در یک کارگاه خیاطی در هرات، در غرب افغانستان، فاطمه شریفی در محل کار خود نشسته و انگشتانش به راحتی روی یک تکه پارچه آبی حرکت می کند. در اطراف او، چهار زن دیگر در چرخ خیاطی کار می کنند، سوزن هایشان با ریتم صدا می زند.
همین یک سال پیش، زندگی فاطمه بسیار متفاوت بود. او در خانه بود و کارهای خانه را بدون مزد انجام می داد و از خودش پولی نداشت. مانند بسیاری از زنان در روستای خاتم الانبیا، زندگی فاطمه انتخابی نداشت و فقط یک روال بود.
امروز، او هر ماه 7000 افغانی (حدود 100 دلار) درآمد دارد و از برادران و خواهرانش به عنوان نان آور خانواده پس از از دست دادن پدرشان حمایت می کند.
او به سادگی می گوید: «قبلاً من چیزی نداشتم. اکنون کاری دارم که درآمد ثابتی برایم فراهم می کند و می توانم نیازهای اولیه خانواده ام را تامین کنم.»
© UNDP افغانستان
ایجاد یک کسب و کار سودآور به عوامل بسیاری خارج از کنترل یک فرد بستگی دارد. کسب و کار خیاطی مانند فاطمه به مشتریانی با پول برای خرج کردن نیاز دارد. مشتریان به منابع درآمد خود نیاز دارند، چه در حال اداره یک تجارت باشند و چه در مزرعه کار کنند. همه بخش های یک اقتصاد محلی به یکدیگر وابسته هستند. وقتی یک قسمت از سیستم به درستی کار نمی کند، همه ضرر می کنند.
رویکرد منطقه محور برنامه توسعه ملل متحد تغییری را نه در بخش های مجزا، بلکه در کل یک سیستم محلی ایجاد می کند. UNDP با حمایت از گروه های پس انداز که سرمایه ها را جمع می کنند، ارائه وام هایی که قفل کارآفرینی را باز می کند، ساخت گلخانه هایی که تغذیه را بهبود می بخشد، و ساخت دیوارهای سیلابی که از زمین های کشاورزی محافظت می کنند، به ایجاد یک اقتصاد محلی کارآمد در خاتم الانبیا کمک می کند.
جامعه ای که از صفر شروع می شود
خاتم الانبیاء جامعه ای با اختلاف است. اکثر خانوادههای اینجا یا از خارج برگشتهاند یا در داخل آواره شدهاند. بسیاری از افرادی که به اینجا آمدند با پول اندک و گزینه های شغلی اندک وارد شدند.
از آنجایی که فرصت های کسب درآمد ثابت کمیاب بود، مردان روستا گاهی به عنوان کارگر روزانه کار می کردند و دستمزد کمی می گرفتند. زنان در خانه ماندند.
برای مردم روستا وجودی متزلزل بود. بدون هیچ شبکه ایمنی و بدون پسانداز، جامعه یک برداشت بد، یک بیماری یا یک هزینه غیرمنتظره را به دور از فاجعه زندگی کرد.
حمایت برنامه توسعه ملل متحد: رویکردی جامع
سپس، در سال 2025، UNDP شروع به کار با جامعه بر روی یک ایده ساده اما قدرتمند کرد: حمایت از پروژه های به هم پیوسته که یکدیگر را تقویت کرده و تأثیر را برای خانواده های محلی چند برابر می کند.
مداخله برنامه توسعه ملل متحد در خاتم الانبیا ابزارهایی را برای اعضای جامعه فراهم می کند که برای بازسازی معیشت خود نیاز دارند: دسترسی به گروه های پس انداز، وام های مطابق با شریعت، نهاده های کشاورزی، آموزش مهارت ها، و زیرساخت های حفاظتی. این برنامه همچنین بخشهای مختلف اقتصاد محلی را به هم متصل میکند تا یک موفقیت مانند یک اکوسیستم به موفقیت دیگری وارد شود.
© UNDP افغانستان
در قلب این روش برنامهریزی مبتنی بر جامعه است که اطمینان حاصل میکند که مردم محلی راهحلهایی را شکل میدهند که بر زندگی آنها تأثیر میگذارد. این رویکرد فرصتهای درآمدی فوری را فراهم میکند و در عین حال تابآوری جامعه و توسعه اقتصادی بلندمدت را نیز تقویت میکند.
فرصت های جدید برای زنان: گروه های پس انداز
برای زنانی مانند فاطمه شریفی، حمایت تحول آفرین بوده است.
پنج گروه پس انداز تشکیل شد که در هر گروه 16 زن حضور داشتند. ایده ساده بود: هر زن هر ماه 100 افغانی پس انداز می کرد. پس از چند ماه، این گروه 22400 افغانی (حدود 350 دلار آمریکا) را جمع آوری کرده بود. UNDP 54,000 افغانی به عنوان پول اولیه اضافه کرد و مجموع را به 76,400 افغانی (حدود 1200 دلار) رساند.
