دولت ترامپ ادعای آن را دارد محاصره تنگه هرمز در حال کار است، با 9 کشتی که از دستورات برای گردش پیروی می کنند.
یکی از آنها یک بود نفتکش چینی به نام Rich Starry که روز چهارشنبه در خلیج عمان چرخید تا از طریق تنگه برگردد.
در همین حال، ایران همچنان کنترل این تنگه را در دست دارد و تعیین خواهد کرد که کدام کشتیها از این آبراه حیاتی عبور کنند. آن را نیز گفت در صورت تهدید بنادر آن، هیچ بندری در خلیج فارس و دریای عمان امن نمی ماند.
مهم نیست که محاصره چگونه انجام شود، ایران در درازمدت در موقعیت بسیار بهتری در مورد حفظ کنترل بر تنگه خواهد بود، نه ایالات متحده.
ابزار قدرتمند جدید ایران
برای چندین دهه، ایران تهدید کرده بود که از تنگه هرمز به عنوان اهرمی علیه دشمنان خود استفاده خواهد کرد. با این حال، تا زمان جنگ کنونی علیه ایالات متحده و اسرائیل، که آن را وجودی میداند، از انجام این کار اجتناب کرد.
از قضا، در حالی که هدف ایالات متحده و اسرائیل تضعیف توانایی های هسته ای و موشکی ایران بود، این درگیری به تهران یک ابزار قدرتمند جدید – کنترل تنگه – داده است.
تهران اکنون احتمالاً این کنترل را به بخشی از تفکر استراتژیک بلندمدت خود تبدیل خواهد کرد. در واقع مذاکره کنندگان ایران در مذاکرات اخیر صلح با آمریکا داشتند به حاکمیت ایران بر این تنگه افزود به لیست خواسته های آنها
این اهرم حداقل به سه هدف کلیدی عمل می کند.
اول، پتانسیل درآمد قابل توجهی را از عوارض و هزینه های حمل و نقلی که در حال حاضر از کشتی هایی که از طریق تنگه عبور می کنند دریافت می کند، فراهم می کند.
ایران با تحمیل حداقل هزینه های مربوط به ترانزیت – که حدود 1 دلار آمریکا در هر بشکه یا تا 2 میلیون دلار آمریکا (2.8 میلیون دلار استرالیا) برای هر نفتکش تخمین زده می شود. گزارش شده که می تواند ایجاد کند حدود 600 میلیون دلار آمریکا (836 میلیون دلار استرالیا) از نفت و 800 میلیون دلار دیگر (1.1 میلیارد دلار استرالیا) در ماه از حمل و نقل گاز.
اقتصاددانان بگو حداقل 80 درصد از عوارض توسط کشورهای خلیج فارس پرداخت می شود – یا به اندازه 14 میلیارد دلار آمریکا (20 میلیارد دلار استرالیا) در سال تنها از طریق نفت.

الطاف قادری/آپ
دوم، عملکرد تنگه به عنوان یک تضمین امنیت. ایران با نشان دادن توانایی خود در ایجاد اختلال در شریان انرژی حیاتی جهانی، هزینه هرگونه اقدام نظامی آینده علیه خود را افزایش داده است. این امر باعث ایجاد بازدارندگی از طریق ریسک اقتصادی و نه صرفاً نظامی می شود.
سوم، به ایران اهرم ژئوپلیتیکی به ویژه با کشورهای جنوب جهانی می دهد. کنترل بر این تنگه به ایران اجازه می دهد تا با کشورهای وابسته به انرژی چانه زنی کند و آنها را تشویق کند که تحریم های آمریکا علیه رژیم را دور بزنند و در ازای امتیازاتی برای دسترسی به این تنگه، تعامل اقتصادی را عمیق تر کنند.
آمریکا اکنون در تلاش است تا اهرم فشار ایران بر تنگه را خنثی کند. با این حال، این “محاصره یک محاصره” با محدودیت های ساختاری آشکاری روبرو است.
