازه یافتهشان، به شدت به زمان و پول نیاز دارند تا رژیم خود را بازسازی کنند، زرادخانه دفاعی خود را دوباره پر کنند و روند بازسازی آنچه را که ایالات متحده و اسرائیل ویران کردهاند آغاز کنند.
هر دو طرف انگیزه ای برای جلوگیری از تشدید بیشتر بحران تنگه دارند. اما مواضع دو طرف هنوز از هم فاصله دارد و تا زمانی که بحران ادامه دارد، خطر اشتباه محاسباتی وجود دارد.
اگرچه جنگ تانکرها در دهه 1980 ممکن است در مقیاسی بسیار کوچکتر از بحران کنونی باشد، به ویژه شامل یک حادثه بدنام از یک ناو جنگی آمریکا به طور تصادفی یک هواپیمای مسافربری غیرنظامی ایرانی را ساقط کرد، نزدیک به 300 نفر را کشت. این جنگ قبلاً شامل یک نمونه قابل توجه از معیوب است هدف گیری آمریکا منجر به یک تراژدی جمعی شد.
هم ایالات متحده و هم ایران ممکن است بخواهند مرحله بعدی جنگ را به عنوان یک درگیری با شدت کم حفظ کنند، اما این بدان معنا نیست که به همین منوال باقی خواهد ماند.
