-
آنالیزا
-
KOMENTARZ
-
WIADOMOŚCI
با دنبال کردن سرمایهگذاریهای جداگانه در مقیاس بزرگ در ضدفضا و Satcom، قدرتهای بزرگ فضایی اروپا این خطر را دارند که قاره را به سمت چندپارگی عمیقتر، ناکارآمدی و آسیبپذیری در حوزه فضایی هدایت کنند.
عکس. فضای تالس آلنیا
این یک واقعیت است که صنعت دفاعی و سیستمهای نظامی اروپا بیش از حد تکهتکه هستند و بنابراین اغلب پرهزینهتر و کارآمدتر از آن چیزی هستند که اگر در سطح اروپایی یا حداقل منطقهای جمع شوند. با این حال، علیرغم هشدارهای مکرر و توصیههای بیشماری، به نظر میرسد که این قاره در حال حاضر همان اشتباه را در امنیت فضایی تکرار میکند و دقیقاً در لحظهای که فضا از نظر استراتژیکتر از همیشه اهمیت مییابد، خود را در معرض دید قرار میدهد.
توانمندی های فضایی اروپا در حال حاضر به ویژه در بخش دفاعی عمیقاً پراکنده شده است. برخلاف برنامههای غیرنظامی سراسر قاره مانند گالیله یا کوپرنیک، داراییهای فضایی نظامی در سراسر نیروهای مسلح و دولتهای هر ایالت پراکنده هستند. در نتیجه تنها چهار کشور فرانسه، آلمان، ایتالیا و اسپانیا تقریباً 48 ماهواره پراکنده در 13 صورت فلکی ISR و 6 SATCOM را اجرا می کنند که به طور میانگین کمی بیشتر از دو ماهواره در هر سیستم است..
فضای متقابل: بعد جدیدی از پراکندگی و آسیب پذیری
اروپا امروز نیاز فوری به تقویت امنیت فضایی خود دارد، بیش از همه از طریق قابلیتهای ضدفضایی که قادر به بازدارندگی و در صورت لزوم، مقابله با اقدامات خصمانه توسط قدرتهای فضایی فزاینده، به ویژه روسیه و چین هستند. تنها در سال گذشته، آلمان و فرانسه تا سال 2030 به ترتیب 35 میلیارد یورو و بیش از 4 میلیارد یورو به امنیت ملی فضایی از ماهوارههای گشتزنی و لیزر گرفته تا پارازیتها و حتی هواپیماهای فضایی اختصاص دادهاند که همگی به خودی خود اقدامات ضروری هستند.
با این حال، نگاه دقیقتر به ساختار این سرمایهگذاریهای ضدفضا و برنامههای فردی نشان میدهد که اروپا بار دیگر به سمت چندپارگی، تکراری شدن و اصطکاک پیش میرود. فرانسه برنامههای ماهوارهای گشتی خود، YODA و TOUTATIS را دنبال میکند و انتظار میرود اولین تظاهرکنندگان در سال 2027 راه اندازی شوند، در حالی که آلمان نیز با درخواست اطلاعات برای دو نوع سیستم مجزا که برای توسعه سریع طراحی شدهاند، مسیر مشابهی را دنبال میکند. همین منطق در مورد لیزرهای فضایی نیز صدق می کند، با وجود اینکه پاریس FLAMHE و BLOOMLASE را پیش می برد، حتی زمانی که برلین برنامه های خود را آماده می کند. حتی هواپیماهای فضایی – شاید پرمصرفترین قابلیتها – در مسیرهای ملی جداگانه در حال توسعه هستند و آلمان اکنون به دنبال آزمایش نمونه اولیه آن در اوایل سال آینده است.
این تلاشهای موازی اما عمدتاً مجزا از حساسیتهای امنیت ملی و تمایل دولتها برای حفظ خودمختاری بر قابلیتهای دفاعی فعال، با توجه به کاربردهای تهاجمی بالقوهشان ناشی میشود. این امر باعث میشود هماهنگسازی، تجمیع یا مالکیت مشترک آنها نسبت به داراییهای SSA، ISR یا Satcom که عمدتاً غیرفعال هستند و بنابراین به مراتب کمتر افزایش مییابند، دشوارتر باشد.
