دبلیوبه بوداپست خوش آمدید: شهر خورش، شهر میدانهای پیادهرو، شهر مردانی با لباسهای نخی که آرامش عضلانی سریعی را در اتاقکهایی با گرمای زمین گرمایی ارائه میدهند. یازده روز بعد از رهایی عاطفی عمیق به نظر می رسد با کسب عنوان قهرمانی لیگ برتر، آرسنال به پایان فصل خود در شهری نزدیک می شود که اساساً برای یک تعطیلات شهری تابستانی عالی است.
بعدازظهر شنبه در Puskas Area برای تیم میکل آرتتا مانند یک رویداد دوگانه به نظر می رسد، موقعیتی که با توجه به زاویه ای که از آن می بینید، شکل خود را تغییر می دهد. از یک طرف پیروزی مقابل پاری سن ژرمن در فینال لیگ قهرمانان، بزرگترین روز تاریخ آرسنال خواهد بود. از سوی دیگر، این موقعیتی است که به طرز عجیبی سبک، سرگرم کننده، جشن و فینال است.
و این واقعاً چیز جدیدی برای تیمی است که کل هویت عمومی در آن وجود دارد عصر آرتتا با درمان اضطراب تعریف شده است، هر قدم یا تلو تلو خوردن به عنوان یک رفراندوم در مورد اعتبار پروژه، در مورد شخصیت اصلی آواتار دردناک لباس بافتنی که در جلوی رژه گام برمی دارد.
آخرین باری که این تیم توانست به چنین روزی بدون تعدادی نزدیک شود کی بود گرفتگی عمیق ترس وجودی? چگونه یک آرسنال بدون شکنجه، کاملاً تأیید شده، بابا ما را دوست دارد؟ این تیم که بدون ترس بازی می کند چه شکلی است؟
حتی تلاشهای اجرایی خوب برای لذت بردن از اجرای عنوان بهطور دردناکی سخت و پردازش شده بود. سوار قایق تفریحی شوید. آتش را بیاور به ما بپیوندید تا رهایی از احساسات خود را تا آخرین جزئیات مدیریت کنیم. ناگهان دارث ویدر در حال انجام استندآپ است. اسپاک می خواهد دیسکو برقصد. آقای پینکوس، آیا صدای من را می شنوید آقای پینکوس؟
و اکنون ما این فرصت را داریم که نفس بکشیم، هوا را در کنار دانوب ببریم، و در یک تغییر جزئی اما قابل توجه در لحن و بافت آن تجمل کنیم. آرسنال دوران
شاید علاقه مندان به سفر بتوانند به سادگی از تماشای فال در اطراف لذت ببرند. تیمهای انگلیسی چهار بار در لیگ قهرمانان اروپا در ورزشگاه بازسازیشده پوشکاش آرنا انجام دادهاند که چهار برد را به دست آوردهاند و گلی دریافت نکردهاند، اگرچه مسلماً هیچ یک از حریفان آنها نتوانستند یک بازی فوقالعاده غیرقابل مقاومت به میدان بروند. گرگینه گل گرجی.
Coldplay و Ed Sheeran، انگلیسی نیز، در آنجا برنامههای مگا نمایشی را اجرا کردهاند. همانطور که Depeche Mode که نام فرانسوی دارد اما در واقع اهل اسکس است. خیلی بدشانسی آنجا، پاریس. حتی مراسم توپ طلا به لندن منتقل شده است، که مطمئنا برای پادشاه دوگانه یورو و جام جهانی، مارتین زوبیمندی/دکلان رایس مفید خواهد بود.
در دنیای واقعی، PSG یکی از محبوبترین گزینهها برای پیروزی خواهد بود و دلیل خوبی هم دارد. آنها قبلاً این کار را انجام داده اند. آنها یک مزیت آشکار در حمله به پرسنل، تیمی که تا دندان مسلح به این مناسبت ها نزدیک می شود، یک سرنیزه در هر آستین، یک کلاشینکف پشتیبان در کمربندشان.
اما اکنون متغیرهای جدیدی وجود دارد، ناشناخته های تازه. دو چیز کلیدی تغییر کرده است. مهمترین آنها خود آرتتا است، هم از نظر وضعیت حرفه ای و هم در رابطه اش با باشگاه.
