شبکه گروه های حامی فلسطین در ایجاد یک چارچوب اصطلاحی روزافزون و محدود کننده به موفقیت دست یافته است. “استعمار شهرک نشین” وجود دارد و “صهیونیسم نژادپرستی است.» “آپارتاید” وجود دارد و “از رودخانه تا دریا” وجود دارد. و “نسل کشی” وجود دارد.
اصطلاحات آنها تمام استدلال ها را چارچوب بندی می کند. اینکه این اصطلاحات و عبارات را در تضاد با تعاریف خود و در تضاد با واقعیات به کار می برند، هیچ مانعی برای آنها نداشته است.
زبان آنها اکنون بر تمام تحقیقات دانشگاهی تسلط دارد. بر میراث و پلتفرمهای رسانههای اجتماعی، و همه میمها و پوسترهایی که میبینیم، حکومت میکند. این یعنی پیروزی و پیروزی در مبارزات شعاری علیه صهیونیسم از زمان مفتی و همچنین کمینترن کمونیست در دهههای 1920 و 1930.
در سال 2017، MS Hamm جرمشناس و R. Spaaij جامعهشناس مطالعه خود را درباره تروریسم گرگ تنها منتشر کردند و پیشنهاد کردند که استفاده از رسانههای جمعی برای تحریک اعمال تصادفی خشونت با انگیزه ایدئولوژیک باید تصادفی نامیده شود. تروریسم، اصطلاحی که اولین بار توسط ریاضیدان و تحلیلگر ریسک دکتر گوردون وو به کار رفت، به این دلیل که به خطوط مستقیم تحریک نزدیک می شود، اما از آن عبور نمی کند.
با این وجود، خشونت حاصل کاملاً قابل قبول است. در واقع، هام و اسپایج معتقدند که فناوری ارتباطات دیجیتال نقش مهمی در تقریباً تمام حملات مجرمان تنها داشته است. تقریباً هر ساعت در TikTok، X/Twitter و Instagram شاهد آن هستیم.
پس از دههها، باید آشکار باشد که اتخاذ استراتژی تدافعی در دستاوردهای آن محدود میشود. بنابراین، لزوماً لازم نیست که دست به یک عملیات متقابل تهاجمی بزنیم.
با این حال، تدوین یک برنامه هوشمندانه، گسترده، اندیشیده شده و قاطعانه می تواند چیزی بیش از صرفاً پس زدن را فراهم کند. می تواند حمایت و تفاهم را برای اسرائیل و صهیونیسم به دست آورد.
به عنوان مثال، این را در ارتباط با اصطلاح «نسلکشی» در نظر بگیرید.
فهرست جهانی دیده بان سایتی است که 50 کشوری را که مسیحیان با شدیدترین آزار و اذیت روبرو هستند، رتبه بندی می کند. از 10 کشور برتر، هفت کشور اسلامگرا هستند. در دو مورد از سه مورد باقی مانده، گروه های تروریستی اسلام گرا مقصر هستند.
گروه دیگری به نام «نگرانی بینالمللی مسیحی» نیز فهرست مشابه «شاخص آزار و شکنجه» را منتشر میکند و در 6 ژوئن 2025، «تبعیض مخفیانه مسیحیان در کشورهای تحت رهبری اسلام» را منتشر کرد.
درصد کمتری از مسیحیان در خاورمیانه
هوما حیدر از دانشگاه بیرمنگام یک دهه پیش گزارشی را برای دپارتمان توسعه بین المللی دولت بریتانیا (DFID) تهیه کرد. او سپس خاطرنشان کرد که «یک قرن پیش، مسیحیان خاورمیانه 20 درصد جمعیت را تشکیل میدادند، اما امروز، آنها بیش از 3 تا 4 درصد از جمعیت منطقه را تشکیل نمیدهند». به نظر من باید از آن کاهش به عنوان یک نسل کشی یاد کرد.
اگرچه بسیاری از طرفهای ذینفع تلاش میکنند که این وضعیت را پوشش رسانهای ببندند، آنچه بر مسیحیان میگذرد، به ویژه در خاورمیانه و بیشتر به دلیل اسلام گرایان، نسل کشی است.