نتیجه یک عدم تطابق فزاینده بین مجموعه در حال گسترش اروپا از صور فلکی بزرگ نهادی و تجاری و قابلیتهای فضای ضدفضایی هنوز تکه تکه، محدود و ناهماهنگ آن است. با گسترش صور فلکی، چنین دارایی هایی ممکن است به سادگی از توانایی معماری کنونی امنیت فضایی اروپا برای محافظت موثر از آنها فراتر رود، یکی از بزرگترین دارایی های استراتژیک این قاره را به یکی از آسیب پذیرترین آسیب پذیری های آن تبدیل می کند.
یک چشم انداز ارتباطات ایمن در حال تکه تکه شدن
چیزی که حتی نگرانکنندهتر است این است که مشکل فراتر از قابلیتهای ضدفضا تا هسته اصلی همکاری فعلی اتحادیه اروپا در پروژههای فضایی شاخص است.مهمتر از همه IRIS²، ابتکار بسیار تحسین شده 10 میلیارد یورویی اتحادیه برای ارائه ارتباطات ماهواره ای امن به کشورهای اروپایی شبیه به Starlink. با این حال، این پروژه قبلاً به دلیل یک کشمکش ظاهراً پایان ناپذیر بر سر قراردادهای چند میلیارد یورویی برای نزدیک به 300 ماهوارهاش – رقابتی که عمدتاً توسط پیشنهاد دهندگان فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی هدایت میشد که در برخی مواقع برنامه را از مسیر خارج میکرد، تحت فشار بوده است. آلمان سپس در ماه مارس امسال با اعلام برنامههای خود برای ساخت مجموعه ارتباطات نظامی خود متشکل از بیش از 100 ماهواره، به ارزش حدود 10 میلیارد یورو، ضربه بیشتری به این کشور وارد کرد.
برنامه های آلمان باعث ایجاد حیرت در بروکسل شد. ماری اگنس استراک زیمرمن، رئیس کمیته امنیت و دفاع پارلمان اروپا هشدار داد: «اگر آلمان اکنون یک معماری کاملاً ملی بسازد که با IRIS2 ادغام نشده باشد، خطر تضعیف ساختارهای اروپایی وجود دارد. از نظر او، چنین پروژههایی «ساختارهای تکراری، استانداردهای پراکنده و در نهایت تأثیر استراتژیک کمتری برای پول بیشتر» ایجاد میکنند.
و آلمان تنها کشوری نیست که این دوره را دنبال می کند. ایتالیا نیز در حال توسعه یک صورت فلکی ارتباطات ایمن در مدار پایین زمین با استفاده دوگانه مشابه خود با بیش از 100 ماهواره است، با بحث و گفتگو با صنعت هوافضای داخلی خود در مورد پرتاب از سال 2031 به بعد.
بین حساسیت های ملی و منافع صنعتی
به نظر میرسد برلین و رم هر دو پروژههای امنیتی اروپا را بهعنوان مکملهای ثانویه برای توانمندیهای ملی اصلی خود میبینند تا جایگزینهای واقعی جمعی. این دیدگاه در بیانیه سخنگوی آلمانی IRIS² منعکس شده است، که استدلال کرد که این برنامه «در صورت لزوم، پتانسیل تکمیل ابتکارات ملی در انجام وظایف حاکمیتی را دارد».
در پس این استدلال، این باور گستردهتر نهفته است که فقط سیستمهای ملی میتوانند میزان استقلال، عملکرد مناسب و اختیار عملیاتی مورد نیاز برای حساسترین مأموریتها را فراهم کنند. تدارکات ملی نیز سریعتر از رویه های طولانی اتحادیه اروپا تلقی می شود. در عین حال، تکه تکه شدن اغلب به عنوان “تنوع” صورت های فلکی مجدداً در نظر گرفته می شود که به عنوان ایجاد افزونگی و همراه با آن، انعطاف پذیری بیشتر برای قاره به عنوان یک کل دیده می شود.
