طارق گدارد از مشتها طفره میرود و با آرتروز مذاکره میکند تا برای اعصار یکی را شهادت دهد.
به یاد دارم که در سال 1992 متوجه شدم که مارلن دیتریش هنوز زنده است، شوکه شد. و اگر مراقب نبود، زمان کافی برای بازی کلاوس کینسکی و اسکورپیونز داشت. شاید دیتریش که احساس می کرد معاصر سرانجام او را می کشد، عاقلانه در را قفل کرد و از خواندن مقالات خودداری کرد، گزینه ای که برای مبتکرانی وجود ندارد که ارتباط پایدار آنها مستلزم ملاقات با مردم است. من با تماشای اجرای زنده کرافتورک در سال 2026 در بورنموث، که علیرغم اینکه به گفته برخی رسانههای راستگرا، تغییر یافتهترین شهر انگلستان است، به همان اندازه از شهرهای آینده که در آلبومهای کلاسیک خود در نظر گرفته شدهاند، فاصله دارد، چیزی شبیه همان ناسازگاری دوران را احساس میکنم. فرشته آبی از بریژیت نیلسون است سونجا قرمز. تلاشهای تامی رابینسون کوچک برای شروع یک قتل عام در نزدیکی ساوتهمپتون در همان شبی که نمایش نمایش داده میشود، میتواند نقطهای نابهنگام برای عوامل خارجی جهان فردا باشد تا دوباره خود را در بریتانیا اعلام کنند، که بر این احساس تاکید میشود که قوس پیشرفت ممکن است لزوماً در مسیر درستی حرکت نکند.
از موسیقی متن تصویری از آینده ای که توسط گذشته تسخیر شده است، تا زمانی که شبیه تصویری از گذشته است که توسط آینده تسخیر شده است، Kraftwerk در موقعیت غیرقابل رغبتی قرار دارد که به اندازه کافی دوام آورده است تا بفهمد کدام یک از پیش بینی های آنها به حقیقت پیوسته است. اگرچه موسیقی آنها هرگز صریحاً سیاسی نبوده است، اما موسیقی آنها همیشه دارای رگه هایی از فاجعه بنیادی ذاتی میراث آنها (ویرانه های آلمان پس از جنگ) و هویت آنها (نام آلمانی برای نیروگاه است) بوده است که مانند چهره ای آشنا در کابوس از آن دور می شدند و به سمت آینده ای با برق روشن می رفتند که اروپای پس از جنگ سرد ممکن است برای مدت کوتاهی شبیه آن باشد. برای تقویت زیباییشناسی تکنولوژیکی آنها، همانطور که ممکن است در کنار The Stones یا T. Rex به نظر میرسید، عجیب و غریب و مربع به نظر برسد، «واقعیت» به دست آمده است: آدمهای تخیلی و فنآور پیروز شدهاند و ستارههای کاریزماتیک پاپ شکست خوردهاند. از هوش مصنوعی گرفته تا روباتها، رایانههای خانگی تا فراگیر شدن موسیقی رقص، به قرن Kraftwerk رسیدهایم. آنچه گم شده است خوش بینی و اتوپیایی و شگفتی محض آنهاست. در هر صورت، تجلیل آنها از پیشرفت دیجیتال به عنوان نیرویی رهایی بخش که می تواند پتانسیل انسانی را گسترش دهد، ما را ساده لوح می کند: آیا دهه گذشته ثابت نکرده است که قبل از اینکه فاجعه بعدی ما را به اعماق دستگاه هایمان بکشاند، چیزی بیش از یک سیاهچاله نیست که به طور منفعلانه از صفحه نمایش دور شویم؟
ری دیویس خاطرنشان کرد که گروهها پس از تغییرات اولیهشان، خودشان نیستند، بینشی که نمیتواند کمتر در مورد Kraftwerk صدق کند، که احتمالاً بدون هیچ عضوی زنده میماند، به مراتب کمتر از اعضای اصلی. با این حال، آنها هنوز حاوی رالف هاتر هستند، که امشب یک حضور صوتی تأثیرگذار و البته گاهی متزلزل است (که در 79 سالگی هیچ انتقادی ندارد) و آهنگ ها را با لمس انسانی مورد نیاز برای احراز هویت سرمایه گذاری می کند. تماشای او که گروه را روی صحنه رهبری میکند تا در پشت سخنرانیهای نمادین جایشان را بگیرد، به همان اندازه که صدای نیل یانگ را به صدا درآورد یا باب دیلن که گلویش را صاف میکند، هیجانانگیز است. و اگر تنها کاری که او باید انجام دهد این است که عبارات رباتیکی و غیر متعارف را به زبان بیاورد، او هنوز یکی از قابل تشخیص ترین (تحریف) غیرصداهای پاپ را دارد. هماهنگی بین صدا، که یک Hello-Fi سطح بالا است، تصاویر بصری که با دالهای شناور فوران میکنند، و آهنگهای آغازین («اعداد» و «دنیای رایانه») نشانگر این است که Kraftwerk مالکیت آینده را خواهد پذیرفت، یا حداقل یک نسخه تا حدی فیلتر شده آن را که متناسب با موسیقی باشد، بپذیرد. مانند تبلیغات فراخردی، پیامهای نه چندان زیرکانه آنها با ضربات ادغام میشود، گاهی به صورت طنز (یک بشقاب پرنده بیرون از تصویری از مرکز بینالمللی بورنموث در حین «Spacelab» فرود میآید)، به شکلی رمزآلود (فروختگیهای مالی فوقالعاده) و بهطور شوم (شتابگرایی با سر زدن به آتاری-گروه سر و کلهی ما سر و صدا میشود). در نوستالژی متحد شدیم برای زمانی که نمی دانستیم بعد چه اتفاقی خواهد افتاد.
