تبعید خاموش است، اما درد آن در رویاهای کودکان افغان زنده است. سر و صدای کارخانه ها در پاکستان به جای نواختن زنگ مدارس در شهرک های پناهجویان آمده است. نوت بوک های خالی در انتظار استفاده در آینده ای دورتر نشسته اند. برای هزاران کودک افغان، آموزش اکنون یک امر تجملی است – چیزی که ممکن است آرزو داشته باشند اما نخواهند دریافت کنند.
در اوت 2021، خانواده من کابل را ترک کردند طالبان به قدرت بازگشتند و ما مجبور شدیم خانه خود را ترک کنیم و همه چیزهایی که برایمان آشنا بود. من در آن زمان دانش آموز دبیرستانی بودم و آرزو داشتم رویای خود را برای پزشک شدن دنبال کنم زیرا فکر می کردم آموزش از من در برابر سردرگمی جهان محافظت می کند. با این حال، عمل عبور از مرز به پاکستان این باور را منجمد کرد. ما هیچ کلاس منتظر، هیچ معلمی، هیچ اطمینانی از آینده پیدا نکردیم – فقط واقعیت های خام آوارگی و عدم اطمینان.
این فقط مورد من نیست. این مورد برای هزاران کودک پناهنده افغان در پاکستان است. کمیسیون ملی حقوق کودک پاکستان نشان می دهد که تنها 28 درصد از کودکان پناهنده در سن مدرسه دسترسی دارند به مدارس دولتی یا مدارسی که توسط کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، آژانس پناهندگان سازمان ملل پشتیبانی می شوند. بقیه، که دوست دارند درس بخوانند، توسط قانون یا سیاست بیرون رانده می شوند. برای دسترسی به مدارس رسمی، اسناد خاص مانند شناسنامه، شناسنامه ملی و سوابق ثبت خانواده از افغانستان لازم است. با این حال، اکثر خانواده ها بدون این مدارک به سرعت فرار کردند یا آنها را در راه گم کردند. حتی زمانی که آنها را تولید می کنند، اغلب آنها را دور می زنند و کودکان را رها می کنند تا سال ها در خانه منتظر بمانند.
برای کودکان این به معنای سالهای از دست رفته تحصیل است و برای والدین به معنای تماشای بزرگ شدن فرزندانشان با این باور است که آموزش برای دیگران است، نه برای آنها. حتی زمانی که مدارس به روی کودکان پناهنده باز است، هزینه هایی مانند هزینه ها، لباس فرم و حمل و نقل مانعی برای خانواده هایی می شود که از قبل برای بقا تلاش می کنند. برای بسیاری، انتخاب بین مدرسه و مدرسه نیست، بلکه بین مدرسه و غذا است. حتی بدتر از آن، دختران به دلیل نگرانی های ایمنی، حتی بیشتر به خانه های خود محدود می شوند.
در پاسخ، جوامع و سازمانهای کوچک در جایی که ساختارهای رسمی کوتاهی میکنند، وارد عمل شدهاند. در سرتاسر پاکستان، شبکهای آرام از گروههای اجتماعی و سازمانهای کوچک تلاش میکنند تا وعده آموزش را با هم برای کودکان پناهنده افغان اجرا کنند. اینها سیستم های بزرگ و با بودجه خوبی نیستند، بلکه تلاش های بداهه ای هستند که بر اساس ضرورت شکل گرفته اند. آنها مدارس و کلاسهای غیررسمی، حلقههای یادگیری و شبکههای حمایتی ایجاد کردهاند که تلاش میکنند شکاف بین طرد و فرصت را پر کنند.
حلقه یادگیری خانه تافل من توسط دو معلم افغان در راولپندی پاکستان تشکیل شد. والدین و بزرگسالان جوان هر روز در یک مرکز اجتماعی با استفاده از کتابهای اهدایی و منابع آنلاین برای حمایت از یادگیری یکدیگر ملاقات میکنند. با گذشت زمان، این محافل غیررسمی نه تنها مهارتهای تحصیلی کودکان را بهبود بخشیدند، بلکه به خانوادهها احساس حمایت و اجتماعی قوی دادند.
در محمدی چوک دهلی، گروهی از خانواده های افغان هر روز گرد هم می آیند. بدون یک ساختمان رسمی مدرسه، آنها در یک فضای کوچک و مشترک، گاهی اوقات در داخل یک مسجد یا یک مرکز اجتماعی ملاقات می کنند. این گردهماییهای غیررسمی با استفاده از کتابهای اهدایی و وایفای رایگان به کودکان امکان میدهد با هم مطالعه کنند، دانش را به اشتراک بگذارند و رشد کنند.
