درگیریهای جاری میان پاکستان و دولت طالبان افغانستان، تلاشهای کشورهای آسیای مرکزی را برای ایجاد یک هلال تجاری از دریای سیاه در غرب تا دریای عرب در جنوب را مختل میکند. با این حال، درگیری بین دو کشور جنوب آسیا می تواند به منافع تجاری برای آسیای مرکزی، به ویژه ازبکستان، منجر شود. درگیری که وزیر دفاع پاکستان از آن به عنوان یک “جنگ علنی” تمرکز بر حمایت افغانستان از تحریک طالبان پاکستان (TTP)، یک گروه شبه نظامی فعال در منطقه مرزی افغانستان و پاکستان است که به دنبال سرنگونی دولت پاکستان است و دارای روابط طولانی مدت با طالبان حاکم در افغانستان است.
مجموعه ای برای رو به رشد روابط منطقه ای
از زمان استقلال از اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، کشورهای آسیای مرکزی در رابطه با روابط تجاری، به ویژه زمانی که صحبت از ایجاد پیوندهای تجاری با همسایگان جنوبی خود می شود، سیاست تعادل استراتژیک را اتخاذ کرده اند. ترکمنستان سرمایه گذاری هنگفتی در خط لوله ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند (TAPI) کرده است. هر دو ازبکستان و قزاقستان همچنین در پروژه های راه آهن جاه طلبانه که آسیای مرکزی را به بنادر پاکستان در دریای عرب متصل می کند، سرمایه گذاری کرده اند. رؤسای جمهور قرقیزستان، قزاقستان و ازبکستان نیز اخیراً با هدف تقویت روابط تجاری دوجانبه، سفرهای مهمی به پاکستان داشته اند.
با ضربات بزرگ طالبان و پاکستان، این پروژه ها حداقل در آینده به طور قابل توجهی به عقب افتاده اند. هدف همه این پروژه ها دسترسی به پاکستان از طریق افغانستان است و به همین دلیل بر یک وضعیت باثبات و صلح آمیز در مرز تکیه دارند. در حالی که درگیری ادامه دارد، چشم انداز توسعه زیرساخت های فرامرزی جدی – بسیار کمتر در مقیاسی که این پروژه ها تصور می کنند – تقریباً غیرممکن است. این امر باعث می شود میلیاردها دلار سرمایه گذاری از آسیای مرکزی اساساً در بلاتکلیفی باقی بماند.
نگرانی های بالقوه مربوط به این درگیری فقط اقتصادی نیست. احتمال افزایش تنش وجود دارد که به نوبه خود می تواند چالشی امنیتی برای کشورهای آسیای مرکزی، به ویژه کشورهای هم مرز با افغانستان ایجاد کند. دولت اسلامی – استان خراسان (ISKP)، شاخه محلی داعش در منطقه، از قبل از بازگشت طالبان به قدرت در سال 2021 با طالبان میجنگد و تداوم شورشهای آنها نگرانیهایی را در مورد توانایی طالبان برای تامین امنیت زیرساختهای منطقهای ایجاد کرده بود. یک کمپین هوایی پایدار پاکستان یا تشدید بیشتر در جنگ این امکان را دارد که افغانستان را بیثبات کند و در نتیجه فضای بیشتری را برای فعالیت ISKP فراهم کند و احتمالاً منجر به بحران داخلی پناهندگان شود. بیثباتی میتواند به خود آسیای مرکزی نیز سرایت کند و در صورت افزایش بیثباتی، مرز افغانستان و تاجیکستان نگرانکننده خواهد بود.
فرصت در برابر هرج و مرج
مسلماً، آسیای مرکزی توانایی حل مناقشه فوری بین پاکستان و افغانستان را ندارد و تا زمانی که مناقشه به طور دائم حل نشود، چالش ها و خطرات مرتبط با کریدور تجاری جنوبی از طریق دو کشور به آسیای مرکزی وجود خواهد داشت. ماهیت چرخهای درگیری در منطقه، با دورههایی از درگیری شدید و به دنبال آن دورههایی از آرامش نسبی، به این معنی است که بدون راهحل دائمی، خشونت میتواند هر لحظه بر اثر کوچکترین تحریک از طرف هر دو طرف فوران کند. با ادامه توسعه زیرساختهای بینمنطقهای، این یک چالش بیشتر خواهد شد. به این ترتیب، نگرانی درازمدت برای آسیای مرکزی لزوماً مربوط به دور فوری جنگ نیست، بلکه احتمال وقوع دوره های متوالی خشونت است. این تهدید نه تنها مانعی برای برنامههای تجاری و زیرساختی موجود خواهد بود، بلکه میتواند سرمایهگذاران بالقوه در غرب را که نمیخواهند در پروژههایی سرمایهگذاری کنند که میتوانند به دلیل دورهای جدید درگیری مختل شوند، متوقف کند.
