دونالد ترامپ ممکن است تصمیم بگیرد که هم خودش و هم نزدیکترین همکارانش در روزهای اخیر تهدید کرده اند و خروج آمریکا از ناتو، اگرچه همانطور که گفته شد از نظر قانونی به این سادگی نیست “ما می رویم و بس.” او در واقع می تواند یک اطلاعیه رسمی بدهد. نکته مورد بحث این است که آیا رئیس جمهور می تواند بدون کنگره این کار را انجام دهد، زیرا از سال 2023 قانونی وجود دارد که از خروج یکجانبه بدون تأیید سنا یا کنگره کشور درخواست کننده جلوگیری می کند.
این در حال حاضر آن را به یک “بله اما نه” یک راه حل دشوار (و طولانی) که با این وجود، معضلی را روی میز باقی می گذارد که تا به حال نمی توان در مورد آن حدس زد، حداقل با این چشم انداز که این سناریو می تواند به واقعیت منتقل شود. خروج احتمالی یا فاصله گرفتن واقعی از ایالات متحده پیامدهای ساختاری برای ائتلاف و تأثیرات خاصی برای اروپا از نظر هزینه و دفاع خواهد داشت.
قانون مجوز دفاع ملی (NDAA 2024) به طور خاص رئیس جمهور را از خروج کشور از ناتو بدون تأیید «اکثریت» از ناتو منع می کند. دو سوم مجلس سنا یا قانون تصویب شده توسط کنگره. علاوه بر این، مقررات اضافی مانند قانون حمایت ناتو وجود دارد که استفاده از بودجه عمومی را برای تأمین مالی هر فرآیند خروج ممنوع می کند.
اگرچه ترامپ میتواند با این استدلال که رئیسجمهور دارای اختیارات انحصاری بر معاهدات بینالمللی است، این قوانین را در دادگاه عالی به چالش بکشد، چارچوب قانونی فعلی برای جلوگیری از خروج یکجانبه طراحی شده است.
او میتوانست (بسیار معمولی) گوش کنگره را ببندد و روند رسمی را آغاز کند تا خشم خود را آشکار کند، در این صورت ما با سه سناریو ممکن مواجه میشویم:
برداشت کل
ترامپ طبق ماده 13 پیمان آتلانتیک شمالی، یک اطلاعیه رسمی برای خود ارسال می کند و یک دوره یک ساله برای خروج موثر آغاز می کند. در این مدت، تعهدات (از جمله ماده 5) به قوت خود باقی خواهند ماند.
طبق ماده 13 مذکور پس از گذشت بیست سال از لازمالاجرا شدن معاهده، هر یک از طرفها میتوانند یک سال پس از اعلام انصراف، عضویت خود را متوقف کنند. به دولت ایالات متحده آمریکا، که دولتهای طرفهای دیگر را از واریز هر اخطار انصراف مطلع خواهد کرد.
ناتو 70 درصد از ظرفیت نظامی متعارف، اطلاعاتی و بازدارندگی هسته ای خود را از دست خواهد داد، اروپا را در معرض روسیه، چین و ایران قرار می دهد و احتمال فروپاشی انسجام متحدان را دارد.
خروج از ساختار نظامی
ایالات متحده می تواند به عنوان یکی از امضاکنندگان معاهده باقی بماند، اما مشارکت خود را در دستورات یکپارچه (مانند SHAPE)، مشابه فرانسه در سال 1966، به حالت تعلیق درآورد. ترامپ قبلاً به این موضوع اشاره کرده است تا کشورهای عضو را برای افزایش هزینه ها تحت فشار قرار دهد.
در این مورد، ناتو زنده می ماند، اما در عملیات ها به طور قابل توجهی ضعیف می شود: اروپا فرماندهی، تدارکات و تمرینات را با شکاف هایی در اطلاعات و پیش بینی نیروی جهانی به عهده می گیرد.
فشار بدون خروج رسمی
ترامپ از تهدیدها (تعرفه ها، عقب نشینی پایه) برای افزایش 3 تا 5 درصدی تولید ناخالص داخلی هزینه های متحدان و همکاری بیشتر استفاده می کند، همانطور که با اسپانیا در مورد هرمز و ایران انجام داده است. در این صورت خروج قانونی اتفاق نمی افتد، اما اعتماد اتحاد را از بین می برد.
خروج آمریکا از ناتو چه پیامدهایی برای اروپا خواهد داشت؟
خروج ایالات متحده از ناتو نشان دهنده یک زلزله راهبردی اروپا، مجبور به پیکربندی مجدد کامل امنیت آن ظرف یک سال از اعلان رسمی می شود.
اروپا دو سوم کل هزینه های ناتو را از دست خواهد داد (حدود 250 میلیارد یورو سالانه فقط از ایالات متحده)، اطلاعات ماهواره ای، برتری هوایی، و بازدارندگی هسته ای متعارف، خروج از قاره در مقابل روسیه در شرق و تهدیدات هیبریدی در جنوب آسیب پذیر است. اتحادیه اروپا نیاز به جذب نیرو دارد 300000 نیروی اضافی و سه برابر سرمایه گذاری در PESCO برای پوشش شکاف ها، با رهبری آلمان و فرانسه یک فرماندهی موقت اروپایی.
