اگر یک توافق صلح پایدار بین ایالات متحده و ایران منعقد شود، بزرگترین نقطه گیر ممکن است تحریم ها باشد.
ایران از آمریکا میخواهد که از مجازاتهای مالی خود عقبنشینی کند، اما دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا گفته است که توافق بدی را صرفا برای پایان دادن به جنگ انجام نخواهد داد.
با این حال، وقتی صحبت از تحریم ها می شود، «توافق خوب» چیست؟
چرا این را نوشتیم
شاید تحریم ها بوده است را ابزار ژئوپلیتیکی غرب در چند دهه گذشته. اما از آنجایی که کشورهای تحت تحریم شدید مانند روسیه و ایران همچنان اهداف خود را دنبال می کنند، بسیاری از خود می پرسند: آیا تحریم ها موثر هستند؟
کارشناسان می گویند که این یک سوال واضح است. برای اینکه تحریمها موثر واقع شوند، دولت ترامپ باید شفاف و استراتژیک در مورد آنچه میخواهد در حال حاضر در ایران به دست آورد، باشد. بدون این تمرکز، تحریمها اغلب دستاوردهای زیادی ندارند – قطعاً تغییر رژیم.
به هر حال، آمریکا از زمان انقلاب اسلامی در سال 1979 به هر شکلی تحریمهایی علیه ایران داشته است. این کشور هنوز آنقدر قوی است که بتواند حملات هوایی آمریکا و اسرائیل را نادیده بگیرد و از طریق تنگه هرمز باج جهانی را حفظ کند.
تحریمها میتوانند درد اقتصادی ایجاد کنند، و این به ویژه در ایران که از لحاظ فیزیکی و اقتصادی در اثر جنگ ویران شده است، صادق است. اما با نگاهی به موارد ایران، روسیه و ونزوئلا، درسهایی در مورد اینکه تحریمها چه زمانی مؤثر هستند و چه زمانی کارساز نیستند، به دست میآید – و قوانین گاهی اوقات ممکن است غیرمعمول به نظر برسند. تحریم قطعات موتور هواپیما؟ احتمالا موثره مسدود کردن دارایی های الیگارشی ها؟ شاید نه.
در برخی مواقع، تحریمها چیزی بیش از تلاشی برای نشان دادن سرسختی به نظر نمیرسند. پنی ناس، کارشناس تحریمها در صندوق آلمانی مارشال ایالات متحده در واشنگتن میگوید: «ما در جهانی هستیم که ابزارهای اجباری را دوست داریم، چه کار کنند یا نه.
اما بدون روشن شدن هدف، تحریم ها یک نرمال جدید ایجاد می کند که در آن همه سازگار می شوند. گاهی اوقات، آنها می توانند ناخواسته به کشوری که می خواهید مجازات کنید کمک کنند. معمولاً بازندگان بزرگ شهروندانی هستند که قبلاً توسط یک رژیم استبدادی سرکوب شده اند.
تحریم ها چه زمانی کار می کند؟
اگر یک قانون طلایی برای تحریم ها وجود دارد، این است: بدانید که می خواهید چه کاری انجام دهید و سپس از تحریم های هدفمند برای مدت زمان محدودی برای رسیدن به آن هدف تعریف شده استفاده کنید. خطر در تعیین یک هدف بسیار بلندپروازانه است. به عنوان مثال، تحریم ها به تنهایی تقریبا هرگز باعث تغییر رژیم نمی شوند. ونزوئلا و ایران گواه آن هستند. آنها همچنین هرگز قصد نداشتند روسیه را مجبور به تغییر مسیر در اوکراین کنند.
اما آیا این تنها هدف آنها بود؟
کری فیلیپتی، معاون اسبق معاون وزیر امور خارجه در امور نیمکره غربی وزارت امور خارجه آمریکا در امور کوبا و ونزوئلا، میگوید: تحریمهای آمریکا علیه ونزوئلا برای سوق دادن این کشور به سمت انتخابات آزاد و عادلانه بوده است. در نهایت، این موفقیت موفقیت آمیز نبود، اما شواهدی وجود دارد که نشان می دهد پس از کاهش تحریم ها، رژیم نیکلاس مادورو کنترل خودکامه خود را تشدید کرد.
خانم فیلیپتی می گوید: «وقتی به آن نگاه می کنم، به این معنا نیست که تحریم ها ونزوئلا را آزاد کردند. اما میبینید که به نظر میرسد آنها برخی از انگیزههای اقتدارگرایانه رژیم مادورو را به گونهای محدود میکنند که انتشار تحریمها باعث نشد.»