در حیاط خلوت اسرائیل، مسیحیان در تشکیلات خودگردان فلسطین (PA) و غزه آزار و اذیت ناشی از افزایش نابردباری اسلامگرایان، از جمله ارعاب، اختلافات زمینی، و تهاجم را تجربه میکنند.
جمعیت مسیحیان به دلیل این فشار به طور قابل توجهی کاهش یافته است و بسیاری از آنها خانه های خود را ترک کرده اند. حوادث شامل حملات کلیسا و فشارهای تغییر مذهب اجباری می شود.
جنبههای کلیدی آزار و شکنجه که گزارش شناسایی میکند کاهش جمعیت، خرابکاری کلیساها، اخبار حملات خشونتآمیز اوباش و تخریب اموال، اجبار اجتماعی و ارعاب زنان مسیحی، سرقت اموال و همچنین عدم جبران خسارت قانونی است.
در 23 دسامبر 2024، جروزالم پست منتشر کرد که خشونت و اجبار منجر به کاهش 90 درصدی شده است جمعیت مسیحی بر اساس مطالعه جدید مرکز امنیت و امور خارجی بیت المقدس (JCFA) در مناطق تحت کنترل حماس یا تشکیلات خودگردان فلسطینی.
تأکید شد که در سال 1922، مسیحیان 11 درصد از جمعیت منطقه فلسطین را تشکیل می دادند، در حالی که در سال 2024، این رقم به تنها 1 درصد کاهش یافت.
Open Doorways Worldwide در فوریه 2025 علل اصلی آزار و اذیت مسیحیان در قلمرو خودگردان فلسطین را ظلم اسلامی، ناسیونالیسم مذهبی، خصومت قومی-مذهبی، ستم قبیلهای و پارانویای دیکتاتوری توسط بوروکراسی محمود عباس فهرست کرد.
البته، اگر کاردینال پیرباتیستا پیتزابالا، پدرسالار اورشلیم، شدیداً طرفدار فلسطین باشد و کالج انجیلی پروتستان بیت لحم کنفرانسهای دوسالانه «مسیح در نقطه بازرسی» را برگزار کند، این امر میتواند سکوت واقعیتی را که مسیحیان با آن روبرو میشوند و همچنین تغییر توجه، تا حد امکان به سوی اسلام و دور شدن از اسلام را توضیح دهد. پاپ لئو چهاردهم نیز از حقیقت اجتناب کرده است.
همچنین اگر تاکر کارلسون مهمان پس از مهمان مسیحیانی باشد که به شدت ضدصهیونیسم هستند، مانند مادر آگاپیا استفانوپولوس، کشیش مونتر اسحاق، و اکنون، آلیس کیسیا از سازمان Save Al Makhrour، میزبانی کند، مفید نیست.
کیسیا در 23 آوریل ظاهر شد و مدعی شد: “این شهرک نشینان چندین بار نمادهای مسیحی ما را خراب کرده اند… آنها مسیحیان را دوست ندارند. آنها از ما متنفرند… آنها این تبلیغات را انجام می دهند تا اسلام هراسی را در کشورهای غربی بالا ببرند…” وقتی کارلسون به او غذا می دهد آنچه می خواهد بگوید عجیب تر می شود.
رویکرد کارلسون چقدر بد است؟ حتی پیتر بینارت هم به این نتیجه رسیده است. او در مقاله خود در نیویورک تایمز در 28 آوریل، اتهام کارلسون مبنی بر اینکه “هدف واقعی اسرائیل ملاها در ایران نیستند. این ما هستیم (کشورهای مسیحی، غربی، سفیدپوست) همانطور که همیشه بوده است” را “احمقانه” خواند.
بینارت سپس افزود: «مجازات اسرائیل برای مردم فلسطین ناشی از چیزی مخصوصا یهودی – یا «غیر مسیحی» است.
اسرائیل متحد و حتی مدافع مسیحیت و مسیحیان در خاورمیانه است، کسانی که از نسل کشی رنج می برند، نسل کشی واقعی.
این حقیقت باید برجسته شود، به طور برجسته.
نویسنده پژوهشگر، تحلیلگر و مفسر مسائل سیاسی، فرهنگی و رسانه ای است.
