از آنجایی که جنگ ایران جریان انرژی را مختل می کند و نوسانات را به بازارهای جهانی تزریق می کند، شکاف بین کسانی که برای اختلال سیستمیک آماده شده بودند و کسانی که این کار را نکردند بیشتر نمایان می شود.
در سرتاسر اروپا، دولتها دوباره در حال تلاش برای مدیریت مواجهه هستند. محموله های LNG در حال تغییر مسیر هستند، اقدامات اضطراری در حال بررسی است و به کاربران صنعتی هشدار داده می شود که انتظار اختلال داشته باشند.
چین نه از بازارهای جهانی عایق است و نه از انرژی مستقل. بخش اعظم ذخایر آن هنوز از طریق نقاط آسیب پذیری مانند تنگه هرمز می گذرد، اما ساخت بافرها که به آن اجازه می دهد این اختلال را با فوریت بسیار کمتری جذب کند.
فشار پکن به انرژیهای تجدیدپذیر و برقرسانی هرگز تنها به دلیل انتشار گازهای گلخانهای نبود. این یک تلاش طولانی مدت برای تغییر تقاضای انرژی از جریان سوخت وارداتی و به سیستم هایی بود که می تواند در داخل کشور تولید و مدیریت کند. با گذشت زمان، این امر باعث کاهش قرار گرفتن چین در معرض اختلالات دریایی، نوسان قیمت و خطر تحریم ها.
برقرسانی تقاضای انرژی را از زنجیرههای عرضه مورد بحث جهانی به سیستمهای کنترل شده داخلی تغییر میدهد. با گذشت زمان، این تغییرات سهم تقاضای انرژی مرتبط با زنجیره های تامین آسیب پذیر جهانی را کاهش می دهد. روی هم رفته، این تغییرات انعطافپذیری را بهبود میبخشد و از قرار گرفتن در معرض شوکهای انرژی متعادل میکند. چین از طریق تولید پایدار تولیدات داخلی و تقاضای برقی به این رویکرد متمایل شده است.
همانطور که ارین سیکورسکی، کارشناس امنیت آب و هوا، چنین کرده است استدلال کردانرژی های تجدیدپذیر یک مزیت متمایز ارائه می دهد: نیازی به عبور از مسیرهای دریایی مورد بحث ندارد. این فقط یک بحث آب و هوایی نیست، بلکه یک تغییر ساختاری امنیتی است. انرژی ای که حرکت نمی کند نمی تواند توسط رویدادهای دور منع، اجبار یا به جهش قیمت ها سوق داده شود.
اروپا از زمان حمله روسیه به اوکراین برای تنوع بخشیدن به عرضه، تسریع انرژی های تجدیدپذیر و کاهش وابستگی به انرژی خود به مسکو گام های معناداری برداشته است. اما این تلاشها همچنان عمدتاً در چارچوب سیاستهای آب و هوایی و صنعتی قرار دارند نه اینکه به عنوان عناصر اصلی یک استراتژی امنیتی گستردهتر مدیریت شوند.
بحران کنونی محدودیت های این رویکرد را آشکار می کند. اروپا همچنان به انرژی وارداتی وابسته است، که بخش اعظم آن از نقاط آسیب پذیر دریایی عبور می کند و در معرض اختلالاتی قرار می گیرد که نمی تواند کنترل کند.
نیلز گیلمن مورخ توصیف می کند شکاف بین الکترواستات ها و نفتی ها شروع به شکل گیری می کند. چین خود را در مرکز یک سیستم نوظهور قرار می دهد که حول محور برق رسانی و کنترل زنجیره های تامین صنعتی سبز ساخته شده است. ایالات متحده، در کنار سایر تولیدکنندگان بزرگ، در حال تقویت مدلی مبتنی بر فراوانی سوخت های فسیلی و حفاظت از جریان های موجود است.
اروپا به خوبی در هیچ یک از این دو اردو نمی گنجد. فاقد پایه منابع برای فعالیت به عنوان یک پتروستات است و زنجیره های تامین صنعتی را که زیربنای مدل الکترواستیت هستند کنترل نمی کند. در عوض، خود را به طور نابرابر بین این دو، هم در داخل و هم در داخل کشورهای عضو مییابد. اگر مدیریت نشود، این ناهمواری در خطر تبدیل شدن به منبع عمیق تر اختلاف در اتحادیه است.
معضل راهبردی که اکنون اروپا با آن مواجه است این است که چقدر مایل به پذیرش این موضوع است و چه کسی: ایالات متحده و کشورهای خلیج فارس یا چین؟
انرژی همچنان عمدتاً در سیاست های اقلیمی و صنعتی قرار دارد زیرا هنوز به طور کامل در تفکر امنیتی اروپا ادغام نشده است. اما تابآوری در این زمینه فقط برای جلوگیری از اختلالات عمده نیست. همچنین در مورد حفظ عملکردهای اساسی در هنگام وقوع آنها است.
یک استراتژی اروپایی مستقر تر، برق رسانی را به عنوان یک اولویت استراتژیک تلقی می کند و تقاضا را به سیستم هایی منتقل می کند که می توانند در داخل کشور کنترل شوند. ظرفیت تجدیدپذیر را نه تنها به عنوان ابزاری برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، بلکه برای کاهش قرار گرفتن در معرض شوک های خارجی می بیند. این امر باعث میشود سرمایهگذاری در ذخیرهسازی و انعطافپذیری شبکه به عنوان ستونهای امنیت اقتصادی، نه فقط ارتقای بهرهوری، افزایش یابد. همچنین می پذیرد که مقداری افزونگی، حتی با هزینه، ضروری است. در چنین استراتژی نمی توان انرژی هسته ای را رد کرد، به ویژه زمانی که بحران های مکرر همچنان ارزش خود را به عنوان یک تثبیت کننده نشان می دهد.
زمینه فراآتلانتیک این نکته را تقویت می کند. ایالات متحده به سمت رویکرد مبتنی بر سوخت فسیلی، با حمایت منابع داخلی و عایق بندی جغرافیایی، بازگشته است. اروپا از این مزایا مشترک برخوردار نیست و نمی تواند تصور کند که بازارهای جهانی همیشه اختلال را جبران می کنند.
در دنیایی که بین سیستمهای ساخته شده بر روی جریان سوخت فسیلی و سیستمهایی که بر پایه برقرسانی ساخته شدهاند تقسیم میشود، انعطافپذیری به این بستگی دارد که چقدر اقتصاد هنوز به سیستم قبلی متکی است. انتخابهای انجامشده در دهه آینده تعیین میکند که اقتصادهای اروپایی در این دوره جدید چقدر در معرض خطر باقی میمانند.
اروپا هنوز زمان دارد تا این قرار گرفتن در معرض را کاهش دهد. اما دیگر نمی تواند ادعا کند که این اتفاق را ندیده است.
کریس کرمیداس کورتنی عضو ارشد مدعو در مرکز سیاست اروپا است.
حمایتی که مرکز سیاست اروپا برای فعالیت های جاری خود یا به طور خاص برای انتشارات خود دریافت می کند، به منزله تأیید محتوای آنها نیست، که فقط نظرات نویسندگان را منعکس می کند. حامیان و شرکا نمی توانند در قبال هرگونه استفاده ای که ممکن است از اطلاعات موجود در آن صورت گیرد، مسئول بدانند.
