پیشبینی این که ایران ویتنام بعدی آمریکا خواهد بود – یک فاجعه اخلاقی، ورطهای که پول و جان در آن ریخته شده و تنها اثرش تضعیف ایالات متحده و دلگرمی دشمنان آن است – در حال حاضر در بین آمریکاییها رایج است. چند روز پیش، سفارت ایران در هانوی نیز به قیامت پیوست. حساب X آن برجسته یک تصویر ایجاد شده توسط هوش مصنوعی از یک دستگاه گوارش آمریکایی که توسط یک سرباز ویتنامی خندان در سایگون در 30 آوریل 1975 سخنرانی میکند. به نظر می رسد پس از 50 سال شما آن شکست ویرانگر را فراموش کرده اید.
پنجاه سال قبل از 1975، 1925 بود. چرا ویتنام امروزی را نشان نمی دهید؟ احتمالاً به این دلیل که این یک صحنه کابوسآمیز خواهد بود، نه برای یک آمریکایی، بلکه برای یک کمونیست ویتنامی یا، برای آن، برای یک تندرو امروزی ایران. سایگون مدرن (در حال حاضر شهر هوشی مین) مکانی است که اقتصاد بازار، تجارت جهانی و فرهنگ مصرف کننده به پیروزی کامل رسیده است. محصولات آمریکایی بدون انگ رقابت می کنند: می توانید قهوه ای به سبک ویتنامی در استارباکس تهیه کنید. در سال 2023، ویتنام وارد یک مشارکت استراتژیک جامع با ایالات متحده شد، یک نام رسمی دیپلماتیک برای بالاترین سطح همکاری. ویتنام یک دموکراسی نیست و دولت آن با خوشحالی مفاهیم غربی در مورد حقوق بشر و آزادی های مدنی را فراموش می کند. اما از آمریکا متنفر نیست – به همین دلیل است که برای استناد به موازی ویتنام، ایران باید وانمود کند که 50 سال گذشته متفاوت بوده است.
در این مرحله، ایران بهعنوان ویتنام بعدی آمریکا، کمتر شبیه یک نفرین به نظر میرسد تا یک سناریوی نسبتاً خوشبینانه برای همه درگیران. در اینجا سیر وقایع است:
- زمانی که یک دشمن حاضر به تسلیم نشد، ایالات متحده حمله می کند و تشدید می کند.
- ایالات متحده از اینکه این دشمن علیرغم ویرانی ها ادامه می دهد، سرگردان و سردرگم می شود.
- ایالات متحده در حال انکار باخت در جنگ را ترک می کند.
- کشور مورد حمله مقاومت قهرمانانه خود را جشن می گیرد – اما به زودی متوجه می شود که به ویرانه تبدیل شده است.
پرونده ایران، پرونده ویتنامی را به شکلی اختصارآمیز – پنج هفته به جای دو دهه – حداقل تا مرحله دوم دنبال می کند. ممکن است مراحل 3 و 4 در راه باشد. اگر این کار را انجام دهند، زمانی که درخشش بعدی شکست آمریکا محو شود، بهترین امید ایران این است که مسیر ویتنام را از پیروزی به رفاه و حتی به طرفداری از آمریکا طی کند.
از کارشناسان ویتنام پرسیدم که چگونه کشوری که به دلایلی برای نفرت از آمریکا خراب شده بود، در نهایت چنین علاقه ای به آن پیدا کرد – و آیا ایران که اکنون در مرحله تبریک خود قرار دارد، ممکن است پس از جنگ های مربوطه خود با ویتنام اشتراکاتی داشته باشد. کی دبلیو تیلور، یک مورخ در کرنل، به من گفت که حداقل یکی از جنبههای موقعیتهای پس از جنگ از قبل مطابقت دارد. تیلور گفت: “در ویتنام، شما یک رژیم استبدادی بسیار خودکامه داشتید و این جنبه از آن در نتیجه جنگ تقویت شد.” بر اساس اکثر تحلیلها، ایران شدیدتر از قبل از جنگ توسط تندروهای اقتدارگرا کنترل میشود. زمانی که اصلاح طلبان فرضی مانند محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه سابق صحبت کرد رژیم با فروتنی پیشنهاد سازش کرده است تهدید کرد برای دستگیری آنها
پس از سقوط سایگون، عادی سازی با ایالات متحده 20 سال دیگر طول کشید. این به اندازه کافی طولانی است تا یک نسل بگذرد. اما تیلور تأکید کرد که تندروهایی که از ایدئولوژی ضد آمریکایی حمایت کرده بودند، در اوایل دهه 1970 به دنبال آشتی با ایالات متحده بودند. تیلور گفت: «ویتنام مستقیماً وارد جنگ دیگری شد، این بار با چین و کامبوج. ویتنام خیلی زودتر برای عادی سازی باز بود، اما ایالات متحده روی چین شرط بندی کرد. دو دهه میانی با انزوا، فقر و در نهایت رها شدن توسط حامی اصلی باقی مانده ویتنام، اتحاد جماهیر شوروی، مشخص شد.
