گروه بندی BRICS در هیچ کجا یافت نمی شود درگیری ایران نشانه های کمی از کاهش را نشان می دهد. اگرچه ایران به بریکس پیوست 2024 و قدرت های در حال افزایش تاسیس شد بریکس به عنوان بخشی از تلاش برای عقب راندن هژمونی آمریکادر مجموع بریکس در دفاع از ایران یا حتی ایفای نقش میانجی برای پایان دادن به خصومت ها به طور آشکاری غایب است.
اعتبار BRICS در خط است. ایالات متحده یکی از اعضای خود بلوک را هدف قرار می دهد و ایران به عنوان بخشی از اقدام تلافی جویانه گسترده تر، به امارات متحده عربی، یکی از اعضای بریکس، حمله کرده است، اما این گروه در حال متزلزل شدن است. این درگیری در یک لحظه دو نقطه ضعف اساسی گروه را آشکار کرد: انفعال و نفاق درونی.
شکست برجام در ایفای نقش در کاهش خصومتها نشان میدهد که برجام، مانند سلف خود در جنبش عدم تعهد، هرگز به اوج تغییر نظم بینالمللی که بسیاری از اعضای آن آرزوی آن را داشتند، نخواهد رسید. در نتیجه، حتی با وجود اینکه نظم بین المللی لیبرال قدیمی همچنان ادامه دارد باز کردنهر سیستمی که ریشه دوانده باشد، احتمالا BRICS را به عنوان یک پلت فرم کلیدی برای قدرت های نوظهور معرفی نخواهد کرد. هر یک از اعضای BRICS داشتند دلایل مختلف استراتژیک و ایدئولوژیک برای پیوستن برای مثال، در حالی که روسیه و ایران آشکارا با نظم بینالمللی به رهبری ایالات متحده دشمنی میکردند، اعضایی مانند برزیل و هند به دنبال اصلاحاتی در نهادهای بیندولتی موجود بودند تا نیازهای قدرتهای نوظهور را بهتر برآورده کنند.
این تضاد روشن کرده است که این گروه چقدر واقعاً تقسیم شده است.
مخالفت مشترک با یک رقیب مشترک، بدون سهام مشترک و اعتماد متقابل، یک عامل متحد کننده بسیار ضعیف برای حفظ یک بلوک است.
برای اولین بار هم نیست. هند و چین آشکارا دارند درگیر شد بر سر تداوم اختلافات مرزی در بحبوحه رقابت قدرت های بزرگ موجود. ناتوانی BRICS در فراهم کردن بستری برای حل این اختلافات عمدتاً به این دلیل است که هرگز به یک تبدیل نشده است پیمان دفاع متقابل به همان روشی که ناتو دارد.
همین چند ماه پیش ایران شرکت کرد در تمرینات دریایی مشترک با امارات، چین، روسیه و آفریقای جنوبی در سواحل آفریقای جنوبی. با این وجود، این همکاری کم اهمیت بوده است.
برخی دارند استدلال کرد از آنجایی که BRICS هرگز قرار نبود مواضع واحدی در مورد هر بحران امنیتی ایجاد کند (چه رسد به اینکه به عنوان یک پیمان دفاعی متقابل عمل کند)، این اشتباه است که انتظار داشته باشیم برجام به دلیل درگیری کنونی کاملاً از بین برود. بریکس در واقع ثابت کرده است که کاربردهای دیگری در محیط های نسبتاً کم خطر دارد، مانند حمایت از اصلاح موسسات مالی بین المللی از طریق BRICS پرداخت – یک سیستم ارتباط بین بانکی که هدف آن دور زدن شبکه جهانی سوئیفت است. جاه طلبی های بلند برای بلوک برای هدایت دموکراتیک کردن امور بین الملل حتی توخالی تر از قبل به نظر برسید
درگیری کنونی اساساً ثابت کرده است که این بلوک چقدر برای ترویج چندقطبی و عدم مداخله در هر نظم جهانی نوظهور مناسب نیست. مانند جنبش عدم تعهد قبل از آن، بریکس بار دیگر نشان داد که مخالفت مشترک با یک رقیب مشترک، بدون سهام مشترک و اعتماد متقابل، یک عامل متحد کننده بسیار ضعیف برای حفظ یک بلوک است.
