مدتی است که میخواهم با دوستانم از زمان اقامتم در اروپا ارتباط برقرار کنم، زیرا به نظر بسیار بدیهی است که ذکر آن باعث اتلاف نفس میشود. اروپا از آمریکا خسته شده است. این کلیشه به قدری رایج است که برای نوشتن به نظر هدر دادن جوهر دیجیتال است. در اینترنت، اروپایی ها را می بینیم که از گردشگران آمریکایی که همه جا شلوار گرمکن می پوشند و در رستوران ها سر و صدا می کنند، شکایت می کنند. اگر با افراد چپ افراطی تعامل داشته باشید، افرادی را می شناسید که آمریکا را مظهر سرمایه داری امپریالیستی می دانند. هر چند سال یک بار، تیترهایی را می بینید که سیاستمداران اروپایی از اینکه آمریکا قوانین برخی از توافقات بین المللی را ترک کرده یا زیر پا گذاشته است، ناراحت هستند. اما من فکر میکنم احساس این است که در پایان روز، اروپا میپذیرد که، با وجود تمام خطاهای ما، ایالات متحده برای امنیت و ثبات بینالمللی مهم است. رابطه ما با اروپا شبیه یک زوج کمدی است. هومر ممکن است یک سالگرد را فراموش کند، اما در پایان اپیزود او آن را برای مارج جبران خواهد کرد و همه چیز خوب خواهد بود. با این حال، هر چه بیشتر با مردم صحبت میکنم، به بحثهای سیاسی بین رهبران اروپایی گوش میدهم و اخبار را در اینجا میخوانم، بیشتر احساس میکنم که ایالات متحده از مرز عبور کرده است. سیاستمداران و نهادهایی که معمولاً با خجالت طرف ما را می گیرند، از انجام این کار خودداری می کنند و اروپا در حال برنامه ریزی برای چگونگی انجام کارها بدون ایالات متحده است.
من در کشوری که بهترین ها را می شناسم شروع خواهم کرد: آلمان. گروهی از آلمان همیشه با ایالات متحده ارتباط داشتند. آلمانیها تحت تأثیری که ایالات متحده بر توسعه آلمان غربی داشت، به هم ریختند. برخی از آلمانیها احساس میکردند که ایالات متحده به جای دنبال کردن آشتی با آلمان شرقی، این کشور را به عنوان یک مهره در جنگ سرد تحت فشار قرار داد. با این حال، سایر آلمانی ها، ایالات متحده را به عنوان محافظ می بینند. در ذهن آنها، آمریکا به محافظت از آلمان غربی در برابر نفوذ شوروی کمک کرد و همچنان به تضمین صلح در اروپا ادامه می دهد. این پویایی کاملاً توسط حزب سبز آلمان، die Grünen، نشان داده شده است. سبزها به عنوان یک حزب صلح طلب و مخالف ناتو تأسیس شدند. از اواخر، حزب است به شدت از مشارکت آلمان در ناتو حمایت می کند و ائتلاف مورد حمایت آمریکا را ضامن مهم ثبات در اروپا می داند.. اما امروزه بسیاری از مؤسسات که تقریباً همیشه در کنار ایالات متحده در آلمان بوده اند، علیه نفوذ آمریکا روی می آورند. فردریش مرز، صدراعظم آلمان، که رئیس سابق یک موسسه دوستی آمریکا و آلمان است، اظهار داشت که یکی از اهداف خود پس از انتخابات، اروپا برای دستیابی به “استقلال واقعی از ایالات متحده” تقویت شد. و از پیوستن به جنگ ایران خودداری کرده است. در واقع، تک تک احزاب سیاسی در آلمان که در پارلمان آلمان نمایندگی دارند، توانستهاند به آن راه پیدا کنند سیاستی برای اجتناب از پیوستن به جنگ ایران. یکی از این حزب ها AfD است که جی دی ونس برای آن مبارزات انتخاباتی انجام داد. اکنون آلیس وایدل، رهبر حزب ظاهراً از اعضای حزب درخواست کرده است آنها را کاهش دهد ایالات متحده تماس و سفر به کشور.
آلمان در تلاش برای ترسیم آینده ای کمتر وابسته به ایالات متحده تنها نیست. ترامپ اعلام کرد که بریتانیا به پاکسازی مین از تنگه هرمز کمک خواهد کرد. که نخست وزیر بریتانیا سر کیر استارمر با آن مخالفت کرد. در عوض، انگلستان، همراه با فرانسه، بوده است برگزاری نشست هایی با 41 کشور از جمله کانادا، ایتالیا و آلمان در مورد تلاش برای بازگشایی تنگه قابل توجه است که بریتانیا و فرانسه تمام تلاش خود را کرده اند تا روشن کنند که این بخشی از درگیری جاری نخواهد بود و ایالات متحده در این جلسات شرکت نکرده است.
ما در حال حاضر طعم عواقب جهانی را می چشیم که در آن اروپا تمایلی به حمایت از ایالات متحده ندارد. دولت ترامپ بارها از متحدان خود خواسته است که در درگیری های جاری با ایران کمک کنند اما بی نتیجه است. در نتیجه، ایالات متحده تا حد زیادی هزینه جنگ را به تنهایی متحمل می شود. پنتاگون درخواست کرد 200 میلیارد دلار از کنگره برای پرداخت هزینه جنگ در ماه مارسکه تمام «پسانداز» کاهشهای قبلی DOGE توسط دولت را از بین میبرد و دو برابر مبلغی است که ایالات متحده هر سال به عنوان کمک غذایی به شهروندان ما میپردازد. من فقط می توانم تصور کنم که هر چه جنگ طولانی تر شود، این برچسب قیمت بیشتر و بیشتر می شود.
به طور غیرمنتظره، مایلم تاکید کنم که ضدیت فزاینده اروپا نسبت به آمریکا به من به عنوان یک آمریکایی هم سرایت نکرده است. هیچ کس در این کشور با من به خاطر سابقه ام بدتر رفتار نکرده است. افرادی که با آنها صحبت کرده ام به جای اینکه مرا به خاطر اقدامات کشورم قضاوت کنند، به احتمال زیاد با من همدردی می کنند که باید در کشوری با چنین سیاست های دیوانه وار زندگی کنم. دور شدن اروپا از آمریکا با انگیزه نفرت از آمریکا و آمریکایی ها نیست. آنچه انگیزه فروپاشی اروپایی-آمریکایی است، فرسودگی با ماست. افرادی که با آنها صحبت می کنم از تلاش برای درک اینکه چه چیزی باعث سیاست خارجی نامنظم ما می شود خسته شده اند. آنها از درخواست ایالات متحده برای بیشتر و بیشتر خسته شده اند، در حالی که هنوز شکایت دارند که اروپا به اندازه کافی کمک نمی کند. صادقانه بگویم، نمی توانم آنها را سرزنش کنم.
با Patrick Kompare در pkompare@nd.edu تماس بگیرید.
نظرات بیان شده در این ستون نظرات نویسنده است و نه لزوماً نظرات The Observer.
