پیتر ماگیار سه روز را در لهستان گذراند و نماد بازگشت دموکراتیک به خانه را قرض گرفت، با قطار از کراکوف به ورشو سفر کرد، در بنای یادبود ژان پل دوم گل گذاشت و در کنار دونالد تاسک ایستاد تا اعلام کند مجارستان و لهستان دوباره «دست در دست هم بگیرند» وارد بروکسل خواهند شد.
اما این سفر همچنین مجارستان را به باشگاهی تبدیل کرد که معنای اصلی آن تا حد زیادی از بین رفته است. اروپای مرکزی قدیمی توسط کشورهایی ساخته شد که سعی در ورود به غرب داشتند. اروپای مرکزی جدید با نحوه برخورد آنها با کشوری که هنوز برای رسیدن به آنجا مبارزه می کند، تعریف می شود.
در تلگرام به ما بپیوندید
پوشش ما از جنگ را دنبال کنید @Kyivpost_official.
آن کشور اوکراین است و این سوالی است که مجیار نمی تواند با رقص نمادین به آن پاسخ دهد. سفر او به لهستان درباره مشروعیت بود، یعنی بازگشت صحنهای مجارستان پس از اوربان به جریان اصلی اروپا.
مشکل سختتر این است که نقشهای که او میخواهد دوباره به آن ملحق شود دوباره ترسیم شده است و اوکراین دیگر حائلی در لبه منطقه نیست، بلکه این واقعیت است که اکنون در مرکز آن قرار دارد.
یک دور زدن قرون وسطایی و یک عادت مدرن
غریزه سازماندهی اروپای مرکزی به عنوان یک بلوک بسیار قدیمیتر از اتحادیه اروپا، قدیمیتر از ناتو، قدیمیتر از کمونیسم است. در سال 1335، پادشاهان بوهم، لهستان و مجارستان در شهر قلعه مجارستان Visegrad با یکدیگر ملاقات کردند تا در مورد مسیرهای تجاری جدیدی که وین را دور می زد، به توافق برسند، سپس یک بندر اصلی که بازرگانان را مجبور می کرد کالاهای خود را قبل از حرکت در آنجا تخلیه و بفروشند.
سایر موضوعات مورد علاقه
Sybiha اولین ملاقات حضوری با وزیر جدید مجارستان را برگزار کرد
آندری سیبیها، وزیر امور خارجه اوکراین، اولین دیدار حضوری خود را با آنیتا اوربان، همتای مجارستانی خود در حاشیه نشست ناتو در سوئد برگزار کرد. دیپلمات ها توافق کردند که هفته آینده به مشاوره در سطح کارشناسی درباره حقوق اقلیت ها ادامه دهند و در مورد روند الحاق اوکراین به اتحادیه اروپا، تحولات میدان نبرد و همکاری های دوجانبه آینده گفتگو کردند.
اقدام پایهگذاری همکاری اروپای مرکزی یک راهحل بود، راهی برای مسیریابی به دور قدرت مسلط به سمت غرب به منظور دستیابی به جهان گستردهتر.
نامی که چهار کشور برای اتحاد مدرن خود انتخاب کردند، پژواک عمدی آن کنگره است و منطق اصلی هنوز وجود دارد. اروپای مرکزی همیشه خود را در رابطه با کشش گرانشی غرب تعریف کرده است، گاهی به دنبال آن بوده و گاهی از آن طفره می رود.
هنگامی که گروه مدرن ویسگراد در فوریه 1991 در همان شهر تشکیل شد، که توسط واتسلاو هاول، لخ والسا، و یوزف آنتال در ماههای قبل از انحلال پیمان ورشو امضا شد، یک هدف داشت: فرار از حوزه شوروی و پیوستن به حوزه غربی، هماهنگ کردن فشار به ناتو و اتحادیه اروپا.
سه زندگی از یک ایده
این اتحاد از آن زمان تاکنون سه زندگی متمایز داشته است. در مرحله الحاق خود، از سال 1991 تا گسترش بزرگ سال 2004، به عنوان یک گروه ویژه سیاسی عمل کرد، چهار دولت به یکدیگر کمک کردند تا معیارهای عضویت را برآورده کنند و به پایتخت های غربی ثابت کردند که گذار پس از کمونیستی واقعی است.
