در 2 مارس، یک پایگاه نظامی بریتانیا در آکروتیری قبرس مورد اصابت یک پهپاد پرتاب شده از لبنان توسط حزب الله قرار گرفت. این پهپاد یک «شاهد» ساخت ایران بود. اگرچه تنها خسارت جزئی به بار آورد، این حادثه نقطه عطفی بود. این امر کشورهای اروپایی را وادار کرد تا حمایت آشکاری از قبرس نشان دهند و بحث هایی را برانگیخت که آیا اتحادیه اروپا واقعاً آماده و مایل به دفاع از اعضای خود در برابر تهدیدهای خارجی است یا خیر.
کریستودولیدس به سرعت از متحدان اتحادیه اروپا این کشور کمک خواست. یونان اولین کسی بود که پاسخ داد و چهار فروند جنگنده F-16 و دو ناوچه مجهز به رادار پیشرفته، موشک های ضد هوایی و فناوری ضد پهپاد را برای محافظت از قبرس فرستاد.
سایر کشورهای اروپایی نیز به آن پیوستند.
- ایتالیا نیروهای دریایی و حتی نیروها (حدود 160 پرسنل نیروی دریایی) را برای کمک به دفاع از جزیره فرستاد.
- علاوه بر این، اسپانیا و هلند کشتی های جنگی را برای گشت زنی در منطقه فرستادند.
در همان زمان، بریتانیا – که بخشی از ناتو است اما اتحادیه اروپا نیست – حضور نظامی خود را در این پایگاه افزایش داد. در 10 مارس، یک کشتی جنگی مدرن را فرستاد، HMS Dragon، که مجهز به موشک های دفاع هوایی قدرتمند Sea Viper است. این کشور همچنین هلیکوپترهایی مجهز به موشک های ویژه ای را اعزام کرد که برای سرنگونی پهپادها طراحی شده بودند.
این اقدامات به ایجاد یک دفاع قوی و هماهنگ در اطراف قبرس کمک کرد. آنها حمایت نظامی واقعی را از خود نشان دادند و پیام روشنی از اتحاد بین کشورهای اروپایی ارسال کردند. هدف این کشورها با ارسال تجهیزات نظامی پیشرفته، جلوگیری از بدتر شدن اوضاع و آزمایش اینکه واقعاً حمایت اروپا چقدر قوی است، داشتند.
علاوه بر استقرار نظامی، رهبران شخصاً حمایت خود را نشان دادند. نخست وزیر یونان، کیریاکوس میتسوتاکیس، و امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، از قبرس دیدن کردند. ماکرون بیانیه قدرتمندی داد و این را گفت حمله به قبرس حمله به تمام اروپاست.
از منظر تحلیلی، نظریه تعادل تهدید استیون والت به توضیح واکنش اروپا کمک می کند. این تئوری می گوید که کشورها هنگام قضاوت درباره یک تهدید چندین فاکتور را می سنجند: دشمن چقدر قوی است، چقدر نزدیک است، از چه سلاح هایی استفاده می شود، و اینکه آیا حمله دیگری محتمل است یا خیر. در این مورد، حمله حزب الله بسیاری از این معیارها را برآورده کرد. از فناوری پیشرفته استفاده کرد، در نزدیکی اروپا رخ داد و از گروهی با سابقه خصومت آمد. به همین دلیل، کشورهای اروپایی بیش از این که فقط صحبت کنند، اقدام واقعی انجام دادند.
رهبری هم مهم بود. رئیس جمهور قبرس سریع عمل کرد و حمایت را به اقدام نظامی با شرکای اروپایی تبدیل کرد.
