کوثر افتخاری گفت: زن بودن در ایران یعنی شروع یک مبارزه بی پایان از همان لحظه تولد. جروزالم پست اواخر یکشنبه شب
افتخاری از زمانی که در هشت سالگی مجبور به پوشیدن چادر (پوشش اسلامی) شد تا زمانی که پس از اصابت گلوله به چشم نیروهای امنیتی رژیم در اعتراض به قتل وحشیانه جوان 22 ساله، ایران را ترک کرد، این “مبارزه بی پایان” را احساس کرد. کرد-ایرانی دختر مهسا امینی.
وی اظهار داشت: کشوری که توسط یک رژیم زن ستیز و ضدبشری به نام جمهوری اسلامی اداره می شود، جایی نیست که زن بودن در آن آسان باشد.
افتخاری تا 18 سالگی در ممقان، شهری کوچک از توابع شهرستان ممقان در استان آذربایجان شرقی زندگی میکرد، جایی که چادر مشکی برای زنان یک انتخاب نبود، بلکه یک تعهد نانوشته بود.
در حالی که اکثریت زنان هرگز آنقدر شجاع نبودند که پوشش را بردارند، افتخاری با وجود اینکه او را «موضوع توجه کوچهها و خیابانها» میکرد، آن را رد کرد. او گفت که قدرت و شجاعت خود را از مادرش گرفته است، مادری که علیرغم فشارهای اجتماعی و تبعیض قانونی که او را به سمت نقش خانهداری سوق داده بود، برای یک زن شاغل جنگید.
افتخاری می دانست که پس از قتل وحشیانه امینی توسط نیروهای امنیتی باید اقدام کند
عشقش به تئاتر او را از شهر کوچکش برد و تحصیلش را در پایتخت دید نیروهای امنیتی رژیم بیشترین تمرکز را دارند. با وجود این، افتخاری گفت که میدانست پس از قتل وحشیانه امینی توسط نیروهای امنیتی به جرم ساده نپوشیدن سر، باید اقدام کند.
او با تشریح واقعیتی که کسانی که در تظاهرات زنان، زندگی، آزادی در سال 2022 با آن روبرو بودند، گفت: «مطمئن بودم که در خطر هستم، با دستان خالی و فقط با صدایم مسلح با عوامل مسلح جمهوری اسلامی میجنگم. ما مردم ایران را در خیابان ها پیروز و شاهد سقوط جمهوری اسلامی باشیم وگرنه فکر می کردم حتی اگر کشته نمی شوم به دست عوامل نظام مجروح می شوم اما تا آن روز نمی دانستم که جمهوری اسلامی هم گلوله به چشم مردم می زند.
افتخاری پیش از این شش روز را به دلیل شرکت در تظاهرات در بازداشتگاه امنیت ملی سپری کرده بود، اما پس از آزادی به حضور در تظاهرات ادامه داد.
او گفت: «حتی کوچکترین تجمع، فقط چهار نفر که کنار هم ایستاده بودند، برای حمله نیروهای امنیتی کافی بود. آنها مردم را صرفاً به خاطر ایستادن و صحبت کردن با باتوم وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار دادند. آنها را با خشونت و بدون تردید دستگیر کردند.
در 12 اکتبر 2022، او به جمعیت بزرگی پیوست که خواهان عدالت بودند و منتظر همان ضرب و شتم های معمول بودند و دستگیری های خودسرانه او قبلاً تجربه کرده بود، اما نیروهای امنیتی تصمیم گرفتند نیروی خود را افزایش دهند و به سمت جمعیت شلیک کنند تا از طریق ارعاب و خشونت، تظاهرات را متفرق کنند. یک گلوله مستقیماً به صورت او شلیک شد و یکی از چشمان او را کور کرد.
او توسط همان ماموران امنیتی که به او حمله کردند از تظاهرات خارج شد و به بیمارستان طرفه تهران منتقل شد و به گفته خودش در شرایط شدید امنیتی نگهداری می شود. از آنجا رژیم، علیرغم عدم ابتلا به هیچ گونه بیماری روانی که چنین بستری را ایجاب می کرد، او را به بیمارستان روانی امام حسین منتقل کرد.