لهستان، مجارستان و جمهوری چک در سال 1999 وارد ناتو شدند، اسلواکی نیز در سال 2004 وارد ناتو شدند و هر چهار نفر با هم در اول ماه مه همان سال به اتحادیه اروپا پیوستند. ماموریت کامل شد و گروه آن لحظه را یک نقطه عطف تاریخی اعلام کرد.
سپس مرحله میانی طولانی، تقریباً از 2005 تا 2014، زمانی که V4 هدف خود را از دست داد، آمد. مرحله سوم که با بحران مهاجرت در سال 2015 آغاز شد، هویت جدیدی به آن بخشید. بلوکی که زمانی خود را با میل به ورود به بروکسل تعریف می کرد، اکنون خود را با مقاومت در برابر بروکسل تعریف می کند، با اوربان و حزب قانون و عدالت لهستان (PiS) که در مورد اختلافات حاکمیت قانون برای یکدیگر پوشش می دهند و در برابر اتحادیه اروپا در زمینه مهاجرت صف آرایی می کنند.
این همبستگی در سال 2022، زمانی که تهاجم تمام عیار روسیه، گروه را بین لهستان تقسیم کرد که اوکراین را به عنوان عمق استراتژیک تلقی می کرد و اوربان با آن به عنوان یک ابزار چانه زنی با مسکو برخورد می کرد.
جغرافیای جدید اروپای مرکزی
این همان اروپای مرکزی است که مجیار می خواهد آن را احیا کند. او در یک کنفرانس مطبوعاتی در ورشو گفت که «گروه ویشهگراد ممکن است حیات و نفوذ خود را در اتحادیه اروپا بازیابد» و گسترش آن را برای «کشورهای نوردیک، شاید اتریش، کرواسی، اسلوونی، رومانی» و بالکان غربی گسترش داد.
شکلی که فهرست ردیابی می کند اساساً دنیای قدیمی هابسبورگ است، یک اروپای مرکزی کاتولیک و سابقاً امپراتوری از وین تا آدریاتیک. دیوار شرقی آن دقیقاً از جایی که اوکراین شروع می شود می افتد.
هر کشوری در آن فهرست زمانی متعلق به امپراتوری هابسبورگ بود. اما مهمتر اینکه اوکراین این کار را نکرد. بنابراین، مجاری تصور میکند که اروپای مرکزی گستردهتر، همان مرز شرقی امپراتوری را دارد، و کشوری را که اکنون در مرکز سیاست امنیتی و انرژی منطقه قرار دارد، کنار گذاشته است.
افعال ناحیه تقسیم شده
هر رهبر به طور متفاوتی با این واقعیت روبرو می شود. اوربان از اوکراین اجتناب کرد و حق وتو را به محور سیاست بروکسل خود تبدیل کرد. فیکو از آن بهره برداری می کند و از وابستگی اسلواکی به نفت خام روسیه به عنوان اهرم فشار استفاده می کند، قبل از اینکه نفت پس از بازگشایی خط لوله دروژبا دوباره به جریان بیفتد.
آندری بابیش در انتخابات چک با وعده پایان دادن به ابتکار مهمات پراگ برای اوکراین پیروز شد، سپس آن را به عنوان هماهنگ کننده زنده نگه داشت و در عین حال از خرج کردن پول چک برای آن امتناع کرد.
مجیار وارث سوال است و شگفتی اینجاست. لحن او اروپایی است، اما محتوای او اوربان است. او شرایط مرکزی اوربان را حفظ کرده است، و حقوق اقلیت برای مجارهای قومی در ماوراءالنهر را پیش شرط حمایت از الحاق اوکراین قرار داده است، به طوری که طبق گزارشات، سیاست تیسا نیاز به یک همه پرسی الزام آور قبل از تایید دارد، همان ابزار همه پرسی که اوربان استفاده می کرد. همانطور که رویترز اشاره می کند، شکست اوربان سرسخت ترین حریف اوکراین را در اتحادیه اروپا حذف کرد، با این حال ماگیار “هیچ متحد صریح اوکراین نیست.”