ناتو خواهد کرد از نظر سیاسی تکه تکه شدن با متحدان شرقی که به دنبال تضمینهای دوجانبه با واشنگتن هستند، در حالی که اروپا به خودمختاری خود (بوندسور، نیروی هستهای فرانسه) در انتظار خروجهای باقیمانده برای کانادا و ترکیه سرعت میبخشد.
پس از تأثیر اولیه جشن از سوی چپ اروپا، الف فاجعه بودجه ای رخ خواهد داداز آنجایی که بودجه های ملی به طور گسترده به سمت دفاع هدایت می شود (از 2٪ فعلی به 4-6٪ تولید ناخالص داخلی در کشورهای کلیدی)، کاهش بودجه برای سلامت، بازنشستگی یا انتقال سبز، با کاهش ارزش یورو به دلیل از دست دادن اعتماد سرمایه گذاران.
در همین حال، بازارهای سهام 10 تا 20 درصد اولیه سقوط خواهند کردو قابلیت همکاری تسلیحات (بسیاری از منشأ ایالات متحده) بدون جایگزینی یا نگهداری از بین می رود.
همچنین نباید فراموش کرد که روسیه در اوکراین و کشورهای بالتیک پیشروی خواهد کرد بدون ترس از ماده 5 معتبر، در حالی که چین با منحرف کردن اروپا در منطقه هند و اقیانوس آرام سود خواهد برد. فرانسه، به نوبه خود، چتر هسته ای خود را گسترش خواهد داد، اما با اختلافات داخلی (مجارستان، لهستان طرفدار ایالات متحده).
به طور خلاصه، اتحادیه اروپا یک را تسریع خواهد کرد “ناتوی اروپایی” از طریق یک معاهده دفاعی مشترک، اما لازم است بین پنج تا ده سال برای عملیاتی شدن، با خطرات پراکندگی ناشی از دیدگاه های ملی متفاوت. سناریوی پیچیدهای که با این حال اروپا باید از آن دوری کند که به هوسهای دونالد ترامپ یا جانشینان او بپرهیزد، زمانی که دیدیم این گزینه میتواند از قبل به واقعیتی در آینده منتقل شود که نباید ما را غافلگیر کند.
دونالد ترامپ ممکن است تصمیم بگیرد که هم خودش و هم نزدیکترین همکارانش در روزهای اخیر تهدید کرده اند و خروج آمریکا از ناتو، اگرچه همانطور که گفته شد از نظر قانونی به این سادگی نیست “ما می رویم و بس.” او در واقع می تواند یک اطلاعیه رسمی بدهد. نکته مورد بحث این است که آیا رئیس جمهور می تواند بدون کنگره این کار را انجام دهد، زیرا از سال 2023 قانونی وجود دارد که از خروج یکجانبه بدون تأیید سنا یا کنگره کشور درخواست کننده جلوگیری می کند.
این در حال حاضر آن را به یک “بله اما نه” یک راه حل دشوار (و طولانی) که با این وجود، معضلی را روی میز باقی می گذارد که تا به حال نمی توان در مورد آن حدس زد، حداقل با این چشم انداز که این سناریو می تواند به واقعیت منتقل شود. خروج احتمالی یا فاصله گرفتن واقعی از ایالات متحده پیامدهای ساختاری برای ائتلاف و تأثیرات خاصی برای اروپا از نظر هزینه و دفاع خواهد داشت.
قانون مجوز دفاع ملی (NDAA 2024) به طور خاص رئیس جمهور را از خروج کشور از ناتو بدون تأیید «اکثریت» از ناتو منع می کند. دو سوم مجلس سنا یا قانون تصویب شده توسط کنگره. علاوه بر این، مقررات اضافی مانند قانون حمایت ناتو وجود دارد که استفاده از بودجه عمومی را برای تأمین مالی هر فرآیند خروج ممنوع می کند.
اگرچه ترامپ میتواند با این استدلال که رئیسجمهور دارای اختیارات انحصاری بر معاهدات بینالمللی است، این قوانین را در دادگاه عالی به چالش بکشد، چارچوب قانونی فعلی برای جلوگیری از خروج یکجانبه طراحی شده است.
او میتوانست (بسیار معمولی) گوش کنگره را ببندد و روند رسمی را آغاز کند تا خشم خود را آشکار کند، در این صورت ما با سه سناریو ممکن مواجه میشویم:
برداشت کل
ترامپ طبق ماده 13 پیمان آتلانتیک شمالی، یک اطلاعیه رسمی برای خود ارسال می کند و یک دوره یک ساله برای خروج موثر آغاز می کند. در این مدت، تعهدات (از جمله ماده 5) به قوت خود باقی خواهند ماند.