چیزی که ممکن است برای این سرمایهها مهمتر باشد، اما اغلب مورد توجه قرار نمیگیرد، این است پروژههای ملی تضمین میکنند که بودجه عمومی بهطور مستقیم به صنعت داخلی، ظرفیت تولید و اشتغال سرازیر میشود. در آلمان، ذینفعان احتمالی Rheinmetall و OHB هستند، در حالی که در ایتالیا به نظر می رسد که گروه دفاعی و هوافضایی تحت کنترل دولت لئوناردو مدعی اصلی این رقابت باشد.
برعکس، در پروژه های مشترک اروپایی، تقسیم پای مالی و صنعتی به گونه ای که همه راضی باشند و احساس کنند که منصفانه رفتار می شود، بسیار دشوارتر است. وقتی آن اقدام موازنه سیاسی به یک اولویت اصلی تبدیل می شود، سرعت، هزینه و کارایی اغلب بهای آن را می پردازد – چیزی که حماسه IRIS² بارها نشان داده است. شایان ذکر است، فرانسه تنها کشوری بود که با توزیع پیشنهادی تولید در داخل IRIS² مخالفت نکرد، زیرا مقامات آلمانی استدلال کردند که به طور نامتناسبی به نفع شرکتهای فرانسوی مانند تالس و یوتلست است. این اتهامات بعداً به عنوان نمونه دیگری از لابی گری آلمان مطرح شد و رقابت شدید پیرامون مناقصه های بزرگ اروپایی را نشان داد.
مدیریت پراکندگی از طریق یکپارچه سازی
البته در مورد راهحلها، زمانی که کشورها متوجه این واقعیت میشوند که از پتانسیل ترکیبی خود به خوبی استفاده میکنند، همیشه گزینهای برای یکپارچهسازی موقتی بازار مانند سیستمها وجود دارد. این قبلاً در آگاهی از موقعیت فضایی اتفاق افتاده است، جایی که رادارها و تلسکوپ های ملی در سال 2021 تحت اتحادیه اروپا SST برای کمک به حفاظت از دارایی های فضایی اروپا جمع آوری شدند.
بازار SatCom آژانس دفاعی اروپا از منطق مشابهی پیروی می کند و بستری را برای تبادل سرویس های Satcom ایمن و قابل اعتماد در سراسر اروپا ارائه می دهد. در تئوری، Satcom های نظامی آلمان و ایتالیا روزی می توانند به چنین معماری گسترده تری متصل شوند. با این حال، در عمل، تصور برلین، چه رسد به پاریس، که در مورد قابلیتهای ضدفضایی نظامی به میان میآید، در عمل دشوار است.
بنابراین اروپا بین ادغام سیستم های فضایی خود از قبل یا تلاش برای اتصال آنها تنها پس از واقعیت یک انتخاب دارد. مسیر دوم گرانتر، کندتر و ذاتاً کارآمدتر است، زیرا ناسازگاریهای معماری تعبیهشده در مرحله طراحی اغلب نمیتوانند بعداً به طور کامل برطرف شوند. با این حال، از نظر سیاسی جذاب باقی می ماند، زیرا به بهترین وجه در خدمت منافع کوتاه مدت صنعتی، امنیتی و سیاسی هر دولت است.
اگر اروپا نتواند از تکه تکه شدن سیستمهای ضدفضا و Satcom بزرگ در سالهای آینده جلوگیری کند، حداقل باید قابلیت همکاری آنها را تضمین کند، بهویژه از مرحله طراحی به بعد، زمانی که هنوز میتوان از بسیاری از واگراییهای فنی برگشتناپذیر اجتناب کرد. رم قبلاً به چنین منطقی اشاره کرده است و خاطرنشان کرده است که “ایده این است که صورت فلکی با دیگران همکاری کند، نه لزوماً به تنهایی”. با این حال، قابلیت همکاری یک راه حل نیست. در حالی که می تواند به طور قابل توجهی پتانسیل جمعی سیستم های ملی را از طریق تجمیع پسینی آنها افزایش دهد، نمی تواند هزینه های پراکندگی را به طور کامل جبران کند.