او توان مالی کمی دارد. مجارها به طور گسترده از عضویت در اتحادیه اروپا حمایت می کنند، اما در مورد اوکراین، حتی رای دهندگان او نیز تقسیم شده اند، که تقریباً 50 به 40 در مورد الحاق اوکراین تقسیم می شود، در حالی که رأی دهندگان Fidesz بیش از 80 درصد با آن مخالف هستند. بدبینی اوکراین همان موضع دوران اوربان با حمایت گسترده واقعی است، به همین دلیل است که از انتخاباتی که تقریباً همه چیز را از بین برد، جان سالم به در برد.
آنچه تاسک از این دیدار گرفت
گرما در ورشو به همان اندازه که به ماگیار خدمت کرد به توسک خدمت کرد. نخست وزیر لهستان 18 ماه را سپری کرده است که قادر به اجرای بسیاری از برنامه های داخلی خود نیست، دستور کار او توسط یک رئیس جمهور متخاصم مسدود شده است، انگیزه پاسخگویی او به خاطر فرار زبیگنیو زیوبرو، وزیر دادگستری سابق از پناهندگی مجارستان به ایالات متحده، قبل از اینکه بتواند پاسخگو باشد، خجالت زده شده است، و حتی فشار امضایی او بر تامین مالی دفاعی اروپا که از موفقیتی که او می خواست کوتاه است.
آشتی با بوداپست به او پیروزی در سیاست خارجی داد، در لحظه ای که بردها کمیاب بوده است. او گفت: «من سالهای بسیار زیادی برای این لحظه صبر کردهام» و قول داد که لهستان و مجارستان «مشت واحد» در بروکسل عمل کنند.
برای مجیار، زیارت لهستانی او تمرینی برای سرمایه سیاسی بانکی برای دعواهای منتظر در خانه بود.
ایستادن در کنار تاسک به عنوان یک بازیکن برابر، با استقبال از بازگشت به جریان اصلی اروپا، به ماگیار جایگاهی را میدهد که برای سختترین کار پیش رو، یعنی باز کردن حدود 17 میلیارد یورو از بودجه اتحادیه اروپا منجمد شده در دوران اوربان، با ضربالاجل صندوق بازیابی تا پایان آگوست، به آن نیاز دارد.
او قبلاً توانسته است کنترل فیدز را بر رسانه ها کاهش دهد، دستور بازنگری در پخش خدمات عمومی و حرکت به سمت کاهش تبلیغات دولتی را انجام داده است که از کنگلومرای طرفدار اوربان، KESMA، یک هلدینگ متمرکز برای صدها رسانه دوستدار دولت، حمایت می کند.
دسترسی به ماشین آلات عمیق تر سخت تر است. ریاستجمهوری، دادگاه قانون اساسی و قوه قضائیه ارشد با منصوبان فیدز با شرایط مشخصی که برای پیشی گرفتن از شکست انتخاباتی طراحی شدهاند، تشکیل شدهاند و میتوانند اصلاحات او را حتی با اکثریت دو سوم او کاهش یا کاهش دهند.
رئیس جمهور تاماس سولیوک قبلاً از کناره گیری خودداری کرده و گفته است که “هیچ دلیل قانونی یا توجیه قانونی” برای رفتن او وجود ندارد.
حذف این وفاداران ممکن است به همان روشهای ابراکثریتی نیاز داشته باشد که اوربان به کمال رسانده است، که مایار را با مشکلی مواجه میکند که ممکن است اصطلاح او را تعریف کند: چگونه میتوان یک دولت غیرلیبرال را بدون بازسازی دوباره از بین برد.
برای ویشگراد تازه سازماندهی شده، مهم نیست که در نهایت چند کشور را شامل میشود، طنز عمیقتر این است که بروکسل در حال کار بر روی از بین بردن ابزار وتو است که برخی در منطقه به آن اعتماد کردهاند، و راههایی برای پیشبرد الحاق اوکراین و تامین مالی بدون اتفاق آرا ایجاد میکند. وتو ممکن است قبل از اینکه Magyar تصمیم بگیرد که آیا از آن استفاده کند، از بین برود.