با این پول گروه فاطمه به نام «ارتقا» تصمیم گرفت. آنها به جای وام دادن مبالغ کوچک به تک تک اعضا، منابع خود را تجمیع می کردند و چیزی بزرگتر راه اندازی می کردند: یک کارگاه خیاطی که همه آنها بتوانند با هم کار کنند.
“ما فکر کردیم: “چرا یک تجارت ایجاد نکنیم که همه ما بتوانیم در آن کار کنیم؟” فاطمه تعریف می کند. به این ترتیب، ما با هم بیشتر از درآمدی که به طور جداگانه کسب می کنیم، درآمد خواهیم داشت.»
حق داشتند. این کارگاه اکنون لباس هایی را برای جامعه تولید می کند: لباس مدرسه، لباس های سنتی و لباس های روزمره. هر ماه، این تجارت 112000 افغانی به ارمغان می آورد. با تقسیم بین 16 عضو، هر زن در حدود 7000 افغانی (110 دلار) در ماه درآمد دارد.
مهمتر از آن، این پول در دست آنها می ماند. آنها تصمیم می گیرند که چگونه آن را خرج کنند. این انتخاب که زمانی غیرقابل تصور بود، اکنون به واقعیت روزمره آنها تبدیل شده است.
وام های کوچکی که به بیرون موج می زند
با تماشای موفقیت کارگاه خیاطی، سایر زنان جامعه می خواستند کسب و کار خود را راه اندازی کنند. اما آنها پول راه اندازی نداشتند. در اینجا بود که برنامه وام کوچک UNDP وارد شد و وام های مطابق با شریعت را به زنان کارآفرین ارائه کرد.
فاطمه شجاعی 32 ساله یکی از اولین کسانی بود که درخواست داد. او می خواست یک مغازه پوشاک باز کند، اما یک بانک هرگز پول را به او قرض نمی داد. او هیچ وثیقه و سابقه اعتباری نداشت. اما UNDP او را بر اساس طرح تجاری اش انتخاب کرد و 100000 افغانی (1500 دلار) وام به او داد.
ظرف یک ماه، مغازه او باز شد و 50000 افغانی سود به دست آورد. او بلافاصله بخشی از وام را پس داد و زن دیگری را برای کمک به اداره مغازه استخدام کرد.
اینجاست که اکوسیستم شروع به کار می کند: فاطمه شجاعی همه لباس های خودش را نمی سازد. او مقداری را از کارگاه خیاطی فاطمه شریفی می خرد. این کارگاه یک مشتری دائمی جدید پیدا کرد. به لطف این فروش ثابت، کارگاه در طول زمان درآمد بیشتری کسب کرد که به معنای دستمزد بهتر برای زنان شاغل در آنجا بود. و مغازه فاطمه موفق شد زیرا او محصولات مقرون به صرفه و با کیفیتی برای فروش داشت.
یک پروژه در حال تغذیه به پروژه دیگر بود. قطعات سیستم شروع به اتصال کردند.
© UNDP افغانستان
امنیت غذایی: سومین قطعه از سیستم
در این روستا، UNDP نیز از ساخت دو گلخانه بزرگ هر یک 100 متر مربع حمایت کرد. پنج زن و یک مرد در آنها کار می کنند و در تمام طول سال سبزیجات می کارند. در جایی که غذای تازه به خصوص در فصل زمستان کمیاب است، این تغییر قابل توجهی است.
گل دانا 35 ساله در یکی از گلخانه ها کار می کند. قبلاً از تاجرانی که آنها را از راه دور می آوردند سبزیجات می خریدم. گران بودند و همیشه تازه نبودند. حالا خودم آنها را می کارم. خانواده ام بهتر غذا می خورند و سبزیجات اضافی را به همسایه ها می فروشم.
در برداشت اول، هر گلخانه 7500 افغانی (117 دلار) درآمد داشت در حالی که خانواده های جامعه را با سبزیجات تازه تغذیه می کرد.
باز هم، این به سایر فعالیت ها متصل می شود. زنانی که از کارگاه خیاطی و لباس فروشی درآمد کسب می کنند، اکنون درآمدی برای خرید سبزیجات تازه دارند. خانواده ها بهتر غذا می خورند. بچه ها سالم ترند و کارگران گلخانه درآمد ثابتی دارند.
اتصالات چند برابر می شود. خیاط سبزی می خرد. کارگر گلخانه لباس می خرد. صاحب مغازه از کارگاه خرید می کند. همه به دست می آورند.
پایه ای که همه چیز را تغییر داد
تأثیر در مقیاس به زیرساخت بستگی دارد. هیچ یک از پیشرفت ها در خاتم الانبیا بدون رفع مشکل بزرگتر امکان پذیر نبود: سیل.
در گرمی آباد، روستای مجاور خاتم الانبیا، باران شدید هر فصل محصولات را از بین می برد و درآمد کشاورزان را از بین می برد. دل احمد، یک کشاورز محلی، بلاتکلیفی را به یاد می آورد که زندگی او را تعریف کرد.