یکی از گزینه ها این است که با توجه به شرایط فعلی روی زمین، بخش هایی از این طرح ها را به سادگی پیش ببریم. حملات هوایی پاکستان چنین است بسیار متمرکز باقی ماند در شرق و جنوب افغانستان، نسبتاً دور از مرزهای آسیای مرکزی. آسیای میانه با توسعه بخش هایی از پروژه های موجود که می تواند در شمال غرب کشور ساخته شود، هم می تواند نشان دهد که همچنان به این پروژه ها متعهد است و هم در ساخت آنها فعال باقی می ماند. نشان دادن پیشرفت در پروژههای زیرساختی موجود نیز آنها را ملموستر میکند، شاید محاسبات برای بازیگران منطقهای که به دنبال سود بردن از هجوم تجارت از ایجاد اختلال از طریق درگیریهای مسلحانه هستند، تغییر دهد. زیرساختها و توسعه تجارت بیشتر میتواند به تثبیت وضعیت داخلی افغانستان کمک کند، زیرا جوامع محلی نتایج ارتباطات تجاری منطقهای بیشتر را مشاهده میکنند، حتی زیرساختهای ناقص.
گزینه دیگر این است که تاکید بر سایر مسیرهای تجاری پیشنهادی مانند کریدور میانی تغییر یابد. کریدور میانه، یک مسیر عمدتاً زمینی که آسیای مرکزی را از طریق دریای خزر به اروپا متصل میکند، یکی دیگر از مسیرهای تجاری است که کشورهای آسیای مرکزی سرمایهگذاری زیادی در آن انجام دادهاند. همانطور که تنش های اخیر ایران و آذربایجان نشان داده استبخشهای حیاتی این مسیر همچنان در معرض خطر بیثباتی منطقهای هستند. کریدور میانه همچنین از نظر طول و زمان سفر در مقایسه با مسیر افغانستان-پاکستان طولانیتر است و تنگناهای خاص خود را دارد که قابل تامل است.
در حالی که چشم انداز تجارت جهانی در امتداد مسیر جنوبی “افغ-پاک” تیره و تار به نظر می رسد، این درگیری ممکن است فرصتی برای آسیای مرکزی – به ویژه ازبکستان – فراهم کند تا از مزایای تجاری منطقه ای بهره مند شوند. چندین مسیر تجاری کلیدی افغانستان به دلیل درگیری های اخیر پیچیده شده است. تجارت افغانستان و پاکستان به دلیل جنگ و تجارت با ایران بسته شده است اختلالات جدی به دلیل بمباران مداوم این کشور توسط آمریکا و اسرائیل. این بدان معناست که افغانستان می تواند به طور فزاینده ای به آسیای مرکزی به عنوان خروجی تجارت روی آورد. قبلاً با حضور وزرای ازبکستان و افغانستان، حرکتی در این راستا صورت گرفته است موافق در مورد هدف افزایش تجارت دوجانبه به 5 میلیارد دلار، افزایش قابل توجهی از ارزش تجاری تقریباً 1 میلیارد دلاری در پایان سال 2025. تعمیق روابط تجاری بین دو کشور در حال حاضر در کوتاه مدت منافع زیادی را برای هر دو اقتصاد به همراه خواهد داشت و به طور بالقوه به هدف 5 میلیارد دلاری خیلی زودتر از حد انتظار می رسد. روابط تجاری دوجانبه قویتر بین ازبکستان و افغانستان نیز میتواند پایه و اساس تجارت بینمنطقهای قویتر به پاکستان و بازارهای جهانی را فراهم کند، زمانی که شرایط روی زمین در نهایت اجازه دهد.
تا زمان پایان جنگ، برنامههای بزرگ آسیای مرکزی برای ایجاد دهلیز تجاری جدید از طریق افغانستان و پاکستان در هالهای از ابهام باقی میماند و عواقب پایدار آن در مورد مدت زمان ادامه جنگ متفاوت است. نتیجه نهایی جنگ در ایران نیز عاملی است که باید در نظر گرفته شود و نتیجه آن پتانسیل تغییر برنامه های موجود و رنگ آمیزی هر حل و فصل، دائمی یا غیر آن، از درگیری بین پاکستان و طالبان است. آسیای مرکزی همواره همچنان به دنبال مرزهای جدید، مانند جنوب آسیا، برای فرصتی برای گسترش تجارت با بازارهای جهانی است. هدفی که درگیری کنونی تنها می تواند آن را به تاخیر بیندازد، نه از مسیر خارج کند.
