اروپاپایتختهای این کشور، رم، برلین، پاریس و حتی لندن، در محدوده 4000 کیلومتری برد موشکی ایران قرار دارند که با حمله نافرجام تهران به پایگاه بریتانیا-ایالات متحده در دیگو گارسیا در اقیانوس هند مورد توجه قرار گرفتهاند.
برای داستان های بیشتر از The Media Line به ادامه مطلب بروید themedialine.org
از آنجایی که شکاف بین آمریکا و اروپا بر سر رویکردهای تامین امنیت تنگه هرمز در بحبوحه تهدیدات عرضه نفت عمیق تر می شود، اروپا با یک سوال اساسی مواجه است: این قاره تا چه اندازه برای یک بحران آماده است. تشدید تنش ایران?
بنیامین طواتی، مدیرعامل ELNET-Israel، این حمله ناموفق را بخشی از یک تغییر استراتژیک گستردهتر توصیف کرد. «خاورمیانه در یک نقطه عطف تعیین کننده قرار دارد، حتی اگر تنش ها به تشدید ادامه دهد. نتیجه درگیری به طور فزاینده ای روشن است. چیزی که نامشخص باقی میماند هزینه، مدت آن و شکل نظم منطقهای جدید است که ظهور خواهد کرد.» او به مدیا لاین گفت.
او استدلال کرد که تشدید باید در یک مسیر طولانیتر درک شود. وی گفت: «این تحول اخیراً آغاز نشده است. منطقه از 7 اکتبر 2023 و حتی پیش از آن با توافق ابراهیم و تهدید فزاینده ایران، نه تنها برای اسرائیل، بلکه برای کشورهای خلیج فارس نیز در حال تحول بوده است».
تواتی وصل شد دیگو گارسیا مستقیماً به سؤالات اساسی در مورد برد و بازدارندگی رخ می دهد.
او گفت: «حمله به دیگو گارسیا پیامدهایی بسیار فراتر از اهمیت تاکتیکی فوری آن دارد»، با توجه به اینکه جزیره مرجانی اقیانوس هند، یک قلمرو ماورای دریای بریتانیا، در حدود 3800 کیلومتری نزدیکترین قلمرو ایران، در منتهی الیه جنوب شرقی جمهوری اسلامی است.
دستیابی موشکی ایران به بحث درباره آمادگی اروپا برای تشدید تنش دامن می زند
طواتی گفت: با توجه به اینکه پاریس تقریباً 4200 کیلومتر با تهران و کمتر از 3500 کیلومتر از شمال غرب ایران فاصله دارد، این پیام غیرقابل انکار است: “اروپا در محدوده برد است.”
در عین حال، تحلیلگران امنیتی نسبت به تفسیر نمایش های برد به عنوان شواهدی از قابلیت عملیاتی فوری هشدار می دهند.
دانیله گاروفالو، کارشناس گروههای جهادی و ضد تروریسم، بر لزوم تمایز بین دستیابی نظری و ظرفیت حمله معتبر تأکید کرد. او به مدیا لاین گفت: «در سطح فنی، سه لایه باید از هم تفکیک شود: برد نظری، قابلیت عملیاتی واقعی، و تصمیم سیاسی برای به کارگیری.
وی افزود، علیرغم اهمیت نمادین پرتاب موشک، ارزیابیهای کنونی محتاطانه است. وی گفت: “هیچ مدرکی مبنی بر اینکه ایران در حال حاضر دارای قابلیت تایید شده برای حمله مطمئن به اهداف اروپایی است، وجود ندارد.”
گاروفالو تاکید کرد که حتی اگر بردارهای دوربرد وجود داشته باشند، قبل از ظهور یک تهدید معتبر باید شرایط اضافی برآورده شود. او خاطرنشان کرد: “اگر یک بردار در کلاس 4000 کیلومتری را که واقعاً عملیاتی است، فرض کنیم، برخی از بخشهای اروپا … در یک محدوده تئوری دسترسپذیری قرار میگیرند. با این حال، دستیابی نظری با تهدید معتبر حمله استراتژیک قریبالوقوع برابری نمیکند.”