در روسیه هم همینطور است. تحریم های آمریکا و اتحادیه اروپا روسیه را مجبور به ترک جنگ در اوکراین نکرده است، اما این تنها هدف نبود. آنها برای مسکو مشکلات اقتصادی ایجاد کرده اند. نرخ بهره در حال حاضر نزدیک به 15 درصد است که عمدتاً برای کنترل تورم است که در حدود 6 درصد است.
علاوه بر این، تحریم صادرات نفت روسیه به میزان قابل توجهی درآمد نفتی را کاهش داده است. روسیه نه تنها مجبور است نفت خود را با تخفیف قابل توجهی به سایر خریداران بفروشد، بلکه مجبور به ساختن نفت خود نیز شده است. ناوگان سایه کشتیهایی که میتوانند نفت را بدون شناسایی از سوی نهادهای نظارتی بینالمللی به سراسر جهان تحویل دهند. این امر بهای قابل توجهی را به همراه داشته است، هم هزینه ناوگان و هم ناکارآمدی های ذاتی در حاشیه قوانین بین المللی. یک تخمین نشان می دهد که این کشتی ها کاهش 30 درصدی در بهره وری دارند.
با توجه به اینکه درآمد نفتی برای اقتصاد روسیه مرکزی است، بودجه های دولت روسیه در مخارج کسری کاهش یافته است. در حالی که این ممکن است در غرب رایج باشد، اما در دوران محافظهکار مالی رئیس جمهور ولادیمیر پوتین بیسابقه است. افزایش کسری بودجه باعث شده بود مسکو فهرستی از کاهش هزینه ها، افزایش مالیات و سایر اقدامات برای پوشش این شکاف تهیه کند. اما جنگ ایران، با افزایش قیمت جهانی نفت، به روسیه اجازه داد تا فعلا از این انتخاب ها اجتناب کند.
سوال این است: آیا مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم ها به اندازه ای بوده است که در آینده به عنوان یک عامل بازدارنده برای روسیه عمل کند؟
برخی می گویند تحریم ها در این زمینه موثر بوده است. الکساندر کولیاندر، کارشناس روسیه در مرکز تحلیل سیاست اروپا، می گوید: «من معتقد نیستم که بتوانید پوتین را مجبور به تغییر سیاست کنید، اما به عنوان ابزاری برای بازدارندگی روسیه، به سختی می توانید آن را بهتر کنید.
تحریم ها چه زمانی کارساز نیست؟
برخی دیگر می گویند که ماهیت تا حدودی غیرمتمرکز و طولانی مدت تحریم های روسیه به این معنی است که این کشور اساساً خود را تحریم کرده است.
این خطر بالقوه تحریم است. اگر هدفمند و موقت نباشند، می توانند به نوعی به کشوری که به دنبال مجازات هستند کمک کنند.
دیمیتری سوسلوف، کارشناس امور بینالملل در مدرسه عالی اقتصاد در مسکو، میگوید: «تحریمها چرخش روسیه به چین، هند، آفریقا و سایر کشورها را برای ایجاد شراکت پایدار با کشورهای غیرغربی تسریع کرده است.
و در حالی که تحریمها هزینهها را افزایش داده و راهحلهای اجباری را افزایش دادهاند، آنها همچنین «برخی بخشهای اقتصاد روسیه را چابکتر کردهاند و اقتصاد در کل نسبت به قبل از تحریمها متنوعتر و انعطافپذیرتر است».
به عنوان مثال، هنگامی که خردهفروش مبلمان Ikea را از روسیه حذف میکنید (همانطور که تحریمها انجام دادند)، تولیدکنندگان روسی در نتیجه فضای بیشتری برای رشد و نوآوری برای پاسخگویی به تقاضای بازار دارند. یا زمانی که دارایی های مالی الیگارشی ها را در خارج از کشور هدف قرار می دهید، آنها را تشویق می کنید که در عوض پول خود را در داخل سرمایه گذاری کنند.
دکتر کولیاندر می گوید: «آنها تمام سرمایه روسیه را که در خارج از کشور ذخیره شده بود به مادر روسیه برگرداندند. غرب به پوتین کمک کرد تا آنها را دور پرچم جمع کند و آنها را وادار به سرمایه گذاری داخلی کند.»
سال های بلافاصله پس از تهاجم به اوکراین شاهد رونق سرمایه گذاری داخلی بود.
تحریمها بر روی چیزهایی که روسیه به آنها نیاز دارد اما نمیتوانند به راحتی جایگزین شوند، مانند قطعات پیشرفته هوانوردی یا نیمهرساناها، بسیار مؤثرتر است. در مقابل، اجازه دادن به میلیاردرهای روسی برای نگهداری ثروت خود در خارج از کشور یا تعطیلات در سنت تروپز همیشه از نظر سیاسی برای رای دهندگان غربی خوشایند نیست، حتی اگر از نظر اقتصادی به روسیه آسیب برساند.
