مذاکرات بین ایالات متحده و ایران بر سر پایان دادن به درگیری آنها ادامه دارد و گهگاه با تبادل آتش همراه است. در لبنان، گروه نیابتی ایرانی حزب الله درگیر درگیری روزانه با نیروهای اسرائیلی است. اما نتیجه این مذاکرات هر چه باشد، میتوان در رابطه با جنگ آغاز شده توسط آمریکا و اسرائیل در 28 فوریه سال جاری به این نتیجه رسید: رژیم ایران از حمله به آن جان سالم به در برده و با خطر فروپاشی قریبالوقوع مواجه نیست.
ایران جان سالم به در برده است و به نظر می رسد که با نیروهای نیابتی خود به اختلال و براندازی هر فرصتی برای توسعه عادی و زندگی عادی در سراسر منطقه وسیع خاورمیانه ادامه خواهد داد.
این واقعیت برجسته به این معنی است که لازم است عناصر اساسی سیاست آمریکا و اسرائیل در قبال تهران دوباره بررسی شود. معلوم می شود که جمهوری اسلامی و ائتلاف نیابتی آن از ماندگاری بیشتری نسبت به آنچه تصور می شد برخوردار است. آنچه اکنون باید اتفاق بیفتد، یک استراتژی هماهنگ حمایت از فشارهای خارجی و داخلی بر رژیم ایران با هدف سرنگونی آن است.
اسرائیل نزدیک به سه سال درگیر جنگ علیه ایران و نیروهای نیابتی آن بوده است. با این حال، تا کنون، نه رژیم و نه هیچ یک از گروه های سیاسی-نظامی اسلام گرا که از آنها به عنوان ابزاری برای نمایش قدرت استفاده می کند، به طور قطعی شکست نخورده اند. حماس در فلسطین، حزبالله لبنان، حوثیها در یمن، شبهنظامیان شیعه در عراق و خود رژیم ایران همگی خونبار شدهاند، همگی ضعیف شدهاند، اما همگی جان سالم به در بردهاند.
بنابراین ایران جان سالم به در برده است و به نظر می رسد که با نیروهای نیابتی خود به اختلال و براندازی هر فرصتی برای توسعه عادی و زندگی عادی در سراسر منطقه وسیعی از خاورمیانه ادامه خواهد داد. از آنجایی که اکنون مشخص شده است که رژیم را نمی توان از طریق هوایی برای تسلیم بمباران کرد، مخالفت مؤثر مستمر با جاه طلبی های آن چه شکلی می تواند داشته باشد؟
گزارشهای اخیر در رسانههای آمریکایی و منطقهای حاکی از وجود طرح اسرائیل قبل از جنگ برای مشارکت با سازمانهای کرد مسلح ایران و حمله زمینی به ایران در آغاز دور کنونی خصومتها است. این گزارش ها ادعا می کردند که این طرح توسط آژانس جاسوسی اسرائیل، موساد، تدوین شده است. به نظر می رسد مصاحبه با دیوید بارنیا، مدیر موساد در جروزالم پست، وجود این طرح را تایید می کند، در حالی که در مورد صحت جزئیات آن مبهم باقی مانده است. منابع خود من قبلاً صحت گسترده گزارش در این مورد را تأیید کردند.
من به عنوان یک خبرنگار، در 15 سال گذشته در مورد سازمان های کرد ایرانی مورد نظر می نویسم و با آنها تعامل دارم. من از پایگاه های آنها در مرز عراق و ایران بازدید کرده ام، شاهد برخورد یکی از آنها (PAK) با یک حمله موشکی بالستیک ایران در سال 2022 بوده ام و/یا با رهبران چهار نفر از پنج گروهی که به عنوان بخشی از این طرح نام برده شده اند مصاحبه کرده ام. (کوماله، پ.د.ک.کی، پ.ک.ک و پژاک – کسی که من با آن آشنایی ندارم خبات است، یک شبه نظامی اسلامگرای کرد).