او توضیح داد که چنین تهدیدی مستلزم «قابلیت اطمینان، قابلیت نفوذ، هدفگیری، زنجیره C2 (فرماندهی و کنترل) انعطافپذیر، آمادهسازی پرتاب، مدیریت بقای پرتابگرها و تمایل سیاسی برای پذیرش پاسخ ناتو است.
بحث در مورد دسترسی موشکی در کنار تنش های فزاینده بین واشنگتن و متحدان اروپایی بر سر تنگه هرمز در حال گسترش است. ایالات متحده برای تدابیر امنیتی قویتر برای حفاظت از مسیرهای دریایی فشار آورده است، در حالی که چندین دولت اروپایی نسبت به گسترش دخالت نظامی ابراز بیمیلی کردهاند.
این تنگه همچنان یکی از بحرانی ترین نقاط انسداد انرژی در جهان است و تقریباً یک پنجم عرضه جهانی نفت و حجم قابل توجهی از گاز طبیعی مایع شده روزانه از آن عبور می کند. هرگونه اختلال در حمل و نقل در این کریدور پیامدهای فوری بر قیمت جهانی انرژی و در نتیجه، اقتصادهای اروپایی به شدت به انرژی وارداتی وابسته است.
بنابراین، دولتهای اروپایی به جای تشدید نظامی، بر حفظ ثبات اقتصادی تمرکز کردهاند.
بحثها در چندین پایتخت بر تقویت نظارت دریایی، اشتراک اطلاعات و اقدامات اسکورت حفاظتی برای کشتیهای تجاری متمرکز شده است.
کشورهایی که به درخواست برای اقدام برای حفاظت از تنگه پاسخ مثبت میدهند شامل بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا و هلند میشوند، اما هیچ جزئیاتی در مورد اینکه این اقدام در عمل چگونه به نظر میرسد یا اینکه آیا اقدامات نظامی در دست بررسی است، هنوز منتشر نشده است.
این رویکرد محتاطانه منعکس کننده حساسیت های سیاسی و تمایل به اجتناب از گسترش درگیری از نظر جغرافیایی است.
اختلاف بین درخواستهای واشنگتن برای بازدارندگی قویتر و تأکید اروپا بر مهار خطر، به درک اصطکاک رو به رشد فراآتلانتیک در مورد چگونگی مدیریت چالش امنیتی هرمز کمک کرده است.
گاروفالو وضعیت اروپاییها را محتاطانه و نه بیتفاوت توصیف کرد. وی خاطرنشان کرد: سیگنال های عمومی در جهت مخالف اروپایی شدن سریع تئاتر هرمز است.
او پیشنهاد کرد که مسیر احتمالی شامل مراحل افزایشی است. او گفت: «در عمل، حضور بیشتر و تدبیر بیشتر، نه لزوماً رزمی بیشتر».
بر اساس ارزیابی وی، دولت های اروپایی ممکن است نظارت، هماهنگی اطلاعاتی و اقدامات حفاظتی دریایی را به جای تعهد به استقرار در مقیاس بزرگ افزایش دهند.
طواتی، با این حال، استدلال کرد که وضعیت در حال تحول میتواند به رویکرد قاطعتری نیاز داشته باشد. وی گفت: «این دیگر یک موضوع منطقه ای نیست، بلکه یک چالش استراتژیک با پیامدهای جهانی است.
او نمایش موشکی و تنش های دریایی را با تغییرات ژئوپلیتیک گسترده تر مرتبط دانست. وی ادامه داد: رژیم ایران به تشدید در جبهههای مختلف ادامه میدهد، ثبات منطقه را تهدید میکند، کشورهای میانهرو سنی در خلیج فارس را هدف قرار میدهد، جریانهای اقتصادی جهانی را از طریق تنگه هرمز مختل میکند و اکنون دامنه خود را به خود اروپا گسترش میدهد.
تفاوت بین این ارزیابی ها نشان دهنده عدم اطمینان بیشتر در مورد چگونگی واکنش اروپا است. در حالی که برخی از تحلیلگران بر مهار ریسک تاکید دارند، برخی دیگر استدلال می کنند که تردید می تواند تشدید بیشتر را تشویق کند.