دکتر کولیاندر می گوید: «این معمولاً از نظر سیاسی سمی است. شما را میتوان متهم به بازی در دست پوتین کرد.»
شاید سختترین چیزی که از طریق تحریمها به دست میآید نیز مهمترین آن باشد: خرید از سوی جامعه بینالمللی. بسیاری از کارشناسان تحریم های دولت اوباما علیه ایران را از جمله تحریم های موفق تر می دانند. اما سال ها طول کشید تا جمع شوند. هدف روشن بازگرداندن ایران به میز مذاکره در مورد برنامه هسته ای اش بود و این تلاش حتی حمایت روسیه و چین را نیز به همراه داشت. این بدان معنا بود که ایران جایی برای بازگشت نداشت – حداقل تا زمانی که آقای ترامپ در سال 2018 از توافق خارج شد و عملاً آن را کنار گذاشت و درها را دوباره به روی تهران باز کرد.
در ونزوئلا هرگز چنین نبود.
خانم فیلیپتی، که اکنون یکی از اعضای برجسته مرکز ویلسون در واشنگتن است، میگوید: «این روزها مکانیسمهای زیادی برای دور زدن کشورها از تحریمها وجود دارد، بهویژه به دلیل رفتار بازیگران بدخیم مانند چین، روسیه و ایران، که دائماً به یکدیگر کمک میکنند تا تحریمهای آمریکا را از بین ببرند». تحریمها زمانی که فقط تحریمهای ایالات متحده نیستند، بلکه تحریمهای اتحادیه اروپا و سازمان ملل نیز هستند، بسیار بیشتر کار میکنند.»
مجازات چه کسانی است؟
با یک معیار، تحریم های ایالات متحده علیه ونزوئلا تأثیر مخربی داشت. به گفته آمریکا دفتر پاسخگویی دولتتحریمهای اعمال شده علیه PDVSA، شرکت دولتی نفت و گاز ونزوئلا، در سال 2019 نقش کلیدی در کاهش بیش از یک سوم اقتصاد ونزوئلا در آن سال و یک چهارم در سال بعد داشت.
اما این چه دستاوردی داشت؟
خانم فیلیپتی میگوید: «ما فکر کردیم، اگر رژیم را از منابعی که برای حکومت نیاز دارد محروم کنیم، آنگاه مذاکره را انتخاب خواهد کرد.» اما در واقع تنها منابعی که آنها نیاز داشتند منابعی بود که می توانستند از آنها برای پرداخت به وفاداران خود استفاده کنند… آنها به حکومت اهمیتی نمی دادند. بنابراین ما تمایل آنها را برای قربانی کردن مردم خود برای حفظ خود در قدرت دست کم گرفته بودیم.
تحقیقات نشان میدهد که کشورهای کوچکتر در برابر تحریمها آسیبپذیرتر هستند، بهویژه کشورهایی که بسیار وابسته به صادرات هستند. اما اگر آنها بخواهند با ارعاب حکومت کنند، تحریمهای گسترده کمتر مؤثر میشوند.
کوبا که مدتها در معرض تحریمهای تضعیفکننده آمریکا قرار داشت، نمونهای حتی واضحتر است.
کریستوفر ساباتینی، کارشناس ارشد آمریکای لاتین در Chatham Home، یک اتاق فکر در لندن، میگوید: «آنچه برای من شگفتانگیز است این است که حامیان (تحریم ایالات متحده علیه کوبا) همیشه میگویند کوبا یک دولت ظالم و سرکوبگر است. اما، اگر آنها اینقدر ظالم هستند، چرا به مردم اجازه اعتراض می دهند و آنها را سرنگون می کنند؟ آنها به درد و رنج انسانی اهمیت نمی دهند. منافع آنها در بقای خودشان است.
این بر یک نکته کلیدی تاکید می کند. تحریم ها تنها یک ابزار است. مشکلات زمانی به وجود میآیند که تحریمها به سادگی ادامه پیدا میکنند یا در هماهنگی با سایر تلاشها برای رسیدن به یک نتیجه قابل دستیابی استفاده نمیشوند.
الینا ریباکووا، کارشناس تحریمها در موسسه اقتصاد بینالملل پترسون در واشنگتن میگوید در روسیه، تحریمها در ابتدا تأثیر شدیدی داشتند. اما هرگز با ابزارهای دیگر از آن استفاده نشد. او میگوید اگر این تحریمهای اولیه با اقدام نظامی همراه میشد، روسیه ممکن بود به طور قابل توجهی تضعیف میشد.
او می گوید که اقدام تکمیلی نباید نظامی باشد، اما باید چیزی باشد. “موفقیت نهایی در هماهنگی همه این اقدامات است.”