او گفت: “اصلاً نمی خواستم به آنجا بروم. این برای من عمیقاً ترسناک بود. من ساعت ها در راهروی انتظار نشسته بودم و صداهای وحشتناک بیماران روانی را احاطه کرده بودند. فقط چند روزی بود که چشمم را از دست داده بودم و قبلاً در آن محیط بودم.” پس از ساعتهای طولانی و سنگین، دو مرد با کتهای سفید پزشکی آمدند، اما احساس پزشک بودن نداشتند، آنها احساس میکردند که بازجو هستند.
مردان سعی کردند او را تحت فشار قرار دهند تا بگوید قصد خودکشی دارد، و زمانی که او در برابر فشاری که به آنها اجازه می داد او را نهادینه کنند، سر فرود نیاورد، مجبور شدند او را آزاد کنند.
پس از آن تجربه، افتخاری از ایران به آلمان گریخت و در آنجا بارها مورد آزار حامیان رژیم قرار گرفت.
امروز حتی در آلمان هم چیزهای ترسناکی را تجربه میکنم. اینجا دیگر به دلیل حضور افراطگرایان اسلامی و حامیان جمهوری اسلامی احساس امنیت نمیکنم. میدانم در یک دموکراسی، ترویج تروریسم ممنوع است. اما چگونه ممکن است در کشورهای غربی، گروههای مرتبط با رژیمهایی مانند جمهوری اسلامی و سازمانهایی مانند حماس اجازه داشته باشند آشکارا تبلیغات خیابانی خود را پخش کنند؟ او گفت و توضیح داد که چگونه از دیدن پرچم های همان رژیمی که به او حمله کرده بود آشکارا در خیابان ها به اهتزاز درآمده است.
افتخاری هفته گذشته در جریان تظاهراتی در تعاملی مورد تعرض قرار گرفت که اکنون در فضای مجازی منتشر شده است. ضبطشده از این حادثه نشان میدهد که مردانی در حالی که او را احاطه کردهاند در حالی که فریاد میزنند «الله اخبار» و «خامنهای اخبار» (مجتبی خامنهای بزرگتر است) فریاد میزدند و زنی با برچسب فلسطینی روی صورتش سعی میکرد او را بگیرد.
«چند روز پیش در خیابانها توسط افراد اسلامگرا و حامیان حماس مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفتم، تنها جرمم این بود که وقتی پرچم جمهوری اسلامی را دیدم فریاد زدم: جمهوری اسلامی به چشمم شلیک کرد. این به تنهایی کافی بود تا آنها به من حمله کنند. اینها مردمی هستند که حتی ایرانی نیستند، اما خامنه ای برای آنها مثل یک بت است، این برای غرب خطرناک است.
وی هشدار داد: «اگر رهبران اروپایی احمقانه به ترویج اسلام گرایی در جوامع خود ادامه دهند، روزی در تاریخ شاهد نابودی دموکراسی و حقوق بشر در کشورهای غربی خواهیم بود».
افتخاری توضیح داد که او میخواهد همان ارزش زندگی انسانی را که در غرب تجربه میشود در ایران نصب کند، اگرچه میترسید که افراطگرایی اسلامی اعمال شده در ایران به اروپا وارد شود.
او گفت که می خواهد ببیند اسرائیل و ایالات متحده به ایران حمله می کنند، اما حملات آنها را به زیرساخت های نظامی و تاسیسات هسته ای محدود می کند تا زندگی غیرنظامیان تا حد زیادی دست نخورده باقی بماند.
وی در پایان گفت: زندگی مردم ایران خط قرمز من است، زیرا من مردم ایران را دوست دارم. اما به نظر من اکنون به حدی از خفقان رسیدهایم که نیازمند اقدام نظامی هدفمند اسرائیل و آمریکا هستیم، زیرا ۴۷ سال است که با دست خالی با رژیمی مانند داعش میجنگیم و کشته، اعدام و مظلوم شدهایم.
