افزایش تنش های افغانستان و پاکستان بدون انحطاط به یک جنگ تمام عیار ادامه خواهد داشت
در ماه فوریه، پاکستان عملیات غزاب لیل حق یا خشم به خاطر عدالت را به دنبال افزایش ستیزه جویی فرامرزی توسط گروه های شبه نظامی پاکستان محور که از افغانستان تحت حمایت طالبان فعالیت می کردند، آغاز کرد. بیعملی و انکار مکرر طالبان، علیرغم شواهد غیرقابل انکار مبنی بر پناه دادن، تسلیح و تأمین مالی تحریک طالبان پاکستان (TTP)، پاکستان را چارهای جز هدف قرار دادن زیرساختهای شبکههای شبهنظامی و توانمندسازیهای آنها باقی نگذاشت. اگرچه قطر و ترکیه در اکتبر سال 2025 میانجیگری آتش بس ضعیفی را بین دو طرف برقرار کردند، تنش ها به تدریج افزایش یافته بود و باید چیزی می داد.
پیش از موضع تهاجمی کنونی پاکستان در قبال طالبان، چهار سال تلاش دیپلماتیک برای متقاعد کردن رژیم آخوندی برای اطمینان از عدم استفاده از خاک افغانستان برای ستیزهجویی علیه سایر کشورها صورت گرفته است، همانطور که در توافقنامه دوحه 2020 تصریح شده است. مذاکرات با میانجیگری عربستان این ادعاها را رد می کند. علاوه بر این، اصرار آنها بر ارائه تنها تضمین های شفاهی برای رسیدگی به نگرانی های امنیتی پاکستان، پیوندهای ایدئولوژیک و قومی آنها را با تحریک طالبان پاکستان و گروه های مشابه برجسته می کند. طالبان در حال حاضر تمایل خود را برای آغاز مجدد گفتگوها در مورد تحریک طالبان پاکستان از ابتدا نشان می دهد، اما پاکستان به صراحت اعلام کرده است که هر گونه مذاکرات آینده حول چارچوب پنج ماده ای خواهد بود که در دورهای قبلی مورد بحث قرار گرفت. در عین حال، اسلامآباد هرگونه آتشبس یا مذاکره فوری را تا زمانی که طالبان گامهای قابلتوجهی برای رسیدگی به نگرانیهای امنیتی مشروع پاکستان بردارند، رد کرده است.
زمانی که طالبان در اوت 2021 در افغانستان به قدرت بازگشتند، پاکستان امیدوار بود که همکاری خود را در رسیدگی به ستیزه جویان ضد پاکستان که عمدتاً ریشه در تهاجم ایالات متحده به افغانستان، برکناری طالبان از قدرت و اتحاد ضد تروریسم ایالات متحده و پاکستان داشت، تضمین کند. با این حال، تفکر مرسوم پاکستان برنامه های در حال تحول تحریک طالبان پاکستان و سایر گروه ها را نادیده گرفت که با پیروزی طالبان احساس شادابی کردند. این پیروزی بهعنوان یک نیروی ایدئولوژیک برای گروههای شبهنظامی که به دنبال تبدیل پاکستان به یک حکومت دینی به سبک طالبان از طریق شورشهای مسلحانه بودند، عمل کرد. علاوه بر این، پاکستان تمایل طالبان را برای عمل به عنوان یک بازیگر دولتی منطقی و نه یک شورشی مبتنی بر ایدئولوژیک، دست کم گرفت، در حالی که رفاقت در میدان جنگ، وابستگی ایدئولوژیکی و همسویی قومی آنها با تحریک طالبان پاکستان را دست کم گرفت. در نتیجه، ستیزه جویی در پاکستان تشدید شد، زیرا صبر در برابر انفعال طالبان کم شد.
اسلام آباد عملاً بار کابل را برای انتخاب بین صلح و ستیزه جویی گذاشته است.
عبدالباسط خان
پاکستان با امتناع از گفتگوهای فوری و گسترش دامنه حملات هوایی خود در افغانستان – از هدف قرار دادن شبکه های شبه نظامیان پاکستانی گرفته تا حمله به تاسیسات نظامی طالبان، پاسگاه های مرزی و انبارهای مهمات – نشان دهنده عزم خود است. به زبان بازدارندگی، اسلام آباد هزینه های تنبیهی را برای طالبان برای میزبانی و پناه دادن به تحریک طالبان پاکستان تحمیل می کند. با انجام این کار، پاکستان به دنبال تغییر محاسبات استراتژیک طالبان است: همکاری از طریق بازگشایی مرزها، از سرگیری فعالیت های اقتصادی و توقف حملات هوایی تشویق می شود، در حالی که ادامه عدم همکاری منجر به تشدید بیشتر خواهد شد. با این حال، طالبان همچنان مانند یک جنبش شورشی به جای یک دولت-ملت فکر می کنند و کارایی استراتژی اجباری پاکستان را محدود می کند.
