شاید به این دلیل که اخیراً در استکهلم (سوئد)، تالین (استونی) و هلسینکی (فنلاند) بودم – و مجموعهای از مقالات را برای شنونده در مورد وضعیت ژئوپلیتیک در آن منطقه نوشتم – این مرور کلی کنونی از کشورهای بالتیک خواندنی قانعکننده و مهم بود.
زمانی که من به آنجا سفر می کردم، جنگ ترامپ و نتانیاهو شروع شد و چرخه اخبار تبدیل به انبوهی از فیلم ها، مصاحبه ها، بررسی های کلی و تصاویر افسرده کننده و لفاظی های اغلب جنون آمیز شد.
اما در جاهایی که من از موضوع مبرم برای سیاستمداران عبور میکردم – جدای از موضوع مهاجرت، به زودی – به یک کلمه خلاصه میشد: روسیه.
این منطقه از وقایع اوکراین و تهاجم روسیه وحشت زده به نظر میرسید، زیرا قبلاً آن را دیده بودند و ظلم و ستم دوران شوروی را تجربه کرده بودند.
اوکراین – و نزدیکی روسیه، به معنای واقعی کلمه فقط یک ساعت یا بیشتر با هواپیماهای نظامی فاصله داشت – یک یادآوری و یک نشانه بود.
کتاب روشنگر الیور مودی به بررسی تاریخ کشورهای اطراف بالتیک – دریای غم انگیزی آلوده علیرغم ظاهر، همانطور که او در فصلی به خصوص افسردهکننده نشان میدهد – و اینکه آنها در حال حاضر در کجا هستند، میپردازد.
در لبه، پاسخ کوتاه است.
اتحادها بین ملتها شکل میگیرد، پول بیشتری برای دفاع ریخته میشود، مردم تشویق میشوند تا مواد غذایی و آذوقه را ذخیره کنند، ارتشهای داوطلب در هر صورت ظهور میکنند…
اینها 21 پیچیده هستندخیابان کشورهای قرن – استونی پشت موج فناوری اطلاعات به موفقیت های سریع و بزرگ رسیده است – و اقتصاد آنها در دهه های اخیر در اکثر موارد عملکرد خوبی داشته است.
اما برخی اکنون در حال تزلزل هستند – جنگ خاورمیانه کمکی نکرده است – و احزاب راست افراطی در ترتیبات ائتلافی با دولت های راست میانه به سختی افسار را به دست می گیرند. آنها در حال پیشبرد یک دستور کار ضد مهاجرت و قوانین تنبیهی برای مهاجران هستند که در زمان عدم اطمینان محبوبیت فزاینده ای پیدا می کنند.
این چیزهای روزمره سیاست فعلی است (اما با سابقه طولانی، یهودی ستیزی عمیقاً جا افتاده است) اما تصویر بزرگتر، خرس در افق، هنوز یکسان است: روسیه.
اگر پوتین با حواسپرتی خاورمیانه جرأت پیدا کند (و منظورم این نیست که به شیوهای بیرحمانه یا نادیدهانگیز باشد)، ممکن است برنامهای را که در مورد آن به شیوهای عملی سختگیرانه صحبت کرده است، پیش ببرد: اصلاحات اتحاد جماهیر شوروی سابق.
اما آیا اگر کشورهای بالتیک – سوئد یکی از بزرگترین تولیدکنندگان تسلیحات در جهان – آماده و نظامی شوند، ممکن است؟
مودی – رئیس دفتر برلین برای تایمز که سالها در این منطقه سفر کرده است – در فصلی تا حدی ناامیدکننده به تفاوتهای ساختاری بین کشورهای همسو با ناتو و روسیه اشاره میکند.
این تفاوت بین اتحادهای افقی و قدرت عمودی است.
کشورهای مختلف دارای تجهیزات متفاوت و همیشه سازگار نیستند و «زبانهای ملی، کدهای فرهنگی، سیستمهای آموزشی و آداب و رسوم نظامی خود را در چارچوب دکترین ناتو دارند».
آنها همچنین تصورات مختلفی از تهدید دارند.
مجارستان – تا همین اواخر – بیشتر با کرملین همسو بود، بنابراین برای پیوستن به یک اتحاد علیه تهاجم روسیه مردد بود.
اما کسانی که شکست اوربان را به نفع مجیار طرفدار اتحادیه اروپا ستایش کردند، ممکن است نفسی هم بکشند و فکر کنند که اوربان 20 سال در حزب اوربان کار کرده است و تنها دو سال پیش از آن کنار کشیده است.
همانطور که می دانیم، نخست وزیران، رؤسای جمهور، ژنرال ها و پادشاهان خوش نیت می توانند از تحویل دهندگان به مستبد تبدیل شوند.
مودی همچنین به صراحت اشاره میکند که «روسها زندگی را نادیده میگیرند». غرب ریسک گریز است و نسبت به شمارش تلفات حساس است: «از سوی دیگر، روسیه به عمد هزاران غیرنظامی اوکراینی را کشته است و نشان داده است که مایل است دهها هزار نیروی ضعیف آموزشدیده و مجهز خود را در حملات «چرخکن» خرج کند.»
دشمن خود را بشناسید؟
کشورهای بالتیک به دلیل تفاوتهایشان، جمعیتهای کوچک اما کارآمد (لتونی ناچیز 1.8 میلیون نفر)، تنوع فرهنگی و … بسیاری از آنها جمعیت قابل توجهی از روسیه در داخل مرزهای خود دارند، مانند اوکراین.
زیرنویس کتاب عالی، آموزنده و بسیار خواندنی مودی قابل ذکر است: آینده اروپا.