ظاهراً ادعا شده بود که دهها هزار کرد ایرانی پس از ورود به خاک ایران به سوی بنرهای خود هجوم خواهند آورد.
من می خواهم دو نکته به ظاهر متضاد (اما نه ماهوی) در رابطه با طرح ناموفق ورود این نیروها به ایران در آغاز جنگ بیان کنم.
اولین مورد این است که خوشحالم که طرح حمله زمینی اجرا نشد. منابع من تأیید میکنند که رابطه اسرائیل با این سازمانها بسیار جدید است – به جای سالها، موضوعی چند ماهه است.
مجموع قدرت این سازمان ها بیش از 8000 جنگجو نیست. ظاهراً ادعا شده بود که دهها هزار کرد ایرانی پس از ورود به خاک ایران به سوی بنرهای خود هجوم خواهند آورد. چنین ادعاهایی نه قابل اثبات است و نه قابل رد. اما با توجه به آنچه که ما اکنون در مورد شکست جمعیت گستردهتر ایران در قیام در زمان واقعی و نابودی رژیم میدانیم، این احتمال وجود دارد که این مبارزان کرد ایرانی منزوی شده باشند، در نهایت شکست بخورند و احتمالاً توسط رژیمی انتقامجو، آسیب دیده اما بازمانده قتل عام شوند. پشتیبانی هوایی اسرائیل که در برخی از گزارش ها ذکر شده است تقریباً به طور قطع به عنوان یک دارایی بلندمدت در دسترس نبوده است.
رژیم ایران پس از آن انتقام خونینی را از جمعیت کرد ایرانی این کشور اتخاذ می کرد، در صورتی که عناصری از آن بر روی بنرهای سازمان ها تجمع می کردند. رژیم در این زمینه سابقه دارد. در بازه زمانی 1979 تا 1982، رژیم حدود 10000 کرد را در غرب ایران قتل عام کرد. بر این اساس، خوب است که آنچه به نظر می رسد یک هجوم عجولانه و ناآمادگی بوده، صورت نگرفت.
با این حال، نکته دوم این است که دخالت اسرائیل با کردهای ایران راه را برای نوع فعالیتی که اکنون باید برای مقابله با ایران انجام دهد – اما به عنوان بخشی از یک استراتژی درست و بلندمدت تدوین شده، نشان می دهد.
این کارزار هماهنگ فشار باید آغاز شود. فقط باید با سقوط رژیم اسلامی در تهران پایان یابد.
رژیم ایران زنده مانده است اما آسیب پذیر است. در جریان جنگ، آشکار شد که اسرائیل نوعی ضد محاصره در برابر تلاش این رژیم برای محاصره اسرائیل با “حلقه آتش” شبه نظامیان نیابتی ایجاد کرده است. در امارات، اسرائیل یک باتری گنبد آهنین و تجهیزات نظارت مخفی مستقر کرد. در آذربایجان، اسرائیل کماندوها و پرسنل جستجو و نجات را در جنوب این کشور مستقر کرد و دستگاه های شنود و ظرفیت جمع آوری اطلاعات ایجاد کرد. جنگ دوازده روزه سال گذشته و این درگیری اخیر نشان داد که اسرائیل شبکههای خود را در داخل ایران در زمین دارد که میتوانند به میل خود فعال شوند.
قطعه گمشده در همه اینها خود جمعیت ایرانی است. در نهایت، رژیم تنها از درون تضعیف و نابود خواهد شد. اما کمک از خارج، توسعه و حفظ شده هوشمندانه و مداوم، با همکاری بازیگران منطقه ای همسو با ایالات متحده، و به عنوان بخشی از هدف بلندمدت سرنگونی رژیم، نقش حیاتی ایفا می کند.
در شرایطی که ایران از جنگ هوایی که در فوریه علیه آن آغاز شد جان سالم به در برد، این کارزار هماهنگ فشار باید آغاز شود. فقط باید با سقوط رژیم اسلامی در تهران پایان یابد.
