AP Picture/Emilio Morenatti
خط پایین جلو
- شرکای محور مقاومت ایران با استفاده از مزیت های جغرافیایی و سیاسی خود علیه آمریکا، اسرائیل و متحدان آمریکا در منطقه به تلاش های جنگی ایران پیوسته اند.
- حزبالله لبنان با پیوستن به تلاشهای دفاعی تهران به دنبال بازدارندگی مجدد علیه اسرائیل است، اما واکنش اسرائیل نیروهای اسرائیلی را به عمق لبنان کشانده و نزدیک به یک میلیون غیرنظامی را آواره کرده است.
- حملات شبهنظامیان همسو با ایران در عراق به پایگاههای ایالات متحده و کشورهای عربی خلیجفارس، نه تنها نشاندهنده حمایت زمان جنگ از تهران، بلکه نشاندهنده احیای تلاشهای طولانی مدت آنها برای کاهش نفوذ ایالات متحده در عراق است.
- از میان شرکای محور ایران، حوثیها بیشترین پتانسیل را دارند که به تهران کمک کنند تا آمریکا را برای پایان دادن به جنگ تحت فشار قرار دهد، اما این گروه نسبت به تحریک دشمنان قدرتمند محتاط است.
ایران وظیفه خود را گذاشته است شرکای محور مقاومت تا به آن کمک کند تا حمله نیروهای برتر نظامی ایالات متحده و اسرائیل را خنثی کند. رهبران شرکای کلیدی ایران – حزبالله لبنان، جنبش حوثیها در یمن، و شبهنظامیان نیروی بسیج مردمی (PMF) همسو با ایران در عراق – ایدئولوژی ایران مبنی بر «مقاومت» در برابر ایالات متحده، اسرائیل و متحدان عرب آنها را به اشتراک میگذارند. اعضای محور، همه بازیگران غیردولتی، هر یک پایگاه اجتماعی-سیاسی قابل توجهی در کشورهای خود دارند، اما آنها همچنین میدانند که فروپاشی ایران ممکن است یک ضربه وجودی به جنبشهای آنها باشد. همه بازیگران تحت حمایت ایران به رژیم ایران نیاز دارند تا دست نخورده از جنگ جان سالم به در ببرد و بتواند به تامین فناوری موشک های بالستیک و شاهد و سایر پهپادهای مسلحی که تهران برای پایگاه ها و زیرساخت های آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس استفاده کرده است، ادامه دهد.
بر خلاف خود ایران، اعضای محور تهدیدات فراتر از آمریکا و اسرائیل را می شناسند، به این معنی که دفاع از ایران لزوما بالاترین اولویت آنها نیست. شرکای محور اقدامات خود را برای رسیدگی به همه چالشهایی که با آن مواجه هستند تنظیم میکنند و در برخی موارد ظرفیت خود را برای خدمت به عنوان نیروی چند برابر کننده برای تهران محدود میکنند. این جنبش حوثی ها در یمن جنگی نزدیک به هشت ساله با عربستان سعودی و شریک آن، امارات متحده عربی (امارات متحده عربی) داشت و به دنبال اجتناب از تحریک دو قدرت برای تجدید این جنگ بود. حزب الله لبنان در هدف ایران برای شکست دادن اسرائیل مشترک است، اما این گروه تحت فشار دولت بیروت است که بر انحصار نیروهای مسلح پافشاری می کند و می خواهد به توانایی مستقل حزب الله برای کشاندن تمام لبنان به درگیری پایان دهد. گروههای حامی ایران، اگرچه رسماً بخشی از زنجیره فرماندهی ملی هستند، اما اغلب به صورت خودمختار عمل میکنند و توسط دولت بغداد برای خلع سلاح تحت فشار قرار گرفتهاند. با این حال، بغداد به کمک نظامی ایالات متحده نیاز دارد و خواهان عادی سازی روابط با بقیه جهان عرب است. چالشهای پیش روی اعضای محور بیشتر از جنگ ایران خواهد بود و به این معنی است که حملات آنها به ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای عربی همسو با ایالات متحده ادامه خواهد یافت، حتی اگر مناقشه آمریکا، اسرائیل و ایران حل و فصل شود.
