در اوایل ماه مارس، زمانی که کمپین علیه ایران تازه آغاز شده بود، به نظر می رسید که ترامپ رئیس جمهور آمریکا می خواهد از گروه های کرد ایرانی برای کمک به سرنگونی رژیم استفاده کند. سپس او ناگهان نظر خود را تغییر داد و گفت که برای کمک به کردها نگاه نخواهد کرد. به نظر بسیار محتمل است که اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، که ترامپ رابطه خوبی با او دارد، او را متقاعد کرده است که استراتژی کرد محوری را دنبال نکند.
گروههای کرد ایرانی میخواهند از فرصتی که این جنگ فراهم میکند برای رهایی خود و بقیه ایران از رژیم آخوندها استفاده کنند، اما آنها همچنین نمیخواهند هزاران نفر را در جنگ با رژیم از دست بدهند، فقط برای اینکه آمریکا همان کاری را که در سوریه انجام داد، انجام دهد، جایی که آمریکا به ترکیه اجازه حمله به گروههای کرد سوری را داد و در نهایت از یک دولت متمرکز مستقر در پایتخت حمایت کرد.
بنابراین، برای پیوستن به جنگ علیه رژیم ایران، گروههای اپوزیسیون کرد ایران، که بسیار مهمترین گروههای مخالف مسلح در ایران هستند، به تضمینهایی نیاز دارند که میتواند به همین سادگی باشد: واشنگتن اعلام میکند که تا زمانی که کردها در ایران تلاشی برای تغییر مرزهای کشور نکنند، ایالات متحده از خواستههای آنها برای دموکراسی، تمرکززدایی و فدرالیسم حمایت خواهد کرد و سعی میکند از آنها در برابر هر گونه قدرت هوایی محافظت کند. علیه آنها مداخله کند (مثلاً هشدار به ترکیه مبنی بر عدم تلاش برای تکرار تهاجمات خود به سوریه در ایران). این تقریباً برای کردهای ایران کافی است تا وارد عمل شوند و به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه تهران بپیوندند. این احتمالاً تنها رویکردی است که میتواند به تغییر رژیم در ایران منجر شود، که به نوبه خود بهترین راه برای پایان دادن به آرزوهای آن کشور در زمینه تسلیحات هستهای و سایر فعالیتهای بدخواهانه در منطقه و فراتر از آن خواهد بود.
آزادسازی کردستان ایران به رهبری گروههای اپوزیسیون کرد به خوبی میتواند جرقهای برای همه مردم ایران برای شورش و مکانی فیزیکی برای تجمع و جستجوی پناهگاه فراهم کند. احزاب کردی ادعا میکنند که نیروهای چند هزار نفری پیشمرگههای مسلح و آموزشدیده آنها در چنین شرایطی به سرعت به صدها هزار داوطلب در کردستان ایران افزایش مییابند و یک منطقه منظم ارتش ایران به یگانهای آزاد شده محلی میدهد. گروههای اپوزیسیون فارس نیز انگیزهای قوی برای موافقت با فدرالیسم دموکراتیک – که تقریباً همه گروههای غیرفارس در ایران (حدود 50 درصد جمعیت) خواهان آن هستند – خواهند داشت – و شروع به فعالیت در خارج از این مناطق آزاد شده نیز خواهند کرد. این منعکس کننده کاری است که کنگره ملی عراق (INC) از سال 1991 تا 2003 در کردستان عراق انجام داد. INC عمدتاً از گروه های مخالف عرب عراق، اعم از سنی و شیعه تشکیل شده بود و در زمانی که صدام در قدرت بود، در کردستان عراق مستقر بودند.
به نظر میرسد این تنها استراتژی است که میتواند در کوتاهمدت رژیم ایران را تغییر دهد، بدون اینکه تعداد قابل توجهی از چکمههای آمریکا یا اسرائیل در زمین وجود داشته باشد. پس از آن، شورش می تواند به خوزستان، بلوچستان، مناطق آذری نشین و غیره با حمایت نیروی هوایی آمریکا و اسرائیل گسترش یابد.
