اگر جزئیات منتشر شده در مورد یادداشت تفاهم منعقد شده بین آمریکا و ایران صحت داشته باشد، جای نگرانی زیادی وجود دارد. به نظر می رسد تفاهم نامه، همانطور که وجود دارد، در اصل به ایران پیشنهاد می کند که در ازای بازگشایی سریع تنگه هرمز، به وضعیت قبل از جنگ بازگردد. موضوعات بیشتر در یک دوره 60 روزه مذاکره مورد بحث قرار خواهد گرفت تا پس از امضای تفاهم نامه آغاز شود. علاوه بر این، حداقل بر اساس نسخه منتشر شده توسط خبرگزاری مهر مرتبط با رژیم ایران، ایران به 24 میلیارد دلار (17.9 میلیارد پوند) وجوه مسدود شده دسترسی خواهد داشت و 12 میلیارد دلار (9 میلیارد پوند) در آغاز مذاکرات در دسترس خواهد بود.
اسرائیل و ایالات متحده در طول سه سال گذشته جنگ با نزدیکی بیسابقهای با هم کار کردهاند. با این حال، به نظر می رسد تفاهم نامه فعلی نشان دهنده تمایل ایالات متحده برای خروج از جنگ است.
گزارشهای منتشر شده حاکی از آن است که طرح پیچیده و جاهطلبانهای که دیوید بارنیا، رئیس موساد، در 12 فوریه به دونالد ترامپ ارائه کرده بود، تصویب یا اجرا نشد.
ایالات متحده و اسرائیل در 28 فوریه جنگ علیه ایران را دوباره آغاز کردند، در میان این باور عمومی مبنی بر اینکه رژیم در آستانه فروپاشی است و در صورت اعمال فشار بیشتر، احتمال سقوط آن بسیار زیاد است. با این حال، گزارشهای منتشر شده حاکی از آن است که طرح پیچیده و جاهطلبانهای که دیوید بارنیا، رئیس موساد، در 12 فوریه به دونالد ترامپ ارائه کرده بود، تصویب یا اجرا نشد.
در عوض، ترامپ گزینه محدودتر پیشنهادی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه خود را انتخاب کرد: یک کمپین بمباران گسترده که خسارات زیادی را به همراه خواهد داشت اما از متعهد شدن ایالات متحده به تلاش طولانی مدت برای تغییر شکل حکومت داخلی ایران اجتناب می کند. سپس با انتخاب این گزینه محدود، دولت در پیام های عمومی خود به نظر می رسید که به هر حال حداکثر هدف را ثبت می کند. رئیس جمهور آمریکا با شروع بمباران به مردم ایران اشاره کرد: ساعت آزادی شما نزدیک است. هیچ معامله ای با ایران جز تسلیم بی قید و شرط نخواهد بود! او در 6 مارس اعلام کرد.
زمانی که رژیم سقوط نکرد، به نظر میرسد که هیچ طرح B وجود نداشته است. بدتر از آن، به نظر نمیرسد دولت ترامپ این احتمال را که رژیم ایران ممکن است تنگه هرمز را تصرف کند، در نظر نگرفته باشد. هنگامی که آن تصرف صورت گرفت، و ایالات متحده تشخیص داد که هزینه خون و گنج بازگشایی هرمز به زور ارزش پرداختن ندارد، فقط یک مسئله زمان بود که چیزی شبیه به تفاهم نامه فعلی برسد.
این یک دستاورد قابل توجه برای تهران است. رژیم در مواجهه با ظرفیتهای وحشیانه و طاقتفرسا نیروی هوایی آمریکا و اسرائیل، سقوط نکرده و خم نشده است. آسیب بسیار زیادی دیده است، اما چیزی که در طول زمان قابل تعمیر نباشد. رهبری قدیمی روحانی در بمباران از بین رفت. اما گروهی که جای آن را می گیرد جوان تر، بی حوصله تر و ستیزه جوتر است که بر ائتلاف چهره های ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مجتبی خامنه ای، فرزند رهبر مقتول متمرکز شده است.
اگر گزارشها صحت داشته باشند که ایالات متحده موافقت کرده است که 440 کیلوگرم اورانیوم غنیشده در دست ایران در خاک ایران رقیق شود، ممکن است غنیسازی تا نقطه پایینتری ادامه یابد و ترتیبات بازرسی جدیدی وجود نداشته باشد، این نشاندهنده سود بیشتر برای رژیم است. این بدان معناست که پیشروی طولانی مدت و مخفیانه آن به سمت ظرفیت تسلیحات هسته ای قرار است ادامه یابد.