گروههای PMF همسو با ایران در عراق بیش از هر عضو دیگری از محور در تلاشهای جنگی ایران مشارکت میکنند، اما آنها درگیر شدن دولت عراق که به دنبال دور ماندن از درگیری بوده است. نزدیک به 2000 پرسنل نظامی آمریکایی مستقر در پایگاههای عراق – عمدتاً در شمال تحت کنترل کردها – به راحتی در دسترس موشکها و پهپادهای گروههای عراقی طرفدار ایران در ائتلافی سست به نام مقاومت اسلامی در عراق هستند. برجستهترین آنها کتائب حزبالله (KH) است که حملاتش به تأسیسات سرنشیندار آمریکایی در عراق قبل از جنگ ایران است، اگرچه حملات پراکندهتر هستند. گروه های حشد الشعبی همسو با ایران مدت هاست به دنبال دستیابی به هدف تهران برای بیرون راندن نیروهای آمریکایی از عراق و محدود کردن نفوذ آن بر بغداد بوده اند. به عنوان بخشی از PMF، گروههای مورد حمایت ایران بخشی از 6 میلیارد دلاری را که دولت به کل نیرو اختصاص میدهد، دریافت میکند و این گروهها میتوانند در بسیاری از پایگاهها در سراسر عراق، از جمله مناطق تحت تسلط اعراب سنی عراق و کردها، فعالیت کنند. به عنوان نشانه ای از پیوند نزدیک خود با ایران، برخی از جنگجویان PMF بنا به گزارش ها به غرب ایران اعزام شده اند تا به مربیان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) و بسیجیان خود در جلوگیری از خیزش مردمی کمک کنند.
از زمان آغاز جنگ، ائتلاف PMF مسئولیت حملات پهپادی و موشکی متعدد به پایگاه های آمریکایی در عراق و سفارت آمریکا در بغداد و همچنین مرکز پشتیبانی لجستیکی در فرودگاه بغداد را بر عهده گرفته است. حملات آنها باعث شد که ایالات متحده بخشی از نیروی هوایی خود را به سمت حملات تلافی جویانه به گروه های PMF سوق دهد – حملاتی که در غیر این صورت سایت های استراتژیک در ایران را هدف قرار می دادند. حداقل در یک مورد، یک حمله تلافی جویانه ایالات متحده، که به گفته عراق به یک کلینیک پزشکی در استان الانبار حمله کرد، هفت تن از نظامیان عراقی را کشت و 13 تن را مجروح کرد، و روابط ایالات متحده با دولتی در بغداد که به حمایت اکثریت اعراب شیعه عراق متکی است – که بسیاری از آنها ایران را قربانی تجاوز آمریکا و اسرائیل می دانند، تیره شد. صباح النعمان، سخنگوی فرماندهی نیروهای مسلح عراق، این حمله را «تجاوزی شنیع» خواند که عراق «حق پاسخگویی به تمام ابزارهای موجود» را برای خود محفوظ میداند.
تسلیحات PMF همچنین می توانند به راحتی به اهداف زیرساختی کلیدی در این منطقه دست یابند کشورهای عربی خلیج فارس، تقویت استراتژی ایران برای گسترش جنگ در سراسر منطقه. حملات شبهنظامیان عراقی به کویت، عربستان سعودی و سایر کشورهای عربی، پادشاهی، امارات، قطر، کویت، بحرین و اردن را بر آن داشت تا هفته گذشته بیانیهای مشترک صادر کنند و از بغداد بخواهند «اقدامات لازم» را برای توقف فوری حملات اتخاذ کند. پیامهای عمومی و خصوصی خلیج فارس به بغداد روشن کرده است که ادامه حملات به روابط عراق با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس آسیب میرساند و به تلاشهای محمد شیعه السودانی، نخستوزیر موقت عراق برای همسویی مجدد عراق با جهان عرب آسیب میرساند.
جنگ ایران فراهم کرده است رهبران حزب الله لبنان فرصتی برای نه تنها حمایت از خیرین ایرانی خود، بلکه برای بازگرداندن بازدارندگی علیه اسرائیل و مقابله با تلاش های بیروت برای خلع سلاح آن. از نوامبر 2024، رهبران دولت در بیروت به فشارهای تیم ترامپ برای خلع سلاح گروه ضعیف در سراسر لبنان پاسخ داده اند، اما این روند هنوز در مراحل اولیه خود با آغاز جنگ ایران بود. بیروت به جای وادار کردن این گروه به خلع سلاح، به دنبال جلوگیری از جنگ داخلی بوده است.
حزب الله طی چند روز پس از شروع درگیری با هماهنگی نزدیک با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با پرتاب به تلاش های جنگی تهران پیوست. رگبارهای موشکی و پهپادی به اسرائیل این حملات باعث واکنش قابل پیش بینی اسرائیل در قالب حملات هوایی و همچنین تهاجم زمینی به جنوب لبنان شد. رهبران حزبالله استدلال میکنند که جنگ آمریکا و اسرائیل نشاندهنده تجاوز بیدلیل علیه ایران است و اصرار حزبالله را توجیه میکنند که باید به عنوان یک نیروی مقاومت در برابر توسعهطلبی اسرائیل مسلح بماند. حملات حزب الله، علاوه بر افزودن خسارت در داخل اسرائیل به آسیب های ناشی از موشک ها و پهپادهای ایران، اسرائیل را وادار کرده است تا برخی از دفاع هوایی و موشکی تحت فشار خود و همچنین اطلاعات و سایر دارایی های خود را به جبهه جنگ لبنان هدایت کند.