چند هفته پیش برخی از عناصر آشفته تر از طرفداران آنلاین گسترده تر خواستار اخراج او شدند. شک و تردید به حاشیه های هیستریک محدود نمی شد. همیشه شک و تردید وجود داشته است و به طرز شگفت انگیزی میل عمیق تری برای شکست آرتتا وجود داشته است که به عنوان یک کلاهبردار موی کلاه ایمنی، یک جفت شلوار خالی خاکستری فاش شود. دلخوری از حضور پرخاشگر در لبه تصویر، شعار فروشنده گیره کاغذ، احساس سخنرانی توسط یک مرد غول آسا. همین اواخر، در نیمه نهایی این فصل، مطبوعات فرانسوی به «ثبت بیش از حد احساسی» آرتتا اشاره می کردند.
خب دیگه نه فوتبال یک صنعت مبتنی بر نتیجه است. باشگاه های نخبه آرزوی موفقیت دارند. بازیکنان نخبه به آن پاسخ می دهند. و آرتتا اکنون بدون شک یک مربی نخبه است. حتی رسیدن به فینال لیگ قهرمانان هم یک عمل تراز کردن است. این شما را یک مکس آلگری، یک مائوریسیو پوچتینو می کند. بردن آن به کلی چیز دیگری خواهد بود، نام تازه ای در لیستی که در 12 سال گذشته کارلو آنچلوتی، زین الدین زیدان (هر کدام سه بار)، لوئیس انریکه (دوبار)، یورگن کلوپ، هانسی فلیک، توماس توخل و پپ گواردیولا را می خواند. اساسا capi dei capi، بچه هایی که می توانند کارها را انجام دهند.
مدیر اجرایی آرسنال هرگز علناً در مورد آرتتا تزلزل نکرده است. اما این جاذبه تغییر کرده است. باشگاه اکنون دارد دارایی برای تسکینستاره پروژه قهرمانی خودش و مدیری که مورد توجه دو تیم بزرگ اسپانیا، خود پاری سن ژرمن، و اتحادیه فوتبال در زمان مناسب قرار خواهد گرفت.
نکته جالب دیگر: آرتتا اولین مربی انگلیسی است که پس از جو فاگان در سال 1984 قهرمان جام ملتهای اروپا میشود. خب، او حداقل پاسپورت بریتانیایی دارد و در لندن زندگی میکند. او همچنین بهترین کاندیدای بریتانیایی برای مدیریت تیم انگلیس است. شاید این سرنوشت او باشد. شاید مجموعهها، بچههای بزرگ در عقب، همه از این نظر منطقی باشند. شاید بازی در واقع از بین نرفته باشد، اما بازگشته است.
شاید نه. اما آن لحظه ارتقاء وضعیت بسیار مهم است. آرتتا به عنوان بازیکن در رنجرز و جام حذفی به عنوان کاپیتان و مربی آرسنال قهرمان لیگ برتر اسکاتلند است. اما قهرمانی در لیگ برتر تا حدودی مهم ترین لحظه زندگی حرفه ای 27 ساله او است.
این یک شخصیت فوتبالی است که تقریباً با رسیدن به قله، اما نه کاملاً، یک حرفه در سطح نخبگان ایجاد کرده است. در کودکی به لاماسیا رسید، اما نه از طریق لاماسیا، که توسط استعدادهای بسیار زیاد، از جمله، لوئیس انریکه، مسدود شد. او تقریباً 18 ماه به پاری سن ژرمن رفت، اما در دوره ای که این به معنای قهرمانی در جام اینترتوتو بود. او به آرسنال پس از اوج ونگر رفت، سالهای کوچک شدن و سقوط.
شاید او بتواند اعتبار نخبگان را با اسپانیایی که در حال چرخیدن است بیابد؟ اما ژاوی، آندرس اینیستا، ژابی آلونسو، سسک فابرگاس، سرجیو بوسکتس، داوید سیلوا و سانتی کازورلا در اسپانیا پیش از این ژاوی، آندرس اینیستا، سانتی کازورلا و داوید سیلوا را در اختیار داشت و آرتتا هرگز بازی ملی را به دست نیاورد. صبر کن، شاید او بتواند برای انگلیس بازی کند! به جز، نه، فیفا می گوید او نمی تواند.
