از این امر نتیجه می شود که هر اقدامی با هدف سرنگونی یا حداقل تضعیف قابل توجه چنین رژیم جنایتکارانه ای قانونی است. اگر آن را چنین تعریف نکنیم، خود مفهوم حاکمیت قانون جهانی بیمعنی میشود – از نظر اخلاقی بیمعنی. اما به نظر می رسد رهبران اروپا متحرک نیستند. از دیدگاه آنها، دیگران می توانند شاه بلوط را برای آنها از آتش بیرون بکشند. این همان چیزی است که آنها به آن عادت کرده اند.
1 مشاهده گالری

مراسم تشییع دسته جمعی مقامات ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تهران
(عکس: مجید عسگری پور/ WANA (خبرگزاری غرب آسیا) از طریق رویترز)
در نظر بگیرید: بیش از چهار سال پیش، روسیه به اوکراین، کشوری در قلب اروپا، با هدف تسخیر آن – بدون تحریک، حمله کرد. با این حال، حتی یک سرباز اروپایی در خط مقدم در کنار سربازان اوکراینی ایستاده است. دولتها خود را به کمکهای مالی و نظامی محدود کردهاند. و افکار عمومی که از «جنگهای غیرقانونی» در جاهای دیگر خشمگین شدهاند، دچار تزلزل شدهاند. هیچ تظاهرات گسترده آخر هفته در خارج از سفارتخانه های روسیه در پایتخت های اروپایی وجود ندارد.
همچنین در نظر بگیرید: اجتناب اروپا از یک حمله پیشگیرانه ظاهراً «غیرقانونی» علیه آلمان نازی در سال 1938 جان دهها میلیون نفر را به همراه داشت. ایدئولوژی فاشیستی قبل و در سالهای اولیه جنگ جهانی دوم در بسیاری از اروپا گسترش یافت. تا سال 1941، دیکتاتوری های طرفدار نازی ها در کشورهایی از جمله ایتالیا، اسپانیا، رومانی، مجارستان، اسلواکی، کرواسی، نروژ، فنلاند (با ملاحظات) و ویشی فرانسه حکومت کردند. شهروندان آنها در شورش توده ای قیام نکردند. آنها همکاری کردند، سازگار شدند و موافقت کردند.
این را نیز در نظر بگیرید: دو بمب اتمی که ایالات متحده روی ژاپن انداخت، نتیجه انگیزه غیرقانونی یا بدخواهانه دولت ترومن نبود. به رهبری ژاپن بارها این گزینه داده شد که شرایط تسلیم را بپذیرد، شکست را اعتراف کند و جنگ را پایان دهد. این پیشنهادها را رد کرد و متعهد شد که به جنگ ادامه دهد. در طول جنگ، هیچ نشانه قابل توجهی از مقاومت داخلی در برابر لشکرکشی امپراتوری ژاپن مشاهده نشد. مردم می دانستند، حمایت می کردند و تشویق می کردند – و تنها پس از شکست دیگران را مقصر می دانستند.
امروز فرصت نادری به دیکتاتوری ایران داده می شود تا شرایط پایان دادن به جنگ پیشنهادی آمریکا و پرهیز از نابودی، مرگ و از دست دادن آینده ملت ایران را بپذیرد. اینها خواسته های بیش از حد یا تحقیرآمیز نیستند: رها کردن مواد هسته ای غنی شده که هرگز نباید تولید می شد، توقف تولید موشک های بالستیک دوربرد، توقف کمک مالی به سازمان های تروریستی در سراسر خاورمیانه و در عوض تمرکز بر بازسازی اقتصاد و جامعه از هم پاشیده ایران. شرایط ایالات متحده شامل محاکمه مسئولین کشتار مخالفان رژیم، خواستار برگزاری انتخابات دموکراتیک و حتی حذف فراخوان های «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» از قوانین ایران نیست.
با این حال تهران حتی این خواسته های حداقلی را رد می کند و ادامه جنگ را انتخاب می کند. بنابراین، این یک رژیم جنایتکار است – و جنگ ایالات متحده علیه آن کاملاً قانونی است.
ناراحتی با دونالد ترامپ نباید قضاوت اخلاقی را مخدوش یا مخدوش کند – نه برای رهبران افکار و نه برای سیاستمداران اصولگرا. این آزمون حداقل انصاف است.
