سرمقاله شما در مورد سیاست اروپای مرکزی (28 آوریل) به درستی به فروپاشی بسیاری از احزاب سنتی چپ میانه اشاره می کند. اما توضیح آن ناقص و به طرز عجیبی استثنایی است.
بسیاری از آنچه که شما توصیف می کنید – فرسایش احزاب سوسیال دموکرات پس از آزادسازی بازار، پس لرزه های سیاسی بحران مالی، درگیری فرهنگی ناشی از مهاجرت و انحراف رای دهندگان مسن تر و کمتر شهری به سمت اشکال متنوع پوپولیسم – در بسیاری از مناطق غربی قابل مشاهده است. اروپا. اینها آسیب شناسی منحصر به فرد شرقی نیستند.
آنچه در اروپای مرکزی متمایز بود این بود که بسیاری از احزاب چپ پساکمونیستی بهعلاوه توسط فساد و مشتریگرایی و ریشههای حزبی ضعیفتر تضعیف شدند. رای دهندگان اغلب آنها را نه صرفاً به این دلیل که ارتدوکس های اقتصادی لیبرال را پذیرفته بودند، رها می کردند، بلکه به این دلیل که خودخواه و خسته به نظر می رسیدند.
اروپای مرکزی فقط «محل پرورش» پوپولیسم به سبک اوربان نیست. بیشتر اوقات، این یک آزمایشگاه اولیه و به ویژه واضح برای روندهای سیاسی قابل مشاهده در سراسر اروپا به عنوان یک کل بوده است.
دکتر شان هانلی
دانشیار، دانشکده مطالعات اسلاوونی و اروپای شرقی، UCL