دوران مربیگری آرتتا نیز با طلسم ایستادن در کنار شخص دیگری در حالی که آنها موفق به کسب امتیاز شدند، قبل از سه مقام دوم متوالی در آرسنال آغاز شد. او ممکن است اطمینان ایجاد کند، چت را پردازش کند، به روش ها اعتماد کند. اما آرتتا هم انسان است. او از شک و تردید صحبت کرده است، از این احساس که شاید فقط من نیستم. به جز، او است. آرتتا اکنون کاپیتان است. آیا او متفاوت نگاه می کند، صحبت می کند، راه می رود؟
در حالت ایده آل نه. یک نظریه وجود دارد که آرسنال The Liberating Up را تجربه خواهد کرد. وزنه های مچ پا کم شده است. ترمز دستی نه تنها از طریق دکمه الکتریکی مزاحم رها می شود، بلکه با پیچ گوشتی بیرون زده و از شیشه کناری پرتاب می شود.
آیا این ایده خوبی است؟ آیا منطقی است که آرسنال رشته هایی را که آنها را به این مکان بردند کنار بگذارد، درست همانطور که در مقابل نابخشودنی ترین حمله اروپا قرار می گیرد؟ با جلیقه تنگ تاکتیکی منضبط شده زندگی کنید، با جلیقه تاکتیکی منضبط شده بمیرید. قرار نیست از مایکل جکسون پیشی بگیرید. اما ممکن است او را در یک بازی واقعا طولانی و دردناک Scrabble شکست دهید.
آرسنال آن نیهیلیست های تدافعی نیست که اغلب به عنوان آنها انتخاب شده اند. بخش اعظم فصل صرف مدیریت غیبت خلاق ترین بازیکنان آن ها شده است، با یک مهاجم وسط که طوری می دود که انگار یک سگ گله او را تعقیب می کند. پاری سن ژرمن نیز نسبت به آنچه که رنگ آمیزی شده است، کمتر آزاد است. هر دوی این تیم ها شروع می کنند از موقعیت دستیابی به کنترل. آنها رتبه های یک و دو را برای کمترین شوت دریافتی در پنج لیگ برتر اروپا دارند. پاری سن ژرمن چهار بازیکن هجومی با کیفیت واقعی دارد، اما اثربخشی آنها بر ساختاری استوار است که به آنها اجازه می دهد به جلو بدوند و به دنبال دوئل باشند. این یک تیم آزاد و بدون بند نیست. این به نقاط قوت فوق العاده ای که در یک سیستم کاشته شده اند حمله می کند.
به نظر می رسد که نتیجه به نحوه دفاع و ضدحمله آرسنال در مناطق وسیع بستگی دارد. در اینجا یک سابقه وجود دارد. فراموش کردن آن آسان است ماه مه گذشته به مدت 26 دقیقه در پاریسآرسنال بر همین حریفان مسلط شد و به شکلی جالب.
تیم لوئیز انریکه مدافعان کناری آرسنال را در نیمه خود نگه داشت در بازی اول از آن کراوات در پارک دو پرنس مایلز لوئیس-اسکلی و ژورین تیمبر بدون ترس وارد زمین شدند، خط هافبک را غرق کردند و ساختار پرسینگ بسیار تهاجمی را ایجاد کردند. آرسنال نتوانست موقعیت هایی را که به دست آورده بود تمام کند. فابیان رویز یک گل درخشان به ثمر رساند تا تساوی را از بین ببرد. اما این طرح در حالی که کار می کرد کار می کرد.
منطق همچنان نشان می دهد که پاری سن ژرمن قدرت هجومی زیادی دارد. اما اگر آرسنال بتواند آن را برای یک ساعت بدون گل نگه دارد، بازی ممکن است به سمت این تیم قهرمان جدید متمایل شود، در آنجا فقط برای لحظه زندگی می کنند (زمینه: احتمالاً نه فقط برای لحظه زندگی کردن). مثل همیشه به جزئیات خواهد رسید. و شاید، فقط شاید، به آن فقدان ترس.