جنگ لبنان احتمالاً از جنگ ایران بیشتر خواهد بود و پیامدهای ویرانگری برای مردم لبنان خواهد داشت. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی روز یکشنبه گفت که ارتش اسرائیل عملیات زمینی خود را در جنوب لبنان، که قبلاً به رودخانه لیتانی رسیده است، گسترش خواهد داد تا کمربند امنیتی ایجاد کند که هدف آن خنثی کردن تهدید تهاجم و دور نگه داشتن شلیک موشک های ضد تانک از مرز ما است. اعلامیه نتانیاهو این نگرانی را تشدید کرد که اسرائیل قصد دارد از تهاجم خود به جنوب لبنان الگوبرداری کند. حمله نظامی علیه حماس در غزه، از جمله انفجار پل ها، ویران کردن خانه ها، و آواره کردن حتی بیش از یک میلیون نفر که قبلاً از خانه های خود در جنوب لبنان رانده شده بودند. از دوم مارس تاکنون نزدیک به 1200 نفر در لبنان کشته و بیش از 3400 نفر زخمی شده اند. کارشناسان پیشبینی میکنند که اسرائیل در ازای خلع سلاح کامل حزبالله و یک معاهده صلح با لبنان، پیشنهاد تخلیه مناطق اشغالی را بدهد.
جنبش حوثی با کنترل قلمرو یمن در امتداد دریای سرخ و یکی دیگر از نقاط تنگه منطقه – تنگه باب المندب – بهترین موقعیت را در میان متحدان ایران دارد تا وزن استراتژیک به تلاش های جنگی ایران اضافه کند. بسته شدن حوثی ها باب المندباگر محقق شود، سوخت قابل توجهی به تلاش های ایران برای تحت فشار قرار دادن ترامپ برای پایان دادن به مناقشه با برهم زدن بازارهای جهانی انرژی و اقتصاد می افزاید. قبل از جنگ غزه، نزدیک به 12 درصد تجارت دریایی جهانی از طریق آن تنگه می گذشت و حملات حوثی ها در جریان آن درگیری، کشتی ها را مجبور به استفاده از مسیر طولانی تر و گران تر در اطراف دماغه امید کرد. پس از گذشت نزدیک به یک سال از آتش بس ایالات متحده و حوثی ها که به عملیات هوایی ایالات متحده علیه این گروه (عملیات راف رایدر) پایان داد، ترافیک تجاری هنوز بهبود نیافته است. حدود پنج درصد نفت مبادله شده از طریق دریا از طریق آن تنگه جریان دارد و بسته شدن آن، از جمله اثرات دیگر، تلاش عربستان سعودی برای دور زدن تنگه بسته شده هرمز را با صادرات بیشتر نفت خود از طریق بندر ینبع دریای سرخ، پیچیده خواهد کرد.
شنبه گذشته، حوثیها رسماً با شلیک دو موشک علیه اسرائیل به تلاشهای جنگی ایران پیوستند و به دنبال آن پرتاب دیگری در روز چهارشنبه انجام شد که همه آنها رهگیری شدند. اقدامات نمادین حوثی ها تا به امروز نشان دهنده تردید آنها برای تحریک مخالفان قدرتمند است. تشدید تنش بزرگ، مانند حمله به کشتیهای دریایی دریای سرخ یا بستن باب المندب، خطر آغاز عملیات هوایی دیگر آمریکا علیه این گروه را به دنبال دارد و احتمالاً عربستان سعودی و امارات را برای پیوستن به کمپین آمریکا علیه تهران تحت فشار قرار میدهد. حوثیها که مطمئن نیستند از تهران تحت فشار تامین میشوند، نمیخواهند از سرگیری جنگ زمینی با هر دو قدرت خلیج فارس را به خطر بیندازند – جنگی که از زمان آتشبس تحت حمایت سازمان ملل در سال 2022 تا حد زیادی متوقف شده است. سعودی ها تمایل خود را برای حل و فصل دائمی جنگ یمن با شرایط مالی و ارضی که عمدتاً به نفع حوثی ها است، نشان داده بودند.
با این حال، رهبران حوثی، علیرغم خطرات و شاید به امید اینکه پادشاهی و امارات را از پیوستن به مناقشه بازدارند، اعلام کردهاند که اگر ایالات متحده و متحدانش، قدرتهای خلیج فارس، این کار را انجام دهند، تشدید خواهند شد. محمد منصور، معاون وزیر اطلاعات حوثیها به المانیتور گفت: «گزینه بستن تنگه باب المندب یک گزینه یمنی است که در صورت تشدید تجاوزات علیه ایران و لبنان بهطور وحشیانه و یا اینکه یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس مستقیماً در عملیات نظامی در حمایت از رژیم صهیونیستی یا آمریکا دخالت کند، قابل اجراست».