چندی پیش بود که اوباما رئیس جمهور سابق آمریکا با معضلی مشابه مواجه شد. در سوریه هیچ کس قادر به ایستادگی در برابر به اصطلاح دولت اسلامی (داعش) به نظر نمی رسید. سیا صدها میلیون دلار را برای یک برنامه مشترک “آموزش و تجهیز” با ترکیه با هدف ایجاد یک نیروی عربی و ترکمنی برای مبارزه با داعش هدر داد، تا این نیروها به محض عبور از مرز ترکیه، تسلیم و / یا نقص آنها را به داعش ببینند. اوباما در سال 2014 که با هیچ گزینه دیگری روبرو نبود و نمی خواست تعداد زیادی از نیروهای زمینی ایالات متحده را اعزام کند، همکاری با کردهای سوریه را انتخاب کرد که حزب اصلی آنها (حزب اتحاد دموکراتیک – PYD) نیز به نوعی شاخه ملی سوریه از PKK بود.
کردهای سوریه که از توقف داعش ناامید بودند، بدون هیچ خواسته یا پیش شرطی وارد یک ائتلاف با آمریکا شدند. این ائتلاف در شکست دادن داعش در سوریه بسیار موفق بود و همچنین بخش بزرگی از سوریه را خارج از کنترل رژیم اسد نگه داشت. با این حال، در ژانویه سال جاری، ایالات متحده به طور ناگهانی روابط را با حمایت از اعمال کنترل متمرکز دولت جدید به رهبری احمد الشرع بر مناطقی که کردها به طور خودمختار اداره می کردند، پایان داد. این تقریباً به طور جهانی توسط کردها در همه جا به عنوان یک خیانت جدی دیگر توسط ایالات متحده تلقی شد. کردهای ایران به اندازه اقوام سوری خود مستاصل نیستند و بنابراین نیاز به تضمین قوی خواهند داشت که اگر دست به دست آمریکا شوند، سرنوشت مشابهی در انتظار آنها نخواهد بود.
با این حال ترکیه چنین رویکردی را بیخطر میداند. با توجه به اقلیت کرد خود ترکیه (حدود 20 درصد از جمعیت ترکیه) و شورشی که آنها مدتها برای حقوق بیشتر به راه انداختند، آنکارا هر تغییری در ایران که باعث ایجاد خودمختاری کردها در آنجا شود به عنوان یک تهدید تلقی می کند. یک کنایه رایج در ترکیه این است که آنها “با استقلال کردستان در هر کجا، حتی در ماه مخالفند.” این نیز کمکی نمی کند که در حالی که چندین حزب مخالف مسلح کرد ایرانی وجود دارد، یکی از اصلی ترین آنها – حزب زندگی آزاد در کردستان (پژاک) – اساساً شاخه ای ملی از حزب کارگران کردستان (PKK) است، حزبی که از اوایل دهه 1980 با آنکارا می جنگد.
به عنوان یکی از متحدان اصلی ناتو و کشوری که ظاهرا ترامپ با رهبر آن رابطه خوبی دارد، نگرانی های ترکیه در واشنگتن اهمیت دارد. با این حال، جنگ با ایران آنطور که پرزیدنت ترامپ میخواست سریع و روان پیش نمیرود. بنابراین این سؤال مطرح میشود: آیا ترامپ به ترجیحات ترکیه در این زمینه ادامه میدهد، یا ضرورت پیروزی در این جنگ اولویت خواهد داشت؟ از سوی دیگر، میتوان پرسید که آیا کرد هراسی آنکارا و تمایل واشنگتن به حمایت از آن، مردم ایران را به وضعیت موجود تحت رژیمی که اکثر آنها از آن متنفرند محکوم میکند؟
