مریم سعیدپور، هنرمند مفهومی در تهران، در یک سلف پرتره ساخته شده روی لبه پشت بام نشسته است. در پرتره ای که در چند هفته گذشته گرفته شده است، دود سیاهی از پشت سر او بلند می شود، در حالی که روسری فوشیا او در باد پشت سرش می پیچد.

سلفی مریم سعیدپور، هنرمند مفهومی در ایران. با عرض ادب از مریم سعیدپور
“فقط تصور کنید در موقعیتی زندگی می کنید که واقعاً نمی دانید، در هر لحظه زمانی که به زندگی خود می پردازید، چه اتفاقی برای شما می افتد. آیا آن موشک یا بمب بر روی شما یا یکی دیگر از همشهریانتان خواهد افتاد؟” او به NBC Information می گوید.
او این واقعیت را در آثار هنری خود به تصویر می کشد و پرتره های پر جنب و جوش ایرانیان را در پس زمینه جنگی که کشور و منطقه را فرا گرفته است، می گیرد.
در قطعههای او، زوجها در آغوش میگیرند، روی پتوهایی مینشینند که چای گذاشتهاند، تلفنها را برای بهروزرسانیها چک میکنند، در حالی که تودههای دود به آسمان اطرافشان میرسد.
سعیدپور می گوید: «این روزها که در تهران قدم می زنم، مدام زخم ها را در گوشه و کنار شهرم می بینم. کافههایی که خاطراتم در آنها بود، خیابانهایی که با دوستانم وقت میگذراندم، دانشگاهم، مکانهایی که در آن کار میکردم، مغازههایی که قبلاً از آنها خرید میکردم، و حالا دیگر رفتهاند.»
سعیدپور گفت که احساسات متناقضی او را فراگرفته و او “ترس، عصبانی، امیدوار و همچنین ناامید” است.

یکی از قطعات سعیدپور. با عرض ادب از مریم سعیدپور
سعیدپور گفت که “از دست کسانی که این جنگ را آغاز کردند، به ویژه در زمانی که مذاکرات بین ما و ایالات متحده در حال انجام بود، عصبانی است.” او همچنین افزود که “از برخی از مردم من که معتقد بودند حمله نظامی آزادی را برای ما به ارمغان می آورد، عصبانی بود.”
او گفت: «من همیشه گفته ام: دشمن دشمن ما لزوماً دوست ما نیست.