طواتی پیشنهاد کرد که تحولات کنونی می تواند بحث های دفاعی اروپا را تغییر دهد و خواستار تجدید نظر فوری در رویکردهای قبلی شد. “آیا این لحظه برای حرکت از مفهوم به واقعیت نیست؟” او استدلال کرد. وی افزود که حمله دیگو گارسیا به طور گسترده به عنوان هشدار و تحریکی با هدف جلوگیری از مداخله اروپا تلقی می شود.
فراتر از احتمال تهدیدات موشکی مستقیم، تحلیلگران به طور فزاینده ای خطرات هیبریدی را برجسته می کنند. گاروفالو خاطرنشان کرد که اقدامات غیرمستقیم ممکن است سناریوی قابل قبول تری برای اروپا باشد. وی تاکید کرد: “اگر ایران انتقام غیرمستقیم در خاک اروپا را انتخاب کند، محتمل ترین شکل آن موشک مستقیم نخواهد بود، بلکه یک بسته هیبریدی خواهد بود.”
او احتمالات بالقوه را تشریح کرد: «عملیات سایبری علیه انرژی، مراقبت های بهداشتی، کشتیرانی، تدارکات، مخابرات، مالی، و سیستم های عمومی» و همچنین «خرابکاری یا آتش سوزی محدود» و «حمله به اهداف ناراضی اسرائیلی، یهودی، آمریکایی یا ایرانی».
او همچنین در مورد الگوهای عملیاتی که قبلاً مشاهده شده است هشدار داد. تهدید ایران در اروپا لزوماً از «سلولهای کلاسیک» عبور نمیکند، بلکه اغلب از طریق نیابتهای جنایتکار، تسهیلکنندهها و وظایف فرصتطلبانه میگذرد.
به گفته گاروفالو، نظارت باید بر روی “واسط بین اطلاعات متخاصم، جنایات سازمان یافته، دیاسپورای نفوذی، نظارت پیش از عملیات، و دسترسی سایبری” تمرکز کند. او این خطر را به اختصار خلاصه کرد: “اگر بخواهم به صراحت بگویم، هشدار واقعی تنها متعصب نیست، بلکه همگرایی بین باندها، اطلاعات ایران، دسترسی سایبری و انتخاب هدف است.”
مسئله آمادگی اروپا نیز بخشی از بحث است. گاروفالو به ساختارهای دفاعی موجود اشاره کرد و در عین حال شکافهای آمادگی مدنی را با استفاده از ایتالیا به عنوان مثال برجسته کرد.
ایتالیا افشا نشده است. از جنبه نظامی، ایتالیا بخشی از معماری یکپارچه دفاع هوایی و موشکی ناتو و دفاع موشکی بالستیک است.
با این حال، وی خاطرنشان کرد که «دکترین عمومی، آمادگی گسترده مدنی، فرهنگ هوشیاری، پناه دادن به شهرها، تمرینهای جمعیت-موسسات و ارتباطات بحران در سطح کشوری نیست که واقعاً برای یک تهدید طولانی مدت منظم آماده میشود».
طواتی چالش استراتژیک گستردهتری را در قالب ژئوپلیتیک بیان کرد. او گفت: “در نهایت، اروپا با چالش ساختاری عمیق تری مواجه است. برای چندین دهه، بدون جنگ در خاک خود زندگی کرده است. این فرهنگ استراتژیک و بازتاب های آن را شکل داده است.”
این سوال دیگر تئوری نیست: آیا اروپا این حرکت استراتژیک را تشخیص خواهد داد و برای واقعیتی که ممکن است اجتناب ناپذیر باشد آماده خواهد شد؟ آیا اروپا آماده است؟» او پرسید.
حادثه دیگو گارسیا، همراه با تنشهای دریایی و رویکردهای متفاوت فراآتلانتیکی، نشان میدهد که چگونه پیامدهای درگیری جهانیتر میشود.
در حالی که هیچ تهدید مستقیمی برای اروپا هنوز محقق نشده است، تداخل نمایش موشک های دوربرد، سناریوهای ریسک هیبریدی و اختلاف نظرهای استراتژیک نشان می دهد که این قاره در حال حاضر ارتباط نزدیک تری با درگیری هایی دارد که زمانی دور تلقی می شد.