طبق ماده 13 مذکور پس از گذشت بیست سال از لازمالاجرا شدن معاهده، هر یک از طرفها میتوانند یک سال پس از اعلام انصراف، عضویت خود را متوقف کنند. به دولت ایالات متحده آمریکا، که دولتهای طرفهای دیگر را از واریز هر اخطار انصراف مطلع خواهد کرد.
ناتو 70 درصد از ظرفیت نظامی متعارف، اطلاعاتی و بازدارندگی هسته ای خود را از دست خواهد داد، اروپا را در معرض روسیه، چین و ایران قرار می دهد و احتمال فروپاشی انسجام متحدان را دارد.
خروج از ساختار نظامی
ایالات متحده می تواند به عنوان یکی از امضاکنندگان معاهده باقی بماند، اما مشارکت خود را در دستورات یکپارچه (مانند SHAPE)، مشابه فرانسه در سال 1966، به حالت تعلیق درآورد. ترامپ قبلاً به این موضوع اشاره کرده است تا کشورهای عضو را برای افزایش هزینه ها تحت فشار قرار دهد.
در این مورد، ناتو زنده می ماند، اما در عملیات ها به طور قابل توجهی ضعیف می شود: اروپا فرماندهی، تدارکات و تمرینات را با شکاف هایی در اطلاعات و پیش بینی نیروی جهانی به عهده می گیرد.
فشار بدون خروج رسمی
ترامپ از تهدیدها (تعرفه ها، عقب نشینی پایه) برای افزایش 3 تا 5 درصدی تولید ناخالص داخلی هزینه های متحدان و همکاری بیشتر استفاده می کند، همانطور که با اسپانیا در مورد هرمز و ایران انجام داده است. در این صورت خروج قانونی اتفاق نمی افتد، اما اعتماد اتحاد را از بین می برد.
خروج آمریکا از ناتو چه پیامدهایی برای اروپا خواهد داشت؟
خروج ایالات متحده از ناتو نشان دهنده یک زلزله راهبردی اروپا، مجبور به پیکربندی مجدد کامل امنیت آن ظرف یک سال از اعلان رسمی می شود.
اروپا دو سوم کل هزینه های ناتو را از دست خواهد داد (حدود 250 میلیارد یورو سالانه فقط از ایالات متحده)، اطلاعات ماهواره ای، برتری هوایی، و بازدارندگی هسته ای متعارف، خروج از قاره در مقابل روسیه در شرق و تهدیدات هیبریدی در جنوب آسیب پذیر است. اتحادیه اروپا نیاز به جذب نیرو دارد 300000 نیروی اضافی و سه برابر سرمایه گذاری در PESCO برای پوشش شکاف ها، با رهبری آلمان و فرانسه یک فرماندهی موقت اروپایی.
ناتو خواهد کرد از نظر سیاسی تکه تکه شدن، با متحدان شرقی که به دنبال تضمینهای دوجانبه با واشنگتن هستند، در حالی که اروپا به خودمختاری خود (بوندسور، نیروی هستهای فرانسه) در انتظار خروجهای باقیمانده برای کانادا و ترکیه سرعت میبخشد.
پس از تأثیر اولیه جشن از سوی چپ اروپا، الف فاجعه بودجه ای رخ خواهد داداز آنجایی که بودجه های ملی به طور گسترده به سمت دفاع هدایت می شود (از 2٪ فعلی به 4-6٪ تولید ناخالص داخلی در کشورهای کلیدی)، کاهش بودجه برای سلامت، بازنشستگی یا انتقال سبز، با کاهش ارزش یورو به دلیل از دست دادن اعتماد سرمایه گذاران.
در همین حال، بازارهای سهام 10 تا 20 درصد اولیه سقوط خواهند کردو قابلیت همکاری تسلیحات (بسیاری از منشأ ایالات متحده) بدون جایگزینی یا نگهداری از بین می رود.
همچنین نباید فراموش کرد که روسیه در اوکراین و کشورهای بالتیک پیشروی خواهد کرد بدون ترس از ماده 5 معتبر، در حالی که چین با منحرف کردن اروپا در منطقه هند و اقیانوس آرام سود خواهد برد. فرانسه، به نوبه خود، چتر هسته ای خود را گسترش خواهد داد، اما با اختلافات داخلی (مجارستان، لهستان طرفدار ایالات متحده).
به طور خلاصه، اتحادیه اروپا یک را تسریع خواهد کرد “ناتوی اروپایی” از طریق یک معاهده دفاعی مشترک، اما لازم است بین پنج تا ده سال برای عملیاتی شدن، با خطرات پراکندگی ناشی از دیدگاه های ملی متفاوت. سناریوی پیچیدهای که با این حال اروپا باید از آن دوری کند که به هوسهای دونالد ترامپ یا جانشینان او بپرهیزد، زمانی که دیدیم این گزینه میتواند از قبل به واقعیتی در آینده منتقل شود که نباید ما را غافلگیر کند.
به صورت رایگان عضو ممتاز شوید!