الفبریتانیا به دهمین سالگرد رأی به خروج از اتحادیه اروپا نزدیک میشود، بریتانیاییها شروع به بحث درباره پیوستن مجدد به آنچه اروپا مینامند، کردهاند. اما، مانند بسیاری از مناظرات قبلی بریتانیا در مورد «اروپا»، اینجا اروپاست که اروپا کنار گذاشته شده است. بحث بر سر این است که چه چیزی برای بریتانیا از نظر اقتصادی و سیاست بریتانیا برای رسیدن به آنجا بهتر است. به آنچه بقیه اروپا فکر میکنند یا به آن اهمیت میدهند، کم یا اصلاً توجهی نمیشود. روز گذشته، لرد لیورمور وزیر خزانه داری اولین عضو دولت شد که علناً پیوستن مجدد به اتحادیه اروپا را تایید کرد. او “البته.” به مجلس اعیان گفت“بریتانیا دوباره وارد اتحادیه اروپا خواهد شد، زیرا این کاملا به نفع اقتصاد ملی ما است.” انگار فقط باید در اتحادیه اروپا را می زدیم و – ابراکادابرا! – بلافاصله از ما استقبال می شود.
اگر از همه نمایندگان پارلمان بریتانیا بخواهید که بگویند جلسه بعدی شورای اروپا در بروکسل چه زمانی برگزار می شود، من شک دارم که بیش از تعداد انگشت شماری بتواند پاسخ درستی به شما بدهد. در واقع، من تعجب می کنم که چند نفر می توانند بلافاصله به شما بگویند شورای اروپا چیست. دیدنش آموزنده است دستور کار برای آن گردهمایی بالای میز رهبران ملی 27 کشور عضو اتحادیه اروپا، همراه با رهبران اصلی نهادی اتحادیه. بین ساعت 6 بعدازظهر پنجشنبه تا ناهار روز جمعه، آنها امیدوارند درباره اوکراین، خاورمیانه، بودجه هفت ساله آینده اتحادیه اروپا، چالش های اقتصادی جهانی، دفاع و امنیت اروپا، مهاجرت و مواد مخدر غیرقانونی بحث کنند. بنابراین آنها، به بیان ملایم، چیزهای زیادی در بشقاب خود دارند.
اگر رسانه های اروپایی را دنبال می کنید یا به صحبت های آلمانی ها گوش می دهید اروپا با لهستانیها یا ایتالیاییها با پرتغالیها، جزیرهی پرشور ما اصلاً مشخص نیست. در هر دو طرف کانال، “اروپا” دوباره به عنوان عدم شامل بریتانیا تعبیر می شود. تنها استثنای اصلی، دفاع و امنیت است، جایی که انگلیسی ها هنوز نقش مهمی ایفا می کنند. رادک سیکورسکی، وزیر امور خارجه لهستان که در آکسفورد تحصیل کرده و زمانی آنگلوفیل بود، اکنون بریتانیا را به سردی به عنوان یک «تامین کننده امنیت» توصیف می کند.
در مورد کشورهایی که مایل به عضویت هستند، اتحادیه اروپا هیچ کمبودی در آنها ندارد. در حال حاضر 9 نامزد تایید شده برای عضویت وجود دارد، از جمله مونته نگرو پیشتاز کوچک و اوکراین بسیار بزرگ (امروزه UKR برای اروپا مهمتر از بریتانیا است). آگوست امسال، ایسلند در حال برگزاری همه پرسی درباره از سرگیری مذاکرات برای عضویت است. بحثی دوباره در نروژ ثروتمند باز شده است. و بیایید صادق باشیم، در اتحادیه اروپا عده ای وجود دارند – یک اقلیت مطمئناً، اما یک اقلیت قابل توجه – که از بازگشت بریتانیا استقبال نمی کنند.
همه کشورها عمدتاً به خودشان فکر می کنند، اما اگر جام جهانی برای تنهایی برگزار می شد، انگلیسی ها بدون زحمت این جام را از دست می دادند. یک جدید مستند بی بی سی بررسی مجدد رای 2016 به طرز دردناکی ما را به یاد فقر بحث اروپایی بریتانیا می اندازد. اینجا، در میان گروهی از پسران مکر که بزرگترین عمل خودآزاری ملی را در تاریخ اخیر ما انجام دادند، دوباره با بوریس جانسون ملاقات می کنیم که افکارش مثل موهایش آشفته است. او موضوع اصلی را اینگونه خلاصه می کند: “شما یا می خواهید کشور مستقل باشد یا فکر می کنید که ما باید یک اروپای فدرال ایجاد کنیم.” در واقع، کل جریان اصلی سیاست اروپای قارهای امروز دقیقاً به دنبال یافتن راه میانهای بین این دو افراط است. به تعبیر خیرخواهانه، جانسون از زمانی که در اوایل دهه 1990 به عنوان خبرنگار اروپا شکاک در بروکسل فعالیت می کرد، چیزی یاد نگرفته و چیزی را فراموش نکرده است.