اولاً، حفظ کنترل ایران بر این تنگه بسیار آسانتر از محاصره آمریکا در آبهای بینالمللی است. حتی با حمایت متحدان (که هنوز محقق نشده است)، ایالات متحده برای محدود کردن دسترسی به تنگه برای مدت طولانی تلاش خواهد کرد. چنین تلاشی برای ارتش ایالات متحده بسیار پرهزینه خواهد بود و پیامدهای قابل توجهی برای اقتصاد جهانی خواهد داشت.
از این نظر، هرمز در خطر تبدیل شدن است لحظه سوئز آمریکا – یک نقطه خفقان استراتژیک که محدودیتهای قدرت را نشان میدهد تا دسترسی آن.
واکنش چین چگونه خواهد بود؟
اما می تواند چین، که خرید بیش از 80 درصد نفت ایراننقشی در تحت فشار قرار دادن ایران برای کاهش کنترل خود بر تنگه داشته باشد؟
هنوز انجام نشده و بعید است که انجام شود. چین تاکنون آمریکا را مقصر می داند و محاصره آن را رد می کند.
در واقع، گوئو جیاکون، سخنگوی وزارت خارجه چین از زبان زور استفاده کرد این هفته، محاصره را “خطرناک و غیرمسئولانه” خواند.
اگرچه یکی از نفتکش های چینی واژگون شده است، اما سایر نفتکش ها دور زده اند ترانزیت کرد از طریق سامانه جدید «باجه عوارض» در روزهای اخیر. این نشاندهنده نیاز و تمایل چین به تبعیت از قوانین جدید ایران است – حداقل در حال حاضر.
در حالی که چین در معرض محاصره ایالات متحده است – حدود 40 درصد نفت وارداتی این کشور است از طریق آبراه بیایید – برای این لحظه آماده شده است.
دارد متنوع شده است واردات نفت خود را برای جلوگیری از وابستگی بیش از حد به یک تامین کننده. و اعتقاد بر این است که چین ذخایر نفتی کافی برای جایگزینی واردات از طریق تنگه تا هفت ماه دارد.
با این حال، باید دید که آیا چین در درازمدت از سیستم عوارضی پشتیبانی خواهد کرد یا خیر. با وجود سکوت پکن تاکنون، برخی کارشناسان باور کنید با این امر مخالفت خواهد کرد. چین بارها بر لزوم بازگشت هر چه سریعتر به “گذرگاه عادی” از طریق تنگه تاکید کرده است.
نقش رو به گسترش چین در منطقه
چین همچنین از تغییرات سیاسی که ممکن است پس از جنگ رخ دهد، سود خواهد برد.
جنگ کشورهای خلیج فارس را تحت فشار قرار داده است به سوی تحقق مشترک همسویی با آمریکا و شراکت با اسرائیل لزوماً امنیت آنها را تضمین نمی کند.
در نتیجه، آنها ممکن است به دنبال تنوع بخشیدن به روابط خود باشند. این امر در ولیعهد ابوظبی منعکس شده است بازدید کنید این هفته به پکن
تجارت بین کشورهای خلیج فارس و چین به طور قابل توجهی رشد کرده است و کل مبادلات تقریباً به آن رسیده است 257 میلیارد دلار آمریکا (358 میلیارد دلار استرالیا) در سال 2024، به اندکی از تجارت ترکیبی خلیج فارس با اقتصادهای بزرگ غربی پیشی گرفته است.
چین همچنین در حال گسترش ردپای دیپلماتیک خود در منطقه است و به این امر کمک می کند میانجیگری توافق بین عربستان سعودی و ایران در سال 2023 برای عادی سازی روابط و بازی نقش غیر مستقیم در مذاکرات اخیر پاکستان بین ایران و آمریکا برای پایان دادن به جنگ. به وضوح نقش بزرگتری را در آینده در منطقه می بیند.
با نگاهی به آینده، ایران ممکن است به دنبال اهرمی در این لحظه باشد تا چارچوب امنیتی منطقهایتری را با کشورهای حاشیه خلیج فارس دنبال کند، که احتمالاً چین بهعنوان ضامن یا تسهیلکننده عمل میکند. چنین تحولی نشان دهنده انحراف چشمگیر از نقش دیرینه ایالات متحده به عنوان تامین کننده اصلی امنیت در منطقه است.