با این وجود، تصمیم پاکستان برای وارد کردن جنگ به افغانستان و تحمیل هزینههای متقابل بر طالبان، خسته از تحمل مکرر هزینههای انسانی جنگ، به خوبی اندیشیده شده و با دقت محاسبه شده است. در واقع، اسلام آباد عملاً بار کابل را برای انتخاب بین صلح و ستیزه جویی گذاشته است. حملات هوایی پاکستان نیز احتمالاً توجه طالبان را از حمایت از ستیزه جویان فرامرزی به دفاع از مواضع خود در داخل افغانستان منحرف خواهد کرد. در اصل، پاکستان از موضع واکنشی – جذب حملات و محکوم کردن – به یک استراتژی فعالتر است که درگیری را به خاک افغانستان منتقل میکند.
انکار طالبان از تسلیح، تأمین مالی و توانمندسازی شبکههای شبهنظامی زیر چتر آنها، در پرتو گزارشهای متعدد سازمان ملل که خلاف آن را نشان میدهد، توخالی است. این گزارشها هشدار میدهند که افغانستان بار دیگر در حال تبدیل شدن به یک مرکز ستیزهجویی است که پیامدهای بالقوه گستردهای برای امنیت منطقهای و جهانی دارد. آخرین یافته ها نشان می دهد که بین 20 تا 23 گروه مسلح با ایدئولوژی های مختلف در افغانستان فعال هستند که از محیط مساعد طالبان بهره می برند. کشته شدن ایمن الظواهری رهبر القاعده در حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا در مرکز کابل در سال 2022 نمونه کلاسیکی از استراتژی انکار طالبان است. رژیم هنوز حضور او را تایید نکرده یا توضیحی درباره نحوه اقامت او در خانه امن وابسته به طالبان در پایتخت ارائه نکرده است.
تا کنون، طالبان از فشار پاکستان سرپیچی کرده و تمایل خود را برای مقابله با آن نشان داده اند. ملا یعقوب وزیر دفاع طالبان اخیراً در مصاحبه ای اعلام کرد که رژیم آماده است تا جنگ را ادامه دهد حتی اگر ده سال طول بکشد. او همچنین از برچسب زدن تحریک طالبان پاکستان به عنوان یک گروه ستیزه جو خودداری کرد و چنین ادعاهایی را “خیالی و غیر واقعی” توصیف کرد. در حالی که این موضع، ادعای پاکستان را مبنی بر حمایت طالبان از این گروه تقویت می کند، لحن سرکش او نشان دهنده تجربه جنبش در به راه انداختن جنگ نامتقارن طولانی مدت علیه ایالات متحده است. طالبان همچنان سخت نبرد هستند و قادر به حفظ جنگ چریکی علیه یک دشمن برتر متعارف در یک دوره طولانی هستند.
از زمانی که پاکستان حملات هوایی خود را در ماه فوریه گسترش داد و طالبان نیز به آن پاسخ دادند، مواضع هر دو طرف سخت تر شده است. اوایل ماه جاری، کابل گفت که بیش از 400 نفر در حمله هوایی پاکستان به یک مرکز بازپروری مواد مخدر در پایتخت افغانستان قبل از تعلیق جنگ همسایگان برای عید فطر کشته شدند. پاکستان معتقد است که هدف زیرساخت های شبه نظامیان بوده است. از آن زمان عملیات از سر گرفته شد و فشارهای داخلی و همچنین تعهدات ایدئولوژیک تنش زدایی را دشوار می کند. با این حال، در عین حال، بعید است که سطح فعلی تشدید به یک جنگ تمام عیار تبدیل شود. درعوض، چرخههای طولانی تنشهای مکرر اجتنابناپذیر به نظر میرسند که با تلاشهای دیپلماتیک منطقهای متناوب با هدف جلوگیری از تشدید تنشها مشخص میشود.
-نویسنده دانشیار ارشد دانشکده مطالعات بین المللی S. Rajaratnam، سنگاپور است. X: @basitresearcher
سلب مسئولیت: نظرات بیان شده توسط نویسندگان در این بخش متعلق به خودشان است و لزوماً منعکس کننده دیدگاه عرب نیوز نیست.