«Autobahn» با برخورد تاریخی ملایمی مواجه میشود (ترافیک روی صفحه در اوایل دهه هفتاد فولکسواگن بیتلها و مرسدس بنز W114/W115)، «چراغهای نئون» رویایی ما را برای یک هاتر بیهیجانآمیز نرم میکند تا برای جمعیت توضیح دهد که «رادیواکتیویتی» اشعار جدیدی را که دوستش از دست داده است را به نمایش میگذارد. برنامه نویسان رایانه ای قرار نیست که به رشته های دل بپردازند، اما Kraftwerk متخصصان باتجربه ای در عبور از تضاد بین تفکر و احساس هستند، قلب مرکز هوش آگاهانه آنها، حتی اگر از سیم های سیلیکونی تشکیل شده باشد. یک فوگ زیبا از “کریسمس مبارک آقای لارنس” (یکی از فیلمهای جنگی که پدرم نمیخواست من ببینم) به سوی رشتههای باشکوه «رادیواکتیویته» میرود، که حتی یک مشت در راهرو (ما هنوز در انگلیس هستیم) نمیتواند از آن بکاهد.
کشف گروه از طریق آلبوم سال 1991 میکس، شنیدن این که واقعاً کاتالوگ پشتی آنها چقدر سنتی است، همیشه تعجب آور بود، بسیاری از نسخه های اصلی بیشتر به رقص های چای، والس، چرخ فلک ها، سمفونی ها و آهنگ های مهد کودک اروپای میانه، نسبت به خانه الکتریکی یا نمونه اولیه مدیون بودند. Kraftwerk بهعنوان یک اصل اعتقادی، در ارائه مدرنترین چهره خود در جهان به شدت غیرعاطفی بوده است، و در حالی که همه این آهنگها بهعنوان موسیقی کلاسیک (مدرن) کار میکنند، هرچند با سرعت، این جنبه موسیقی رقص پیشگامی است که آنها مایلند امشب تبلیغ کنند. با ارتقای مداوم آثار کلاسیک، آنها ما را متقاعد میکنند که آهنگها همیشه ماشینهایی هستند که به نرمافزار جدید نیاز دارند، یکپارچگی آهنگها در فرآیند اختراع مجدد دائمی یافت میشود.
با این حال، همه اصول در معرض تغییر نیستند، مدل‘ نت احترام آمیزی به آن پرداخته شده است، زیرا وضعیت یخی که توصیف می کند نمی تواند هیچ توضیح یا تکاملی را ایجاد کند. و ترکیب پایانی «Boing Growth Tschak»، «Techno Pop»، «Musique Non-Cease» از آستانهای عبور میکند که در آن موسیقی گوش دادن الکترونیکی تبدیل به خلسه اولیه میشود، اگرچه از قضا ما به عنوان یک مخاطب پیر، مجموعاً از روی صندلیهایمان قدردانی میکنیم، مهم نیست چقدر موسیقی ما را مجبور به نادیده گرفتن هنرمان میکند.
صفحه اصلی “روبات ها” این هدیه ای است به نسل بعدی مورخان موسیقی که در مورد هجوم و هنجارهای گاهشماری بحث می کنند (آیا واقعاً می توانست سی سال گذشته باشد. قبل از اد شیران؟) و آرشیوداران فرهنگی با سرعتی که ما مفاهیمی مانند پیشرفت را کنار گذاشتیم، که در آن ما اکنون به سادگی مرحله ای هستیم که باید از آن عبور کنیم، مانند همه چیزهای دیگر. هاتر با تعظیم درباری به پایان میرساند، اعتباری برای گونهها و کمال تا آخر، ارزش مشارکت Kraftwerk را نه در گذشته و نه در آینده نمیتوان یافت، که هر دو موجودیتهای محلی هستند، بلکه خاصیت ابدیت هستند.