علیرغم این تلاش ها، سوالات همچنان پابرجاست. آیا این گامی واقعی به سوی یک سیستم دفاعی قویتر و مستقلتر اروپایی بود؟ بسیاری از کارشناسان معتقدند اروپا به این نیاز دارد، به خصوص که رهبری ایالات متحده کمتر قابل پیش بینی شده است. آنها استدلال می کنند که اروپا باید کمتر بر حمایت آمریکا تکیه کند و قدرت امنیتی خود را ایجاد کند – هدفی که اغلب “استقلال استراتژیک” نامیده می شود. با این حال، این استدلال سؤال دیگری را ایجاد می کند: آیا اتحادیه اروپا رهبری، عزم سیاسی و اراده جمعی برای دستیابی به این هدف را دارد؟
از طرف دیگر، آیا باید محتاط تر باشیم؟ برخی از منتقدان میگویند که این فقط «همبستگی کمهزینه» بود – راهی آسان برای کشورها برای نشان دادن اتحاد، زیرا خطرات و هزینهها هنوز نسبتاً کم بود. این باید دید.
قبرس با یک تهدید وجودی از سوی ترکیه، یکی از اعضای ناتو که چندین کشور اروپایی با آن روابط پیچیده سیاسی و اقتصادی دارند، مواجه است. این یک سوال مهم را ایجاد می کند: آیا اگر ترکیه حمله کننده بود اتحادیه اروپا به همان شیوه پاسخ می داد؟
وضعیت بسیار چالش برانگیزتر خواهد بود. اقدام علیه ترکیه می تواند مشکلاتی را در ناتو ایجاد کند و تنش ها را در میان متحدان افزایش دهد. همچنین می تواند بر امنیت و تجارت اروپا تأثیر بگذارد و تصمیم را بسیار پیچیده تر کند.
قبرس خواستار گفتگوهای مشخص شده است در مورد چگونگی ماده 42 (7) اروپا اتحادیه باید فعالیت کند. این موضوع برای نشست غیررسمی شورای اروپا در قبرس در 23 تا 24 آوریل برنامه ریزی شده است. اگر اروپا اکنون به آن رسیدگی نکند، ممکن است در شرایط بسیار خطرناک تری این کار را انجام دهد.
برای ارجاع، ماده 42 (7) به طور رسمی در اینجا استناد نشده است. کشورهای اتحادیه اروپا داوطلبانه برای دفاع از قبرس اقدام کردند.
ماده 42 (7) اغلب “بند همبستگی اتحادیه اروپا” نامیده می شود. در این بیانیه آمده است که اگر یک کشور اتحادیه اروپا مورد حمله قرار گیرد، سایر کشورهای اتحادیه اروپا موظف به کمک هستند. این کمک میتواند شامل پشتیبانی نظامی، اشتراک اطلاعات، یا سایر اشکال کمک باشد – اساساً هر چیزی که در توان آنها باشد.
این بند اولین بار در سال 2015 پس از حملات تروریستی در پاریس مورد استفاده قرار گرفت. دولت فرانسه درخواست کمک کرد و همه کشورهای اتحادیه اروپا با حمایت از فرانسه موافقت کردند. این نشان داد که این بند فقط یک نظریه نیست، بلکه میتواند در موقعیتهای واقعی زمانی که یک کشور عضو مورد حمله قرار میگیرد، استفاده شود.
هنگامی که کشورهای اتحادیه اروپا از یک کشور عضو کوچکتر مورد حمله دفاع می کنند، آنها فقط از زمین یا مرزهای اتحادیه اروپا محافظت نمی کنند بلکه از حاکمیت قانون نیز دفاع می کنند. اتحادیه اروپا باید حاکمیت قانون را به عنوان منافع اصلی خود در نظر بگیرد. رعایت قوانین بینالملل و یک سیستم مبتنی بر قوانین باید در اولویت قرار گیرد و بر هر چیز دیگری، از جمله اهداف کوتاهمدت سیاسی یا استراتژیک، غلبه کند. رویدادهای اخیر – مانند حمله روسیه به اوکراین، ویرانی در غزه و حمله به ایران – نشان میدهد که وقتی کشورها خارج از قوانین بینالمللی عمل میکنند، بیثباتی و خشونت چقدر سریع گسترش مییابد.