اگر به چگونگی توسعه جهان در 20 سال آینده نگاه کنید – دنیایی از قدرتها و امپراتوریهای بزرگ رقیب، با روسیه تهاجمی نظامی، چین تهاجمی اقتصادی و ایالات متحده که هرگز به سطح استثنایی خود پس از سال 1945 از تعهدات ترانس آتلانتیک بازنخواهد گشت – بدیهی است که بهترین گزینه برای یک قدرت متوسط است که منافع یکسانی از کشورهای بزرگ مانند بریتانیا را داشته باشد. ارزش ها تونی بلر، زمانی که به تازگی به عنوان نخست وزیر انتخاب شد، یک بار به طرز مضحکی اعلام کرد: “بریتانیا باید بزرگتر شود!” هر کشور اروپایی دیگری، از فرانسه و آلمان شروع میشود، میتواند به شما بگوید که اینگونه شما «بزرگتر» میشوید. بنابراین، هدف استراتژیک سیاست بریتانیا باید این باشد که بریتانیا به عضویت کامل آن درآید، چیزی که تا آن زمان متفاوت خواهد بود. اتحادیه اروپا. و با کمال فروتنی، یک تحلیل هوشیارانه نشان می دهد که به نفع درازمدت اتحادیه اروپا به عنوان یک کل است که به عنوان یکی از بیش از 30 عضوش، بریتانیایی داشته باشد که اراده مستقر در میان آنها باشد.
با این حال، ماراتن متقاعدسازی دموکراتیک لازم است تا ما به آنجا برسیم. این متقاعد کردن در هر دو طرف کانال مورد نیاز است. در نظرسنجیهای بریتانیا، اکثریت ثابتی از پیوستن مجدد به اتحادیه اروپا و اکثریت قاطع آن در میان رایدهندگان جوانتر وجود دارد – 68 درصد از افراد 18 تا 34 ساله. مطابق به ایپسوس بنابراین زمان برای Breturn کار خواهد کرد. اما سیاست همچنان پیچیده خواهد بود. فردی که به احتمال زیاد جانشین کیر استارمر به عنوان نخست وزیر حزب کارگر در پاییز امسال می شود، اندی برنهام، شهردار منچستر بزرگ است – در صورتی که در انتخابات بعدی پنج شنبه، همان روزی که شورای اروپا تشکیل می شود، پیروز شود. او (یا هر کسی که جانشین استارمر شود) ممکن است همچنان در چارچوب خطوط قرمز فعلی حزب که بازگشتی به اتحادیه گمرکی، بازار واحد یا آزادی حرکت را مشخص نمیکند، محدود باشد. اما دولت جدید باید فورا و جسورانه یک جاه طلبی استراتژیک بسیار بزرگتر را اعلام کند.
پس از آن حزب کارگر باید در انتخابات بعدی که حداکثر در سال 2029 برگزار می شود، بدون هیچ خط قرمزی مبارزه کند و به سادگی بگوید که هدف آن دستیابی به روابطی است که برای بریتانیا بهترین خواهد بود. در حالت ایده آل، کل بلوک چپ-لیبرال تکه تکه شده (به سبک اروپایی) لیبرال دموکرات، کار، سبزها و ملی گرایان اسکاتلندی و ولزی این موضع را خواهند داشت. در طول سه سال آینده چیزهای زیادی در اروپا تغییر خواهد کرد، و ممکن است نیاز باشد برخی گامهای موقت (مثلاً عضویت در بازار واحد) در دوره بعدی پارلمانی انجام شود. اما اقناع دموکراتیک باید از هم اکنون آغاز شود. در این دنیای خطرناک پس از آمریکا، بهترین مکان برای بریتانیا در واقع “در قلب اروپا” است و تنها راه برای قرار گرفتن در قلب اروپا عضویت کامل اتحادیه اروپا است. مسیر نامعلوم است، اما هدف باید روشن باشد.
با این حال، هر مرحله به طرف اتحادیه اروپا بستگی دارد که بیشتر کارت ها را در اختیار دارد. بنابراین انگلیسیها باید بفهمند که اروپاییهای دیگر از کجا میآیند، اتحادیه پیچیدهشان واقعاً چگونه کار میکند و به صراحت بگویم، چه چیزی برای آنها وجود دارد. و نمایندگان منتخب بریتانیا باید یاد بگیرند که اروپایی صحبت کنند، آن زبان چندزبانه منحصربهفرد که در آن پیشرفت منافع ملی به طرز ماهرانهای با آغوش آگاهانه تاریخی آینده مشترک اروپایی آمیخته میشود. آیا طبقه سیاسی کنونی بریتانیا قادر به این کار است؟ من حتی بیشتر از آن که به آن شک دارم امیدوارم.
-
تیموتی گارتون اش مورخ، نویسنده سیاسی و ستون نویس گاردین است. کتاب جدید او، اروپا در 7 فصل و نیم، پاییز امسال منتشر می شود