“در سال 2024، سیل همه چیز را گرفت. همه محصولاتم را از دست دادم. مجبور شدم به عنوان کارگر روزانه کار کنم تا فقط بخورم.”
UNDP یک دیوار حفاظتی 173 متری ساخت و سیستم کانال را با 100 متر پوشش و یک جعبه کانال 60 متری در طی پنج ماه و نیم بهبود بخشید. این زیرساخت اکنون از حدود 500 جریب، تقریباً 1000 جریب، از زمین های کشاورزی متعلق به ساکنان هر دو روستا محافظت می کند.
UNDP با استفاده از نیروی کار محلی تضمین کرد که پول در جامعه باقی بماند. در طول ساخت و ساز، 70 روستایی مستقیماً در این پروژه کار می کردند و دستمزد روزانه را از طریق پول نقد به دست می آوردند. آنها برای ساختن دیوار خود دستمزد گرفتند.
حالا دل احمد محصولاتش را با اطمینان می کارد. “من می دانم که سیل آنها را نابود نمی کند. من می توانم از قبل برنامه ریزی کنم. لازم نیست هر بار که باران می آید نگران باشم.”
وقتی کشاورزان می توانند محصولات را به طور مطمئن رشد دهند، غذا برای خوردن و پول برای خرج کردن دارند. این پول به خیاط، لباس فروشی، گلخانه می رود. جامعه با ثبات و از نظر اقتصادی متکی به خود می شود. زمین امن است و مردمی که به آن وابسته اند نیز امن هستند.
اتصال کل جامعه
بومان علی مظفری، یکی از رهبران جامعه، همه این تغییرات را در شهر خود مشاهده کرده است. یک سال پیش، خانوادههای خاتم الانبیا در بلاتکلیفی گرفتار شدند. مردان منتظر فرصت های کاری بودند که به ندرت پیش می آمد. زنان در خانه ماندند و از مهارت هایشان استفاده نشد. کشاورزان با آمدن سیل همه چیز را از دست دادند. هیچ انتخابی وجود نداشت. فقط بقا
هنگامی که دیوار سیل ساخته شد، کشاورزانی مانند دل احمد توانستند به جای ترس از باران بعدی، از قبل برنامه ریزی کنند. آنها می توانند تصمیم بگیرند که چه چیزی بکارند و چه زمانی سرمایه گذاری کنند، زیرا می دانند زمین آنها امن است.
هنگامی که گروه های پس انداز تشکیل شد، زنانی مانند فاطمه این انتخاب را به دست آوردند که با هم کار کنند و کسب و کاری بسازند که 16 خانواده را سرپا نگه دارد. او اکنون انتخاب می کند که چگونه درآمد خود را خرج کند و چگونه از خواهر و برادرش حمایت کند.
زمانی که فاطمه شجاعی وام خود را دریافت کرد، انتخاب کارآفرینی را به دست آورد. یک بانک می گفت نه. با حمایت UNDP، او یک مغازه باز کرد، زن دیگری را استخدام کرد و اکنون تصمیم می گیرد که چگونه کسب و کار خود را توسعه دهد.
زمانی که گلخانه ها ساخته شدند، گل دانا این انتخاب را به دست آورد که به جای تکیه بر تاجران دور، خانواده خود را با سبزیجات تازه از جامعه خود تغذیه کند.
این توسعه به گونهای متفاوت انجام میشود: فعالیتهای مرتبط، تغییر زندگی، رشد اقتصاد.
یک رویکرد سیستمی برای بازیابی محلی
این مداخلات با هم، رویکرد منطقه محور برنامه توسعه ملل متحد را نشان می دهد که نه تنها مشاغل فردی، بلکه کل اکوسیستم اطراف آنها را تقویت می کند: پس انداز، کارآفرینی، تغذیه و زیرساخت های حفاظتی.
با بازگرداندن پیوندهای بین کارگاه، مغازه، گلخانه، مزرعه و خانه، UNDP به بازسازی یک اقتصاد محلی پر رونق در خاتم الانبیا کمک می کند.
اعداد و ارقام بخشی از داستان را نشان می دهد: حدود 146 نفر اکنون مشاغل طولانی مدت و پایدار در این جامعه دارند. 100 کشاورز دیگر در هر دو روستا درآمد خود را حفظ کرده اند. و 141 عضو جامعه از طریق پول نقد در طول ساخت دیوار و کانال درآمد فوری کسب کردند.
اما داستان عمیق تر در مورد معنای آن اعداد است. زنی که زمانی چیزی نداشت، حالا مزد می گیرد و احترام می گیرد. کشاورز که زمانی همه چیز خود را از دست داده بود، اکنون با اطمینان به کاشت میپردازد. مادری که زمانی منتظر تاجران بود، اکنون غذای خود را پرورش می دهد. جامعه ای که زمانی نگران فردا بود، اکنون برای آن می سازد.
یک سال پیش مردم مستاصل بودند. اکنون آنها در زندگی خود انتخاب هایی دارند، و در هسته آن، توسعه به همین دلیل است.
منبع: UNDP