حزب الله تصمیم گرفت در 2 مارس دوباره وارد جنگ شود. جوامع مرزی شمال اسرائیل در نتیجه این حملات خالی از سکنه شده است.
برای اسرائیل، پیامدهای آخرین تحولات عمیقاً مشکل ساز است. رژیم ایران متعهد به پیشبرد قدرت و نفوذ خود در سراسر منطقه است. آرایه نیابتی آن، آن را تحت کنترل موثر سه پایتخت عربی – بیروت، بغداد و صنعا قرار داده است. اتحاد آن با حماس با پژواک تبلیغاتی ای که به ارمغان می آورد، دسترسی آن را به عرصه فلسطین فراهم کرده است.
رژیم ایران از زمان انقلاب اسلامی در سال 1979 متعهد به نابودی اسرائیل بوده و در راستای این هدف تلاش کرده است. این تفاهم نامه، حداقل بر اساس آنچه در دسترس عموم قرار گرفته است، پایان نبرد در همه جبهه ها از جمله لبنان را در نظر گرفته است. اسرائیل در حال حاضر به دنبال بازدارندگی مجدد علیه سازمان نیابتی ایران حزب الله در لبنان است.
حزب الله تصمیم گرفت در 2 مارس دوباره وارد جنگ شود. جوامع مرزی شمال اسرائیل در نتیجه این حملات خالی از سکنه شده است. ارتش اسرائیل در عملیاتهایی تا شمال رودخانه لیتانی و فراتر از آن در تلاشهای مداوم برای تضعیف تواناییهای گروه مشغول است. این شغلی است که به خاطر امنیت اولیه شهروندان اسرائیل باید ادامه یابد. اگر تفاهمنامه مانعی برای این امر باشد، انتخاب پیش روی اسرائیل نادیده گرفتن خواسته های آمریکا یا تن دادن به واقعیتی خواهد بود که در آن ایران موفق شده است اراده خود را نه تنها در هرمز بلکه در مرز اسرائیل و لبنان نیز تحمیل کند. این انتخاب در پیش است.
به طور کلی، رویدادهای سه ماه و نیم اخیر، بقای رژیم ایران و در نتیجه تداوم جنگ آن علیه اسرائیل و دیگر متحدان غربی در منطقه را تایید می کند. اسرائیل نشان داده است که در این مسابقه درمانده نیست – از نظر قدرت هوایی، مقاومت جمعیت غیرنظامی زیر آتش، استقرار نیروها در امارات و آذربایجان و ساختارهایی که در داخل خود ایران و با مخالفان تهران در مرزهایش ایجاد کرده است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بر آرایش جدید قدرت در ایران تسلط دارد، سازمانی است که به مخالفان ایرانی در خیابان های لندن حمله می کند و اجیرهای آن کنیسه ها را آتش می زنند و به شهروندان بریتانیا حمله می کنند.
وظیفه اسرائیل در حال حاضر ادامه و افزایش این تلاش ها با آگاهی از این است که در حال جنگیدن است که پیامدها و جدیت آن هنوز در پایتخت های غربی درک نشده است. آنها هنوز درک خواهند شد. جمهوری اسلامی ایران و متحدانش، همانطور که اکنون مشخص است، در ماههای گذشته درگیر یک کارزار ترور در هفت کشور مختلف اروپایی بودهاند که تمرکز فعالیتهای بریتانیا در آن خاص بوده است. ادامه فعالیتهای ایران و مشتریان و حامیان آن در سراسر منطقه، هرگونه امکان برای توسعه موفقیتآمیز و صلحآمیز در خاورمیانه را از بین میبرد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بر آرایش جدید قدرت در ایران تسلط دارد، سازمانی است که به مخالفان ایرانی در خیابان های لندن حمله می کند و اجیرهای آن کنیسه ها را آتش می زنند و به شهروندان بریتانیا حمله می کنند.
اسرائیل که هدف نابودی این رژیم قرار گرفته است، چاره ای جز ادامه مبارزه با آن ندارد. اما خروج ایالات متحده از این تعامل، همانطور که ظاهراً در آخرین تفاهم نامه نشان داده شده است، به این معنی است که اسرائیل فعلاً به تنهایی بار این مبارزه را متحمل خواهد شد.