کارلایل تایر، متخصص ویتنام در دانشگاه نیو ساوت ولز، به من گفت: «ویتنام در طول جنگ از حمایت چین و اتحاد جماهیر شوروی برخوردار بود. اما آن زمان از بین رفت و تا زمانی که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید، چیز زیادی باقی نمانده بود. نوسازی اقتصادی ویتنام به موازات اصلاحات میخائیل گورباچف در اواخر دهه 1980 بود و منعکس کننده این توافق بود که جایگزین رشد از طریق اصلاحات، فقر از طریق رکود است. تایر جرأت کرد که ایران ممکن است در حال حاضر با انزوایی روبرو شود که تغییری را در ویتنام تحمیل کرد. ویتنام از حمایت کمونیسم جهانی برخوردار بود. تایر گفت که ایران، در مقابل، «جامعه جهانی شیعه ندارد که از آن حمایت کند». ایران سیاره کوچکی در کهکشان تشیع نیست. این خورشید است و هنگامی که تاریک می شود، دیگری وجود نخواهد داشت که دوباره آن را روشن کند.
بدبختی های متعددی که حتی قبل از این جنگ به ایران وارد شده بود – فاجعه اقتصادی، فروپاشی زیست محیطی، انزوای دیپلماتیک، ناآرامی های اجتماعی – قبلاً آن را به حد نادری رسانده بود. هر یک از این مشکلات بدتر از آن زمان است و برخی بسیار بدتر هستند. کارخانه های فولاد ایران نابود شده است. (هر گونه امیدی برای احیای صنعتی وجود دارد.) دومین شریک تجاری بزرگ آن، امارات متحده عربی، اکنون دشمن است. و نجات اقتصادی پیشنهادی آن – اخذ هزینه برای کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند – توهین به قوانین بینالمللی است که احتمالاً به جنگ دیگری منجر خواهد شد. بر اساس این تحلیل، بدبینان ایران، خوش بینان ایران هستند، زیرا ایران در گودال ناامیدی که ویتنام دو دهه طول کشید تا به ته رسیده است.
همه اینها پیشفرض میگیرند که رهبران ایران تاکنون یک رگه عملگرایانه پنهان دارند. هیچ یک از ناامیدیها تا کنون رهبران ایران را چه با ایالات متحده و چه با مردم خود به سازش سوق نداده است. و تلاش برای کمک به جمهوری اسلامی برای تبدیل شدن به یک کشور عادی از طریق مذاکره، طرفداران این گفت وگو را به حماقت تبدیل کرده است. تایر به من گفت که آمریکایی ها ویتنام را اشتباه گرفتند، تا حدی به این دلیل که آنها درک نکردند که استقلال ملی هدف ویتنام است و کمونیسم وسیله ای برای رسیدن به این هدف است. (در کنفرانس های بین المللی کمونیست در خارج از کشور، هوشی مین گاهی اوقات با تغییر موضوع از «انقلاب جهانی کارگری» به آزادی برای تکه کوچک خاک خود در آسیای جنوب شرقی، رفقای خود را ناامید می کرد.)
آنچه ممکن است ایران را از خروج به سبک ویتنامی از گودال خود باز دارد، این است که دقیقاً برعکس در آنجا اتفاق بیفتد، و اگر اسلامگرایی شیعی انقلابی هدف باشد و هر چیز دیگری وسیله باشد. به نظر میرسد که ایالات متحده، اگر نگوییم مردم ایران، از ادامه رهبری قصابان و ظالمان بر ایران پذیرفته است. هفته پیش در مورد ایران نوشتم فتیش سازی مقاومت، حتی به قیمت بقای آن. این کشور قبلاً مقاومت کرده است و تنها چیزی که ایران اکنون نیاز دارد این است که بپذیرد در جنگ پیروز شده است. عدم تمایل به گرفتن دبلیومانند ویتنام شمالی، و حرکت به سوی خود تخریبی است که متاسفانه ایران هنوز هم قادر به دنبال کردن آن است.