داوود حسینی، یک افغان تحصیلکرده، یک گروه تحت رهبری پناهندگان را در آنجا تأسیس کرد که کلاس های غیررسمی را برای کودکان کوچکتر در اتاق های اجاره ای یا مراکز اجتماعی فراهم می کند. این کلاس های غیررسمی بر موضوعات اصلی مانند سواد، ریاضیات و انگلیسی، همراه با مطالعات فرهنگی افغانستان برای حفظ میراث و هویت خود تمرکز می کنند.
گروه های تحت رهبری پناهندگان نقش مهمی در حفظ دسترسی به آموزش دارند و در عین حال تضمین می کنند که هویت فرهنگی در طول مهاجرت حفظ می شود. این تلاشها بینقص نیستند، اما نشاندهنده یک واکنش عملی و انسانی به بحرانی هستند که سیاستها به تنهایی آن را حل نکردهاند. آنها نشان میدهند که در حالی که موانع واقعی هستند، تلاشهایی که اغلب بیصدا و بدون توجه برای غلبه بر آنها انجام میشود، نیز وجود دارد.
سازمانهای محلی سعی میکنند از این فضاها با تدارکات یا کمک هزینههای کوچک حمایت کنند، اما بودجه نامشخص و ناسازگار است. همچنین چالش شناخت وجود دارد. کودکانی که در این مکانهای غیررسمی تحصیل میکنند به ندرت گواهیهایی دریافت میکنند که توسط سیستمهای آموزشی رسمی پذیرفته میشود، و این امر باعث میشود که بعداً انتقال به مدرسه برای آنها دشوار باشد.
در این تجربیات درس های مهمی برای کسانی که در آموزش بشردوستانه کار می کنند وجود دارد.
اولاً، تلاشهای جامعه نباید بهعنوان موقت یا ثانویه، بلکه بهعنوان پایههای اساسی که مستحق حمایت و سرمایهگذاری هستند دیده شود. این ابتکارات واقعیت های زندگی پناهندگان را بهتر از هر سیستم خارجی درک می کنند و اغلب اولین کسانی هستند که پاسخ می دهند.
دوم، کاهش موانع ثبت نام رسمی مدارس بلافاصله دسترسی را گسترش می دهد. سیاستهای انعطافپذیر پیرامون اسناد و هزینهها میتواند به هزاران کودک اجازه دهد به کلاسهای درس بازگردند.
سوم، برنامه های آموزشی باید سازگار و بلند مدت باشد. مداخلات کوتاهمدت نمیتواند بحرانی را که سالها به طول انجامیده است برطرف کند. کودکان پناهنده نیاز به تداوم، شناخت یادگیری و مسیرهای ورود به سیستم های معتبر دارند.
در نهایت، گوش دادن به خود جوامع پناهنده بسیار مهم است. آنها نه تنها ذینفع هستند، بلکه با دانش، انعطافپذیری و راهحلهایی که با تجربه زیسته شکل گرفتهاند، شریک هستند.
واضح است که این فضاهای یادگیری چیزی حیاتی ارائه می دهند: حس عادی بودن، عزت و امید. آنها نشان میدهند که حتی در جابهجایی، جوامع دریافتکننده منفعل کمک نیستند، بلکه فرصتساز فعال هستند.
آموزش در تبعید صرفاً یک فرآیند یادگیری نیست، بلکه یک عمل مقاومت است. می گوید که مرزها و بی تفاوتی سیاسی زندگی ما را مشخص نخواهد کرد. ملاله یوسف زی می گوید: «یک کودک، یک معلم، یک کتاب و یک قلم می تواند دنیا را تغییر دهد». در سال 2013 به سازمان ملل گفت به عنوان یک شانزده ساله قلم پناهندگان افغان اغلب شکسته می شود، اما دستی که آن را گرفته ثابت است.
پشت هر آماری یک داستان واقعی وجود دارد … داستان هایی مانند من. پسری که کلاس درسش را از دست داد، مادری که بدون سروصدا گریه کرد، خانواده ای که برای زنده ماندن تلاش می کند. چنین داستان هایی به ندرت در سرفصل ها قرار می گیرند، اما جهان باید وزن پشت سر آنها را تشخیص دهد.
آموزش نباید یک امتیاز باشد، بلکه یک راه نجات باشد. این بحران تا زمانی که هر کودک پناهنده افغان در پاکستان نتواند بدون ترس کتابی را باز کند، پایان نخواهد یافت. در حالی که جهان درگیر مرزها و سیاست هاست، پناهجویان افغان منتظرند، نه اینکه به آنها صدقه داده شود، بلکه به آنها فرصت داده شود، نه برای آنها همدردی، بلکه عدالت.
نسخه ای از این مقاله برای اولین بار توسط تحقیق آنلاین پناهندگان.
