سایروس نورکراس سابق است تکاور ارتش، پادکستر و مدافع حقوق مدنی بومیان آمریکا. او همچنین یک روزنامه نگار دوره گرد است، رقصنده مشتاقو کسی که سال ها از افغانستان را صرف کرده است تا بفهمد مداخله نظامی آمریکا در واقع چه چیزی را انجام می دهد – و چه چیزی را انجام نمی دهد.
ما قبل از حمله به ایران به گفتگو نشستیم که درگیری بالقوه ایران، درسهای افغانستان و اینکه آیا مردان جوان امروز باید به ارتش ملحق شوند را پوشش میداد. آنچه در زیر می آید گزارش ویرایش شده آن گفتگو است.
در مورد افغانستان و پرسشی که کهنه سربازان مدام از خود می پرسند
کوروش مستقیماً در مورد حساب و کتابی بود که بسیاری از کهنه سربازان از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال 2021 انجام داده اند.
زمانی که ما به افغانستان رفتیم، طالبان کنترل را در دست داشت.
طالبان دوباره کنترل خود را به دست گرفتند.»
این یک توضیح صادقانه از یک مشکل تکراری در سیاست خارجی آمریکا است: این فرض که ارزشهای غربی را میتوان با نیروی نظامی به فرهنگهایی منتقل کرد که برای هزاران سال خود را حول اصول مختلف سازماندهی کردهاند.
روسیه آن را امتحان کرد. انگلستان آن را امتحان کرد. هیچ کدام موفق نشدند.
بستر فرهنگی تغییر نمی کند زیرا پرچم روی سفارت تغییر می کند.
درباره ایران – و چرا پیچیده تر از آن چیزی است که به نظر می رسد
گفتگو به ایران چرخید و کوروش دیدگاهی را به ارمغان آورد که اکثر کامنت های تلویزیونی کاملاً از آن غافلند.
وی خاطرنشان کرد که صدام حسین با وجود تمام وحشیگری هایش، به عنوان یک حائل عملی در برابر نفوذ ایران در منطقه عمل کرد. هنگامی که ایالات متحده او را در سال 2003 برکنار کرد، آن حائل ناپدید شد و ایران به خلأ رسید و به شرایطی کمک کرد که داعش و نسلی از دولتهای بیثبات را به وجود آورد.
«شما به صدام حسین نگاه می کنید و متوجه می شوید که او واقعاً ایران را مهار می کرد
ایدئولوژی و سپس او را بیرون می آورید و نفوذ ایران شروع به درز می کند.”
کوروش توضیح داد که خود انقلاب ایران به عنوان یک پروژه تئوکراتیک آغاز نشد. در دهه 1970 به عنوان یک قیام سوسیالیستی گسترده علیه شاه – که به نظر می رسید نفوذ بیش از حد غرب را وارد می کرد – آغاز شد.
جهادیها بعد از این واقعه با جنبش همکاری کردند و چپهایی را که به آنها کمک کرده بودند تا به آنجا برسند، حذف کردند.
نتیجه گیری او در مورد اقدام نظامی امروز علیه ایران: “بهترین کار این است که به صورت دیپلماتیک به آن نزدیک شویم، فرهنگ را به خوبی درک کنیم – که آمریکا به آن معروف نیست – و سعی کنیم نوعی راه حل پیدا کنیم. هر چیز دیگری فقط به ادامه جنگ منجر می شود.”
با 90 میلیون نفر و یک دولت انقلابی که معتقد است هدفش از نظر کیهانی تعیین شده است، ایران کشوری نیست که به همان کتاب بازی عراق پاسخ دهد.
در مورد اینکه چرا مردان جوان هنوز باید به فکر خدمت باشند
اینجا بود که بحث جالب شد چون کوروش جواب پوستر استخدام را نداد.
او به ناامیدی جانبازان اذعان کرد. او متوجه شد که چرا مردم سوال می کنند که این فداکاری ها برای چه بوده است. و سپس به نکته ای اشاره کرد که همه آن را از بین می برد: برای بهره مندی از ارتش، لازم نیست در جنگ باشید.
“شغل های زیادی در آنجا وجود دارد که مردم از آنها اطلاعی ندارند. روزنامه نگاری. طراحی گرافیک. در واقع شغلی به نام “کارشناس لباسشویی و دوش” وجود دارد. شما مجبور نیستید به یک MOS رزمی بپیوندید.”
اما فراتر از فهرستهای شغلی، بحث او در مورد چیزی سختتر برای تعیین کمیت بود: نوع فردی که ارتش شما را مجبور میکند تبدیل شوید.
“در سنین جوانی – 19، 20، 21 – شروع به پذیرفتن مسئولیتهای رهبری میکنید. شما آن را برای افراد 19، 21 ساله دیگر اعمال میکنید. در رتبههای بالاتر میروید. این مدیریت است. و مدیریت صحیح چیزی است که بسیاری از مردم امروز به شدت از آن محروم هستند.”
چشم انداز گسترده تر او حتی جاه طلبانه تر بود. او ایده یک برنامه جهانی به بلوغ را برای همه جوانان آمریکایی مطرح کرد.
“چیزی که همه را به هم متصل می کند. گذار به بزرگسالی
جایی که یاد می گیرید چه چیزی را انتظار داشته باشید، چه اتفاقی قرار است بیفتد، چگونه به جلو حرکت کنید. این چیزی است که واقعاً مورد نیاز است.”
در مورد خوش بین بودن
گفتگو در جایی که لازم بود به پایان رسید: نه با ناامیدی، بلکه با انتخاب.
“من در مورد اینکه به کجا می رویم خوشبین خواهم ماند. شما باید باشید.
وقتی به کشورهایی فکر می کنید که واقعاً می خواهند ما را پایین بیاورند – ما
باید تا حد امکان قوی بمانند
ما نیروگاه اقتصادی بوده ایم. ما نمی توانیم اکنون متوقف شویم.”
سایروس نورکراس دیده است که وقتی مؤسسات آمریکایی نتوانند با لفاظی های خود مطابقت داشته باشند چه اتفاقی می افتد. او همچنین دیده است که وقتی افراد تصمیم می گیرند از آن عبور کنند چه اتفاقی می افتد. ترکیبی از انتقاد واضح و خوش بینی سرسختانه دقیقاً همان صدایی است که ارزش شنیدن در سال 2026 را دارد.
